آنچه که مسلم است اینکه، آشوبها و اغتشاشاتِ کنونی، کاملاً «سازمانیافته» و «از قبل طراحیشده» بوده و از یک «هستهی اصلی و مرکزی» فرمان میگیرد و آقای «موسوی»، گذشته از اینکه مطالباتشان برحق باشد یا خیر،خواسته یا ناخواسته قدم در راهی گذاشتهاند که نهایتاً بهنفع وی و اهدافِ مبارک یا نامبارکاش نخواهد بود.
آقای «موسوی» باید توجه داشته باشد که «تحمل» و «سعهصدر»ی که اینروزها حاکمیت در برابر اغتشاشاتِ ناشی از فرمانهای ایشان برای شکلدهی تجمعاتِ غیرقانونی، از خود نشان داده است، امری کاملاً معنادار و هدفمند است.آنها که از پشتپردهی این اغتشاشات و عوامل اصلی آنها آگاه هستند، بهطور دقیق، درحال «رصد اوضاع» و «شناسایی» میباشند.
آن بخش از بیاناتِ «رهبر انقلاب» در روز جمعه که فرمودند: «... البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد»، کمتر مورد مداقه قرار گرفت و رسانهها با شانتاژ، آنرا به آنچه که حلقهی تهدیداتِ رهبری میخوانند، نسبت دادند؛ اما اینبخش از سخنانِ رهبری، کاملاً از روی آگاهی و علم بر زبان جاری شد و درواقع اینبخش از بیانات ایشان، در حکم تنبهی دلسوزانه است برای آقای «موسوی»؛ تا ایشان در «بازیِ سازمانیافته»ای که از قبل تدارک دیده شده، بهبازی گرفته نشود و از وی و اهدافِ مورد نظراش سوءاستفاده نگردد.
نهادهای انتظامی- امنیتی و وزارتاطلاعات، پس از شناسایی کامل حلقههای توطئهگر و آشوبطلب، «در زمانِ مقتضی»، آنان را بهمردم معرفی خواهند کرد و مطمئناً ارتباطاتِ تنگاتنگ این عناصر با حلقههای اطرافِ «موسوی» افشا خواهد شد و مطمئناً آنزمان است که «موسوی» درخواهد یافت که با چه [...]صفتانی همپیاله شده است و اگر این همپیالگی هم، «آگاهانه» بوده باشد، که رسواییاش فزونتر خواهد بود.
ایشان باید با شناسایی کامل و دقیق اطرافیانشان و طردِ عناصر نامطلبوب و فرصتطلب و با پایاندادن به این نمایشها و خیابانگردیهای احساسی هوادارانِ تهرانی، بیش از این خود را هزینهی عوامل مغرض داخلی و خارجی نکنند و طبق شعار اصلیشان که خیلی زود هم به آن پشت پا زدند، به مسیر «قانون» و «قانونگرایی» بازگردند؛ البته اگر خیلی دیر نشده باشد!
باید گفت اگر «میرحسین»، بهواقع در صددِ اصلاح برخی امور است، باید بداند که این راهاش نیست.«موسوی» باید آگاه باشد که علاوهبر «حاکمیت» که بردباری پیشه کرده، 5/24 میلیون هموطنی که «احمدینژاد» را شایستهی سکانداریِ قوهی مجریه دانستهاند نیز، تاکنون شکیبا بودهاند و با رصد اوضاع، رأیهای به صندوق انداختهشدهی خود را در «خطر جدی» ندیدهاند و مطمئناً در صورت «احساسخطر جدی»، از رأیهای خود بهبهترینوجه حفاظت خواهند کرد؛ آنزمانی را متصور باشید که این 5/24 میلیوننفر، در صدد برآیند در برابر هوادارانِ تهرانی و مرکز استانی ِ موسوی، صفآرایی کنند! تازه این گذشته از احساس انزجار و نفرتی است که شهروندانِ باادب، فهیم و زخمخوردهی تهران و برخی مراکز استانها از آشوبطلبیهای حامیانِ موسوی در دل دارند! البته امید است قلدرمآبیهای کنونی آنقدر ادامه پیدا نکند که کار بدانجا برسد.
متأسفانه «موسوی» و هوادارانِ اینترنتی و خیابانیاش، آنچنان مسحور حمایتهای رسانهها و سردمدارنِ غربی قرار گرفتهاند، که امکانِ تحلیل درستِ وضعیت از آنها سلب شده است.در ضمن قابل درک است که شخصی که 20سال از فضای سیاسی-اجتماعی دور بوده، در همان ابتدای فعالیت، روحیهی «تمامیتخواهی»اش بر وی غلبه کند و به قواعد مسلم دموکراسی و قانونمداری تن در ندهد و یکشبه بخواهد ره صدساله بپیماید!
نکتهی آْخر اینکه چهبسا این آشوبها و اغتشاشات، بهرغم زیانهایی که برای کشور بههمراه دارد، به «فرصتی مغتنم» تبدیل نگردد برای[...]
پاورقی:این نوشته کامنتی از یکی از صاحبنظران ارجمند می باشد که در اندیشه پویا درج شده است.از آنجایی که با نظرات من یکسان و همگن بود،ترجیح دادم آنرا در قالب پستی جدا گانه در اندیشه پویا منتشر کنم.با تشکر از جناب ع - ف.

