حالا دیگر گذشته است آن دوران که روی دیوارهای شهر می نوشتند:"کرباسچی قهرمان،امیرکبیر ایران."دیگر اعتمادی به سودای در سر امیر کبیر ایران نیست.
***
اینکه چرا شیخ الشیوخ،مهدی کروبی پا به عرصه انتخابات گذاشته است اصلا مهم نیست،چه آنکه همانطور که در پست"احمدی نژاد،انتخابی میان بد و بدتر" نوشتم،کروبی و کروبیان دست خود را از گوشت ریاست جمهوری و استفاده سو از قدرت کوتاه دیده اند و همواره سعی خواهند کرد تا به دامن نهاد ریاست جمهوری چنگ زنند و سهمی از این قائله ببرند.
این دار و دسته همان هایی هستند که نمی توانند یک روزنامه بچرخانند و حق التحریر روزنامه نگاران خود را بپردازند،حال به کارزار "ریاست جمهور" قدم گذارده اند.اما در این بین دست یازیدن به هر حربه ای برای رسیدن به ارکان قدرت نه تنها کار غیر اخلاقی است بلکه توهین به شعور مردمی است که هم چشم دارند و هم گوش جان.
غلامحسین کرباسچی که روزگاری به عنوان یکی از مفاسد اقتصادی در حضور مردم و در خانه های مردم[به دلیل پخش دادگاه محاکمه کروبی از سوی محسنی اژه ای] محاکمه شد و در نهایت هم محکوم به سو استفاده از بیت المال برای اوامر شخصی شد،این روزها به مدد فیلم انتخاباتی کروبی پس از سال های سال دوری از تلویزیون،تصویرش دوباره بر این صفحه مجازی نقش می بنندد،اما خودش هم نقشی بازی می کند تا نشان دهد که شاید بتواند در اتوبان سازی شهردار خوبی باشد و نه در بازیگری تئاتر و تلویزیون.
کرباسچی وقتی صحبت های کروبی درباره اجحاف در حق فاطمه حقیقت جو و تنی چند از زندانیان حادثه دوم خرداد و کوی دانشگاه را از زبان کروبی شنید،کم کمک سعی بر درآوردن اشک خود بود،اشکی که چشمانش را سرخ کند و همه "عوام الناس" دلشان بلرزد که عجب مردیست این "کرباسچی".چقدر دل رحم است و دلش برای مردم می سوزد.ای کاش "حافظه تاریخی" مردم از یاد نرود و "عامه" دچار "آلزایمر مزمن" نشوند و به یاد بیاورند که این آقا همانی بود که در زمان شهرداری،با فروش "تراکم ساختمان "چنان اجحافی در حق دهک های پائین جامعه کرد که حالا حالا ها قالیباف ها و قالیبافیون باید بدوند تا بتوانند این "غده چرکین" را ترمیم کنند.ای کاش کرباسچی برای شعور و حافظه مردم ارزش قایل می شد.حالا دیگر گذشته است آن دوران که روی دیوارهای شهر می نوشتند:"کرباسچی قهرمان،امیرکبیر ایران."دیگر اعتمادی به سودای در سر امیر کبیر ایران نیست.

