در روزهایی که نمایندگان مجلس مشغول بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت بودند،وقتی نوبت به بررسی صلاحیت مهدی غضنفری به عنوان وزیر پیشنهادی بازرگانی رسید،قالب نمایندگان مجلس از روند افزایش واردات کالاهای بی کیفیت گله مند بودند و زبان به شکوه گشودند.
نمایندگان شهرهای شمالی کشور که پا را فراتر گذاشتند و دستورهای [مسعود میرکاظمی،وزیر بازرگانی دولت نهم] را مبنی بر واردات برنج های بی کیفیت که بعد ها سر و صدای زیادی هم کرد پای «غضنفری» گذاشتند،گرچه وی هم در این ماجرا بی تقصیر نبود،چه آنکه 4 سال به عنوان رئیس سازمان توسعه تجارت به عنوان متولی اصلی واردات و صادرات کالا در معیت میرکاظمی مسوولیت داشت.به همین دلیل هم علی لاریجانی در آن جلسه به حق اشاره کرد که انتقادات نمایندگان بی ربط به غضنفری هم نیست،چرا که وی معاون میرکاظمی بوده است.
اما مهدی غضنفری وقتی برای کسب رای اعتماد پشت تریبون مجلس رفت،بیشترین مدت نطق خود را به «کاهش قیمت تمام شده تولیدات داخلی» و «مدیریت واردات در دولت دهم» اختصاص داد تا جلب نظر نمایندگان مجلس را سبب شود.
قائله واردات برنج های آلوده به سم سبب شد تا غضنفری وعده مدیریت واردات را اجرایی کند.وزیر بازرگاني به فاصله چند روز پس از اعلام غيراستاندارد بودن برخي انواع برنج هاي وارداتي به كشور دستور داد كارگروه ويژه اي به منظور اجراي روش هاي شناسايي كالاهاي وارداتي فاقد كيفيت و نحوه جلوگيري و يا كاهش واردات آنها تشكيل شود...
روزهای خوش اصناف به پایان رسیده است.اگر در دولت نهم اصناف «تاج سر» دولت بودند،در دولت دهم «بده» هستند و نباید امورات اقتصاد مملکت به دستشان داده شود.
جبهه جدید شکل گرفته در مقابل شورای اصناف کشور،که در دوره سوم و با ریاست نوده فراهانی شاید به اذعان فعالان بازار «دولتی ترین» تجربه شورای اصناف کشور است،تلنگری است به شورای اصناف که پای خود را از گلیم دولت،خاصه وزارت بازرگانی کنار بکشند.
این رویکرد جدید در حالی در قالبی جدید ظهور کرد،که وزیر جدید بازرگانی در اظهار نظری جدید اصناف را تاخت و به بهانه ماجرای اصلاح نظام توزیع کشور در همايش تخصصي بازرسي و نظارت در شوراي اصناف كشور گفت:« من هنوز هيچ گزارشي از شوراي اصناف در خصوص اصلاح نظام توزيع دريافت نكردهام،بايد اصناف اعلام كنند كه چه طرحي براي كاهش قيمت تمام شده دارند و آيا تاكنون كاري انجام دادهاند یا خیر؟»
اینبار وزیر بازرگانی در مقام وکیل مدافع مردم درآمد و با انتقاد از عملکرد اصناف گفت:«بايد ذينفعان ما در خصوص كاهش قيمت تمام شده، بازرسي و نظارت و كيفيت كالا و نحوه توزيع نمره دهند بايد مردم و مصرفكنندگان كارهاي ما را ارزيابي كنند چرا كه مصرفكننده «پادشاه» است.»
گرچه وزير بازرگاني گفته است وظيفه دولتها تصميمگيري و سياستگذاري است و وظيفه عملياتي ندارد و هر سه حلقه زنجيره تامين بايد بخش خصوصي واگذار شود به طوري كه در طرح هدفمند كردن يارانهها مسائل مربوط به بازار بايد به «مردان بازار» تحویل داده شود اما این روزها با افتتاح فروشگاه های زنجیره ای و استقبال از آن از سوی دولت،اصناف خود را مقابل دولت می بینند،گرچه اینبار بازی را دولت آغاز کرده است،نه مردان بازار.
دیشب که پیش نیما وارسته،آهنگ ساز حمید عسگری رفتم،خبر خوبی بهم داد و آلبوم جدید حمید نشونم داد که بعد از کلی وقفه بالاخره منتشر شد.
