
شد آنچه که باید می شد.هم خوشحالم و هم ناراحت.هم قند در دلم آب می شود و هم اشک در چشمم جمع.هم نگرانم هم مطمئن.هم می خواهم شادی کنم و هم می خواهم در جایی تنها باشم.با خدا،اینبار گفت و گو کنم.که در این مدت مدید چه آمد بر سر کشور.محمود احمدی نژاد برای دومین بار پیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و لقب هفتمین رئیس جمهوری ایران را در دست گرفت.
احمدی نژاد رئیس جمهور شد چون باید می شد.چون نباید دیگری می شد.همانقدر که محمود احمدی نژاد باید رئیس جمهور می شد،نباید میرحسین موسوی می شد.میرحسین که نداشت شخصیت ریاست جمهوری،که نداشت رویایی در سر،که نداشت برنامه در عمل.
احمدی نژاد رئیس جمهور شد تا 4 سال دیگر بماند و خدمت کند.تا ظفرمندانه به دولتمردی ادامه دهد.که ضعف های بسیار سال های 84 تا 88 را دیگر تکرار نکند.که به عهد خود در جلساتی که از یک سال پیش روزها و شب ها با همراهان جدید و مشاورانش می گذاشت و سراپا گوش می شد و خطاهایش را می پذیرفت،وفا کند.
من خوشحالم چون حق پیروز شد.خوشحالم چون معاویه های زمان نیامدند بر کار.نشد که نا اهلان بر مسند نشینند،از گردکان افتادند.قند در دلم آب می شود چون نتیجه ماه ها تلاش را برخلاف جو انتزاعی جامعه گرفتیم.می خواهم شادی کنم تا به رسم همیشگی ظفر را با شادی تومان کنم.
می خواهم با خدا تنها باشم و به تصمیمم فکر کنم.به اینکه چقدر توانستم به این دولت کمک کنم در این پیروزی.آن زمان که نزد بزرگی زانو زدم و مصلحت را طلبیدم را به یاد می آورم.آن زمان که حجت برم تمام شد.با خدا تنها گفت و گو کنم که ای خدا تو دیدی در این قافله چه تنها بودیم و چه چشم زخم ها خوردیم و چه زخم زبان ها شنیدیم،اما خم به ابرو نیاوردیم.
و ناراحت از خیلی خبط ها.ناراحت از بی مهری ها.از کنایه ها.از تهمت ها.از دوری آدم ها که به واسطه اندیشه ام از من دور شدند.ناراحت از دوستانی که متحجر خواندنمان.اما همان ها یا نمی دانستند یا نمی خواستند بدانند که این حمایت ها بی دلیل نیست،شاید قرار است اینبار درست فکر کرد.اینبار درست پیش بینی کرد.درست اندیشید.ناراحت از ژستهای روشنفکری روشنفکر نماهایی که همرنگ جماعت گشتند و رویایی در سر پروراندند و به قطع و با سماجت پای آن ایستادند.ناراحتم از گستاخی های میر حسین و میر حسینیان و کروبی و کروبیان که آنگونه وقیح به جعل و تخریب دست یازیدند.
اشک در چشمانم جمع می شود،وقتی نگاه می کنم به مردمی که چقدر دل شکسته و شکیبا اند.به مردمی که چقدر با حیا زندگی می کنند،همه مشکلات را می بینند،اما می پذیرند اصلح را.
و اما مطمئنم،نه از آن جهت که کشور در مسیر درست هدایت خواهد شد،بل از آن جهت که پول مردم صرف ساخت کاخ نمی شود،صرف سفر های یقه سفید ها و ساحل نشینی آقازاده ها نخواهد شد.مطمئنم که اگر او که امروز انتخاب شد پای گفته اش باشد که هستفنمی گذارد حجره حاجیان مطرب صفت با پول مردم پر شود.و نگرانم که نریزد آبروی شکست خوردگان از برای جبران شکست.نکنند آن کاری که نباید کنند.نلرزد تن امام در خاک و بخندند نا اهلان در تاک.
*****************
پاورقی:دقایقی پیش از وزارت کشور آمدم و در خواب و بیدار کلمه ها را کنار هم گذاشتم.از آنجایی که حال متعادلی ندارم و تنهایی را غنیمت می دانم،نخواندم آنچه را نوشتم،اینها احساس اکنونم بود.

