ساسی مانکنیسم!
ساسی مانکنیسم!
اول اتوبان نیایش زد بقل.گفت:کجار می ری داداش؟گفتم:کرج.گفت:بیا بالا. سوار شدم.یک پژو 405 نوک مدادی،فنر های ماشین خوابیده،به اصطلاح خودش "کف خواب"،یک ضبط صوت پایونیر با دو تا ساب بوفر و یک جفت باند 6985 پایونیر هم روی ماشین نصب کرده.
داخل ماشین که شدم یک اصواتی می آمد که به قول این همسفر سر راهیم:"بهش می گن رپ،خیلی باحاله به مولا،جون آقا از صبح قبل اینکه سیپیده بزنه روشن می کنم،اول یه سر می رم پاساژ دم مغازه بعدشم پی دروداف بازی!با این آهنگام حال می کنیم،اونام حال می کنن."
بهم گفت:چیه حال نمیکنی؟
گفتم:ظاهرا" مضمون اجتماعی هم داره.
گفت:پس چی فکر کردی،یه دستی گرفتی به خیالت ما آفتابه ایم.اسمش "ساسی مانکنه".
گفتم چی؟
گفت:ساسی مانکن.جدیده،خوراک پارتی و مهمونی های به قول شما"شبانست".
اول که اومده بود،همون اول خودم گرفتم و گذشتم تو ماشین،تو بمیری همه دختر مخترا سوار ماشین می شدن،نمیدونم چه مرضی دارن با این تیریپ آهنگ ها حال می کنن.
از پل ولایت رد شدیم،یک مرسدس بنز یشمی،مدلE890 آمد کنار ماشین ما و نور بالا زد،آمد کنار ماشین اشاره کرد که شیشه ماشین رو بکشم پایین.
یک مرد محاسن سفید با یقه سه سانتی و کت و شلوار پرسید:آروم میری یا بدم آرومت کنن!من چیزی نگفتم،راننده گفت:ببخشید آقا،نفهمیدم شمائید،یه لحظه فرمون از دستم در رفت.
راننده بنز گفت:دیگه نبینما آقا پسر!
مرسدس با جاز زدن دنده،سرعت سرسام آوری گرفت و رفت.از پسرک راننده پرسیدم جریان چی بود؟گفت:بابای یکی از زیدیاست.خیلی مایه دارن،دختره میگه بابام خیلی حزبوله،ولی خودشو نگو که...
دختره خیلی خره،عاشق سیستم ماشین من شده.یه روزایی زنگ میزنه میگه بیا دم کلاس زبانم با هم بریم صفا.اهل اکس و مشروبم هست.اتفاقا عاشق همین ساسی مانکنم هست.آخر هفته سر باباشو گول میماله و به من زنک میزنه میریم پارتی.تو پارتی با ساسی مانکنو،وودکاآبسولوت نمیدونی چه حالی می کنیم.
بابایاحمقشم فکر میکنه دخترش رفته خونه دختر خالش.اینقدر مشغول نون زدن تو خون این مردمه که دیگه چیزی نمیفهمه.دختره میگه تو دار و دسته دولتی ها هم هست.
به من گفت:چرا اینقدر رفتی تو فکر،گوش کن ببین ساسی چی می خونه؛"من برات بیس میزنم،تو برام لوس میکنی،من برات.."
رسیدیم به میدان آزادی،داشتم به این فکر میکردم که تو جامعهیی که مدعی پیشرفت و ترقیه چرا اینقدر جوانان این مملکت در گیر و دار فارز و ساسی مانکنو اکس پارتین که راننده زد روی دوشم و گفت:داداش رسیدیم،اینقدر فکر نکن،یا خوودش میاد یا نامش.
هزار تومان بهش کرایه دادم ولی قبول نکرد و گفت:بابا تو مارو نشناختیا!ما مسافر کش نیستیم،از تیریپت خوشم اومد سوارت کردم. اینور ونور میکنیم تا یه "درهدافی"به پستمون بخوره و ...
از ماشین پیاده شدم که یه اس ام اس روی موبایلم آمد:وزیر ارشاد در جمع خبرنگاران:جوانان ایرانی مایه پیشرفت جامعه و قدردان خون شهدا هستند.
جایی برای بودن با مخاطبان؛اندیشه پویا