امروز و فردا برای طرفداران حمید عسگری روزهایی بهیاد ماندنی خواهد بود،چون دومین آلبوم حمید عسگری منتشر شد.تمام تنظيمهای «کما 2» بهعهدهی نيما وارسته است او که تنظيمهای آلبوم موفق و پرفروش "85" بنيامين را درکارنامهاش دارد.آهنگسازی اين آلبوم و ترانهسرایی آن نيز برعهدهی شخص حميد عسگری است، ضمن آنکه بعضی از ترانههای اين آلبوم توسط داريوش شهرياری نوشته شده است. «کما 2» شامل 9 قطعه است و اولين آهنگ آن که بنابر گفتهی حميد عسگری قطعهای شنيدنی و ويژه است، «فرشته» نام دارد.این در سرتاسر ایران منتشر و عرضه شده و در تهران هم توزيع می شود.
حمید عسگری پیش از این آلبوم «کما 1» را به بازار عرضه کرد که سر و صدای زیادی بهراه انداخت.در آلبوم قبلی تمامی کار آلبوم بر عهدهی میلاد ترابی و شخص حمید بود، البته تنظیم چند قطعه هم برعهدهی بهنام صفوی خواننده آلبوم «عشق من باش» بوده است.
انتشار و توزيع آلبوم «کما 2» در اينروزها در حالی صورت می گرد که؛ حمید عسگری در روزهای 21 و 22 آبانماه در دو سانس در سالن همایشهای برج میلاد به روی سن خواهد رفت و به اجرای تمامی قطعههای آلبوم «کما 1 و 2» خواهد پرداخت.

Pouya dabirimehr:Turkish officials came to Iran once again to make use of Iran's economic potentials. Turkish Prime Minister, Recep Tayyip Erdogan; Minister of Commerce and Trade, Zafar Caglayan and 200 diplomats and traders arrived in Tehran on Monday night to consider the ways for more cooperation with Iran.
:Khabar conducted an interview with Turkish Minister of Commerce, Mr. Caglayan as follows
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Although each year 200 top Turkish diplomats and traders visit Iran and negotiate with Iranian officials, why a practical step is not taken and why $4 billion has been dropped in Iranian's trade with Turkey?
Be sure that the expansion of Iran-Turkey economic relations demands more visits by the officials of both countries. However, we should accept that the policies adopted by some countries put a major obstacle on the way of such relations.
If you refer to economic sanctions, I would say that our country is under sanction not Turkey, so where the problem lies?
We must note that in these relations the political pressures on one of the countries influence the economic and commercial relations between them.
In your view, the project of $30 billion trades between the two countries is based on reality or is out of sentiment?
From two aspects one can judge that such decision is rational or sentimental. If we take a look at the past we will realize that the project of 20 billion trades between the countries has been almost implemented, so the $30 billion is not out of reach. I would say that we should focus more on Iran.
Nearly two months ago, the issue of banning 18.5 billion dollars investment of an Iranian merchant called Esmaeil Safarian-Nassab was exploded like a bomb in Iranian and Turkish media. It was included $7.5 billion in cash and a truck containing 20 tons of gold bars transported from Iran to Turkey. For unannounced reasons the consignment was banned by Turkish customs. What happened really?
It was a story not based on truth, I heard the name of the man you mentioned just in media.
But after that event, in one of the congresses of his party, your Prime Minister Mr. Recep Erdogan declared that despite the economic crisis throghout the world, Turkey was able to attract a 18.5 billion dollars investment!
The issue raised by the Prime Minister is related to a contract with a European country which has invested in oil projects of Turkey.
جمعه هفته آینده در تهران نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی در خیابان میرداماد تهران افتتاح می شود تا پروژه اصلاح نظام توزیع اینبار نه از سوی بخش دولتی،که از سوی بخش خصوصی و به صورت مستقل کلید بخورد و اجرایی شود.کامران اعظمی،مدیر عامل نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی در صنف کالاهای سوپر مارکتی در آستانه افتتاح اولین فروشگاه،در گفت و گوی اختصاصی با روزنامه «خبر» از فرآیند راه اندازی این فروشگاه و سنگ اندازی از سوی برخی دولتی ها می گوید.
همزمان با میلاد امام رضا(ع) نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی کشور افتتاح می شود.آیا همه لوازم و ابزار این کار فراهم شده است؟
اگر همه چیز به خوبی پیش برود تابلوی فروشگاه بالا می رود و این کار عملی می شود.تا امروز همه فعالیت های ما در تولید سیستم و نرم افزار و بحث انعقاد قرارداد با فروشگاه ها و تحقیق در موردشان بوده است.ما از روز جمعه وارد فاز اجرایی فروشگاه می شویم.
برند و نام رسمی فروشگاه چیست؟
ما تا کنون کمی هم درگیر ثبت رسمی آرم و برند فروشگاه بودیم.برند رسمی فروشگاه «ایرانیان» است.از طرفی ما با شهرداری مکاتبه های زیادی داشتیم به لحاظ اینکه این مقوله برای شهرداری نا آشنا بوده است.ما باید شهرداری را مجاب می کردیم تا مجوز را به ما بدهند تا ...
لینک مشروح گفت و گو با مهندس کامران اعظمی در خبرآلاین
سه شنبه هفته گذشته برای دومین بار با یکی از مقامات بلند پایه ترکیه گفت و گو کردم.مهر ماه سال 87 با محمد شمک،وزیر اقتصاد ترکیه و آبان ماه سال 88 با ظفر چاغلایان،وزیر بازرگانی این کشور.ترک ها رشد سریعی در اقتصاد طی می کنند.نوادگان آتاتورک پس از حذف صفرها از پول ملی خود به نتایج جدیدی رسیده اند.در گفتگو با وزیر بازرگانی ترکیه چند بار در قالب گوشه و کنایه به وی متذکر شدم که شما ترک ها در قالب فراموشی تاریخ و هویتتان به پیشرفت های دستیافتید که ایرانی ها هیچگاه حاضر به چنین پیشرفتی نیستند.چاغلایان به این کنایه ها لبخندی تلخ می زد.مشروح این گفتگو در روزنامه خبر و سایت خبرآنلاین به چاپ رسیده است.
گفت و گوی اختصاصی خبر با وزیر بازرگانی ترکیه،زیان ترکیه از تحریم ایران
من نمی دانم این آقای میرکاظمی،وزیر سوپر مارکت نفتی فعلی و وزیر خاک سیاه سابق بازرگانی،چرا به جای تعامل سازنده در صدد رویارویی با رسانه ها است.سید مسعود میرکاظمی از زمانی که گزارشی درباره وی در روزنامه «خبر» و «سایت خبرآنلاین» با عنوان «سوپر مارکت نفتی» نوشته شد و در آن به گوشه ای از افتضاحات آن وزارتخانه و سو استفاده معاون اش از رانت های دولتی در واردات برنج و برخی اقدامات دیگر اشاره شد،در واکنشی بچه گانه اقدام به توهین به روزنامه خبر کرد و همین امر سبب شد تا از سوی برخی دیگر از رسانه،خاصه روزنامه خبر مورد نقد قرار بگیرد و همان ماجرای گزارش های زنجیره ای در خصوص شخص وی و وزارتخانه تابعه اش و طنز کوبنده شهرام شکیبا درباره حسین پرسان،مدیر کل روابط عمومی وقت وزارت بازرگانی و یار همراه میرکاظمی.
در تازه ترین اتفاق هم،روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به گزارشی تحت عنوان «سکوت اجباری میران نفتی» که در روزنامه خبر نوشته شد اقدام به ارسال جوابیه ای توهین آمیز کرده است و در عمل وارد فاز تازه ای از رویارویی با روزنامه خبر شده است.
بد نیست در اینجا اشاره ای به خاطره آقای کلهر از شهید رجایی کنم.شهید رجایی روزی در دفتر خود از آقای کلهر که آن روزها در دفتر وی همکاری رسانه ای با وی داشته است می خواهد که بریده جراید را به وی بدهد.کلهر هم می پرسد که مخالفان را هم بدهم؟شهید رجایی پاسخ می دهد،حتما.و بعد از اینکه اخبار تند و کوبنده بر علیه خود را می بیند از آقای کلهر می پرسد "خبری به درد بخوری در بین این اخبار پیدا کردی؟"کلهر پاسخ می دهد:"بله.یک خبری هست در خصوص احتمال ریزش مقبره فردوسی."شهید رجایی از کلهر می پرسد،"چقدر باید هزینه می کردی تا این معضل را پیدا کنی؟و اگر هزینه هم می کردی آیا می توانستی این مشکل را در کشور پیدا کنی؟پس اگر در بین 100 خبر منفی یک خبر سازنده هم پیدا شود غنیمت است و نباید از انتقاد هراسید!"
اما چند توصیه به آقای میرکاظمی و مجموعه تابعه و مشاوران ایشان.
1.از رویارویی با رسانه،هیچ مقامی تا کنون خاطره خوشی ندارد و به حتم آن مسوول با سر به زمین می خورد.
2.آقای میرکاظمی از لحاظ رسانه ای دارای تشکل و تیم نیست و به همین جهت در واکنش به انتقادات،متوسل به اقدامات چکشی می شود که این اقدام تا کنون برای وی نتیجه ای را در پی نداشته است.
3.بهتر است ایشان به جای اینهمه برخورد غیر منطقی پای میز مذاکره و گفتگو بنشیند.
4.بد نیست آقای میرکاظمی کمی از وقت خود را،مثلا صبح ها بعد از صبحانه چند کتاب در خصوص مدیریت بحران و دریافت رسانه ای بخوانند و چند ساعتی هم وقت بگذارند و سر کلاس اساتید روزنامه نگاری بنشینند و از رسانه درکی پیدا کنند.
***
اما یک سوال اینجا مطرح است و آن اینکه به واقع شعور و درک میرکاظمی،وزیر فعلی نفت از مقوله ای به نام رسانه و همراهی با رسانه ها و آزاد گذاشتن آنها در نقد چقدر است.
درحاشیه از چاله به چاه افتادن روابط عمومی وزارت بازرگانی
حسین پرسان فومنی،پس از یکسال حضور در وزارت بازرگانی،در پی اعتراضات برخی از رسانه ها نسبت به رویکرد جدید وی مبنی بر حذف و سانسور در وزارت بازرگانی و در گیر شدن با چند رسانه از سوی مهدی غضنفری،وزیر بازرگانی عزل شد و مراسم تودیع وی نیز امروز در خیابان مطهری برگزار شد.گرچه از قبل برای حضور در این مراسم دعوت شده بودم،اما از آن جهت که نه مدیر قبلی کارنامه مورد قبولی داشت،نه مدیر جدید شوق و ذوقی برای حضور در این مراسم نماند و نرفتم.
علیرضا شجاعی که با یک پله ارتقا از مدیریت روابط عمومی سازمان توسعه تجارت به همراه مهدی غضنفری،یکجا به وزارت بازرگانی آمدند،هم سخنگوی وزارت بازرگانی شد هم مدیر کل روابط عمومی.اما چرا مدیر جدید روابط عمومی از حسین پرسان ضعیف تر است و چرا روابط عمومی وزارت بازرگانی از چاله به چاه افتاد.
در نخستین نشست خبری وزیر که چند هفته پیش برگزار شد در جمع خبرنگاران و در حضور پرسان به وزیر بازرگانی گفتم که اگر آقای پرسان در این وزاتخانه بماند وضع از اینی که هست بدتر خواهد شد و شما با این روند به جایی نخواهید رسید.فردای همان روز پرسان عزل شد،اما ای کاش دکتر غضنفری فرد شایسته ای را برای تصدی سمت مدیر کلی روابط عمومی وزارت بازرگانی منصوب می کرد.
علیرضا شجاعی در کارنامه خود نه کار فوق العاده ای انجام داده است و نه شق القمری کرده است که بخواهد در این منصب باشد.وی در دوره ای که در سازمان توسعه تجارت بود حتی توان برقراری یک رابطه مستمر را با خبرنگاران نداشت،چه آنکه بخواهد طرحی نو در اندازد.
وقتی با خود فکر می کنم می بینم که چه کسانی سالهای قبل امور روابط عمومی را در این کشور بر عهده داشتند و الان چه کسانی غم زده و رنجور و دلتنگ می شوم.همین هفته پیش هم وقتی به سالن اجلاس سران برای شرکت در همایش صادرات غیر نفتی رفتم،تیم حفاظت ریاست جمهوری اجازه ورود موبایل و لپ تاب را نمی داد.وقتی سراغ آقای یزدی را گرفتم،گفتند ایشان رفته اند و جایشان آقای ملکی آمده.آقای ملکی را که سرهنگ خطابش می کردند خواستم،اما دریغ از کمی شعور و درک.این آقا هنوز نمی داند لنز دوربین چیست،شده است مسوول هماهنگی خبرنگاران ریاست جمهوری!در نهایت حرف هایم را به سردار باقر زاده که آنجا بود زدم و وی هم لبخند تلخی هبه کرد.
همانجا یاد مرحوم،دکتر مجتبی جبل عاملی،مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما؛جناب آقای کاظمی دینان؛مدیر کل روابط عمومی بانک ملی و آقای یزدی؛هماهنگی ریاست جمهوری افتادم.واقعا سابقا چه کسانی بودند و الان چه کسانی هستند؟ای وای.
به غیر از اینکه ساسی مانکن و شجریان،هر دو خواننده اند و از این حیث در واقع هر دو یک کار را می کند،یک شباهت دیگری هم تازگی به وجود آمده است و آن هم زیر زمینی شدن این دو است.ساسی مانکن،خواننده مبتذلی که جوانان صداهای وی را می پسندند و و صداهای انرژیکی تولید می کند و متولد 26 آبان ماه 1365 است و محمد رضا شجریانی که تنها خواننده ای است که در آثارش همه ویژگی های موسیقی سنتی ایرانی مشاهده می شود و متولد یکم مهر ماه 1319 است.قتی دوسه ماه قبل شایعه شد که شجریان مشغول ضبط دو اثر جدید است، کمتر کسی تصور میکرد استقبال از این آثار تا این حد باشد.
درست در بحبوحه اتفاقات پس از انتخابات بود و حتی شنیده شد که شجریان برای جلوگیری از هر گونه رویداد غیرقابل کنترلی، قید ضبط در استودیوهای عمومی را زده و بیش از صد میلیون تجهیزات را به درون دلآواز برده تا این کارهای جدید را آنجا ضبط کند.شجریان به فاصله کمی رندان مست را منتشر کرد.
اما چه شد که در این مدت آدمهایی که تاکنون علاقه چندانی به شجریان و آثارش نداشتند، حالا به رندان مست گوش میکردند؟!
آن زمان که برخی شجریان را با ساسی مانکن مقایسه کردند او ضربه بعدی را محکمتر زد و دل آواز سینگلی به نام زبان آتش را روی سایت قرار داد با شعری از فریدون مشیری که می گفت: تو از آئین انسانی چه می دانی؟
اما سوای کلیه ویژگیهای فنی و تکنیکی و حتی محتوایی و اجتماعی زبان آتش بارزترین مشخصه آن را باید در جای دیگری جستوجو کرد: شیوه انتشار آن! که این شیوه آن را در دسته موسیقی زیر زمینی قرار میدهد مگر اغلب قطعات زیرزمینی دیگر چگونهاند؟ آنها هم معمولا شعری دارند که از فیلتر ارشاد عبور نمیکنند و نهایتا به صورت دیجیتال و روی اینترنت پخش میشوند .
اما از همه اینها که بگذریم،واقعا چه بر سرمان آمده که ساسی مانکن و شجریان چنین به هم شبیه می شوند؟!
مادر بزرگ روزهای کودکی ام غنود و آرام گرفت.حاجیه خانم،همدم نوروزی،در میانه روز جمعه 24 مهر ماه پس از تحمل کمای سه روزه در بیمارستان فیروز آبادی شهر ری،جان به جان آفرین تسلیم گفت و به دیار باقی شتافت.بانو نوروزی که 75 سال در این دیار زیست بیشترین مدت عمر خود را به عبادت حضرت حق پرداخت و با تربیت فرزندانی چند،حاصل زندگی خود را با باقی گذاشتن نسلی جدید رقم زد.
مادر بزرگ معظم و معززم از خانواده ای مذهبی در اصفهان زاده شد و خود مادر بزرگی داشت که از پیشگامان مشروطه خواهی در اصفهان بود و سال ها چونان مردی با مزدوران به مبارزه پرداخت.مادر بزرگ نازنینم سال ها به تحصیل قرآن پرداخت و در حالی دنیای فانی را به قصد دیار باقی ترک گفت که بر کلام خدا مسلط بود و در فهم آن کوشا.اما حالا دیگر نیست.دیگر روز نخست عید مادر بزرگ نیست،دیگر از بوی قرمه سبزی روز نخست عید خبری نیست،دیگر لبخند مادر بزرگ را با طعم چای دم کرده اش نمی توان یافت.چون مادر مرد،از بس که جان ندارد.
اما مرگ!چه لغت بیمناک و شورانگیزی است!از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست میدهد.خنده را از لب میزداید.شادمانی را از دل میبرد،تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان را از جلو چشم می گذراند.
زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است.تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت.از ستاره آسمان تا کوچک ترین ذره روی زمین دیر یا زود میمیرند.سنگها گیاهها جانوران هر کدام پی در پی به دنیا آمده و به سرای نیستی رهسپار میشده و در گوشه فراموشی مشتی گرد و غبار میگردند.زمین لاابالیانه گردش خود را در سپهر بیپایان دنبال میکند طبیعت روی بازمانده آنها دوباره زندگانی را از سر میگیرد.خورشید پرتو افشانی میکند،نسیم میوزد،گلها هوا را خوشبو میگردانند،پرندگان نغمه سرایی میکنند،همه جنبندگان به جوش و خروش میآیند.
اگر مرگ نبود همه آرزویش را میکردند فریاد های ناامیدی به آسمان بلند میشد به طبیعت نفرین میفرستادند.اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.هنگامی که آزمایش سخت و دشوار زندگانی چراغ های فریبنده جوانی را خاموش کرده سرچشمه مهربانی خشک شده سردی تاریکی و زشتی گریبانگیر میگردد اوست که چاره میبخشد اوست که اندام خمیده سیمای پرچین تن رنجور را در خوابگاه آسایش مینهد.
ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش برمیداری.سیه روز تیره بخت سرگردان را سر و سامان میدهی تو نوشداروی ماتمزدگی و ناامیدی میباشی،دیده سرشک بار را خشک میگردانی تو مانند مادر مهربانی هستی که بچه خود را پس از یک روز توفانی در آغوش کشیده نوازش میکند و میخواباند،تو زندگانی تلخ زندگانی درنده نیستی که آدمیان را به سوی گمراهی کشانیده در گرداب سهمناک پرتاب میکند تو هستی که به "دون پروری" "فرومایگی""خودپسندی""چشمتنگی"و "آز آدمیزاد" خندیده پرده به روی کارهای ناشایسته او میگسترانی.
کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟انسان چهره تو را ترسناک کرده و از تو گریزان است،فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته! چرا از تو بیم و هراس دارد؟چرا به تو نارو و بهتان میزند؟تو پرتو درخشانی اما تاریکیت میپندارند،تو سروش فرخنده شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون میکشند تو فرستاده سوگواری نیستی تو درمان دلهای پژمرده میباشی،تو دریچه امید به روی نا امیدان باز میکنی،تو از کاروان خسته و درمانده زندگانی میهمان نوازی کرده،آنها را از رنج راه و خستگی میرهانی،تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری...
پایان رویارویی چند جانبه با مدیر روابط عمومی وزارت بازرگانی به عزل حسین پرسان فومنی از مدیریت روابط عمومی وزارت بازرگانی انجامید.
وزير بازرگاني طي احكامي رئيس سازمان حمايت،مدير عامل شركت بازرگاني دولتي، رئيس سازمان توسعه تجارت، معاون پارلماني، معاون اداري مالي ، مدير روابط عمومي و مدير دفتر حوزه وزارتي را معرفي كرد. محمدعلي ضيغمي معاون وزيربازرگاني و رئيس سازمان حمايت مصرف كنندگان و توليد كنندگان شد. پيش از اين ضيغمي معاون بازاريابي سازمان توسعه تجارت در زوان رياست غضنفري بود.
بنابراين گزارش، عليخاني كه پيش از اين معاون اداري مالي بود معاون وزيربازرگاني و مدير عامل شركت بازرگاني دولتي ايران شد.
بابك افقهي كه تاكنون سرپرست سازمان توسعه تجارت بود و خبر معاونت وي نيز پيشتر از سوي فارس منتشر شده بود حكم معاونت خود را دريافت كرد.
آشوري نماينده مردم بندرعباس در مجلس شوراي اسلامي نيز معاون پارلماني وزارت بازرگاني شد.پيش از اين شجاع الدين بازرگاني اين سمت را بر عهده داشت.
احمدي كه پيش از اين در شركت انفورماتيك راهبر بود معاون اداري مالي وزير بازرگاني شد. عليرضا شجاعي سخنگوي وزارت بازرگاني با حفظ سمت مدير كل روابط عمومي وزارت بازرگاني شد او پيش از اين رئيس دفتر سازمان توسعه تجارت و مدير روابط عمومي اين سازمان در رياست غضنفري بود. طالب پور كه پيش از اين رئيس سازمان بازرگاني سمنان بود مدير كل دفتر وزارتي وزير شد. بنابراين گزارش هنوز خبري مبني بر تغيير يا ابقاي مفتح معاون بازرگاني داخلي وزير منتشر نشده است اماپيش ازاين يك منبع آگاه به فارس گفته بود كه احتمالا او به معاونت بازرگاني صدا و سيما باز خواهد گشت.
در خصوص ماجرای درگیری آقای پرسان با روزنامه خبر به زودی می نویسم.
هفته پیش با یکی از متنفذترین اعضای اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفتگو کردم.ابراهیم جمیلی که اصالتا زنجانی است و به قول خودش زنجان قلمرو وی است و چند سالی است که ریاست اتاق بازرگانی زنجان را هم بر عهده دارد.
وی از موسسین شرکت کالسیمین است و 6 سال است در اتاق بازرگانی عضویت در هیات رئیسه را تجربه می کند.گفتگو با جمیلی از دو حیث لذت بخش است.اول اینکه وی خیلی خوش مشرب و شوخ است،دوم اینکه اطلاعات کامل و مهمی دارد.گفتگو با وی در دو بخش انجام شد.یکی بخش بحث معدن انگوران و ماجرای ارزان فروشی اش و سنگ اندازی های محرابیان.بخش دوم هم درباره انتخابات دو سال پیش اتاق بازرگانی و حاشیه هایی که این روزها بر ریاست محمد نهاوندیان،رئیس اتاق بازرگانی ایران می گذرد.
مرتضی تمدن استاندار فعلی تهران،استاندار می ماند و قراری بر تغییر وی نیست.عملکرد مثبت استاندار تهران در طول مدت یکسالی که به عنوان استاندار از سوی هیات وزیران منصوب شده است،و نیز تمایل شخصی وی به ماندن در سمت استانداری تهران سبب شده است تا وی دوباره ابقا شود.
یکی از مقامات وزارت کشور نیز در خصوص استاندار تهران می گوید:«آقای تمدن علاقمند است به عنوان استاندار تهران باقی بماند و به ایشان پستهای معاون سیاسی وزیر کشور، معاون پارلمانی رییس جمهور و برخی وزارتخانهها را پیشنهاد دادهاند ولی ایشان میخواهد در پست استانداری تهران باقی بماند.»
دولت دهم تصمیمی بر تغییر گسترده استانداران ندارد و فقط استاندار اصفهان به دلیل این که استاندار سابق آن به عنوان وزیر دادگستری انتخاب شده تغییر میکند و تغییر دیگری در کار نیست.
حسن نوروزی نماینده رباط كريم هم در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا در پاسخ به اینکه آیا در جریان تغییر استانداران،مرتضی تمدن استاندار تهران نیز تغییر خواهد کرد گفته است:بحث تغییر ایشان مطرح نیست و آقای تمدن به جد دنبال کارشان هستند.
به گفته وی تمدن در جلسه ای با مجمع نمایندگان گفته است که خدمت در استان تهران را با هیچچیزی عوض نمیکند و برنامههای زیادی دارد که باید آن را دنبال کند.
وی با بیان اینکه نمایندگان استان از ادامه حضور تمدن در این پست استقبال کردهاند افزود:در جلسه دیروز نسبت به پیشبرد اهداف استان، پیشرفت مسکنهای 99 ساله و تعیین تکلیف تخلفات شورای شهر تصمیمگیری شد.
مرتضی تمدن چندی پیش در گفت و گو با روزنامه «خبر» در پاسخ به این سوال که آیا همچنان استاندار خواهید ماند یا خیر،گفته بود:«اگر آقای احمدینژاد بخواهند در این سمت میمانم.»
پیش از این گمانه زنی های مبنی بر حضور تمدن در معاونت توسعه منابع و سرمایه انسانی رئیسجمهور به جای ابراهیم عزیزی یا یکی از وزرای کابینه بود که با عدم نظر رئیس جمهور مبنی بر تغییر استاندار تهران،وی همچنان استاندار می ماند.
تمدن پیش از این مدیركلی صدا و سیمای قم و خراسان را برعهده داشته است در مجلس هفتم هم نماینده شهركرد بود.او سپس با پایان دوره نمایندگی خود از سوی محمود احمدینژاد به عنوان مشاور اقتصادیاش برگزیده شد و طبق حكمی كه رییسجمهور برای وی صادر كرد،مقرر شد در امور اقتصادی كشور هم به احمدی نژاد یاری رساند.
محمد نهاونديان،فرزند حاج جعفر نهاونديان،بنيانگذار حسينيه زنجاني ها در خيابان شيخ هادي تهران است. وی دوره دبستان را تا سال پنجم در مدرسه جعفري خواند كه در آن ايام،مدرسه شماره يك جامعه تعليمات اسلامي بود.دبيرستان را هم در دبيرستان علوي گذراند که بیشتر آقایان همانجا درس خوانده اند.
سال 51 كه به دانشگاه پا گذاشت،رشته اقتصاد را براي خود انتخاب كرد.در سال 64 به همراه همسر و چهار فرزند خود به آمريكا رفت و در دانشگاه جورج واشينگتن در رشته اقتصاد فوق ليسانس گرفت.دكتراي خود را نيز در اين رشته گرفت و سال 72 به ايران بازگشت و بلافاصله به وزارت بازرگاني كه مديريتش برعهده يحيي آل اسحاق بود رفت.معاون او شد.
مشاور اقتصادي سيدمحمد خاتمي،رئيس مركز ملي جهاني شدن و رئيس شوراي اقتصادي سازمان صدا و سيما سمت هايي بود كه از سال 80 تا 84 برعهده داشت.به واسطه نشستن پای درس شهید مطهری از همان زمان طرح رفاقت با علی اردشیر لاریجانی ریخت و در جريان رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري در سال 84 مديريت اقتصادي برنامه هاي علي لاريجاني را برعهده گرفت.
تصمیم محمد نهاوندیان برای حضور در طبقه هفتم اتاق بازرگانی ایران پایانی بود بر سه دهه ریاست علینقی خاموشی بر پارلمان بخش خصوصی.انتخابات اتاق بازرگانی در بهار سال 86 که برگزار شد،درنتیجه پیروزی نهاوندیان طیف اصولگرای سنتی متعلق به بازار برای خروج از اتاق بازرگانی شال و کلاه کردند و برخی پیروزی نهاوندیان را نتیجه اختلافات درونی طیف سنتی دانستند و بر کوس مخالفت با شیخ دیپلمات کوبیدند و کلید طبقه هفتم اتاق بازرگانی ایران را که حالا در دست نهاوندیان بود مدیون گروه تحول خواهان دانستند.
عملکرد نهاوندیان در اتاق بازرگانی اما بر حقانیت وی صحه گذاشت.وی با شخصیتی سیاسی بر صندلی ریاست اتاق بازرگانی تکیه زد اما عملکردی اقتصادی از خود بر جای گذاشت.بنیانگذار نشست های صبحانه در هنگامه ریاست بر اتاق تهران،رسوم جدیده را با خود به خیابان طالقانی آورد.هم او بود که سبب شد محمد خاتمی اولین و آخرین رئیس جمهوری باشد که تا کنون به اتاق پا گذاشته است.نزدیکی بیش از پیش دولتی ها و وزرای کابینه دولت نهم با اعضای اتاق بازرگانی در قالب نشست های ماهانه را نیز اتاقی ها مدیون دیپلمات همیشه رئیس هستند.شیخ قصه ما جامه شق و رق بر تن بخش خصوصی کرد تا وزانت به ساختمان شماره 254 خیابان طالقانی بازگردد.
ماجرای واردات سیب های آمریکایی که گزارش مشروح اش را در روزنامه خبر نوشتم را به یاد بیاورید.یادتان آمد؟همان سیب هایی که از طریق بندر شهید رجایی وارد کشور شد و ابتدا تکذیب شد بعدها خبر آمد که در بازار به فروش می رسد به چه درشتی.حالا آن بماند.ايراني ها استادند تا هميشه از آن سوي بام به پايين پرت شوند. گاهي حاضرند خودشان سال تا سال لب به ميوه نزنند، اما اگر قرار باشد برايشان مهمان بيايد،مي روند و چنان ميوه هايي مي خرند كه گاهي مهمان رويش نمي شود آنها را از ظرف ميوه خوري بردارد.
هلو به اندازه گرمك، شليل به اندازه پرتقال، انگور هر دانه به اندازه گردو، جل الخالق، اگر كار خداست پس تا به حال اين سايزهاي غيراستاندارد كجا بود؟ حالااندازه هاش خيلي مهم نيست. قسمت فاجعه جايي ديگر است. شما، تشريف مي بريد مهماني، صاحبخانه هم مثل بقيه، سنگ تمام مي گذارد. دستش درد نكند و در اين گروني ميوه چه كرده است هزار ماشاالله. ظرف ميوه را مي گيرد جلوي شما و شما هم آنقدر سايز ميوه ها درشت است كه ترجيح مي دهيد يك عدد خيار قلمي سبز را برداريد اما يك بار صاحبخانه با صدايي كمي بلند مي گويد «آن نه، آن خيار ايراني است». بله، همه ميوه هاي پيش رويتان از خارجه تشريف آورده اند. خدا را شكر هنوز كسي هوس نكرده تا خيار وارد كند. فكر كنم خربزه هم شامل حال اين استثنا مي شود. جالب است وارد سوپر ميوه ها كه مي شويد خدا را شكر وفور نعمت است.
قبلاًها فقط موز و آناناس تنها ميوه هاي وارداتي بودند اما الان هزار ماشاالله از سيب سبز فرانسه و لبنان گرفته و سیب سرخ آمریکایی تا گلابي شيليايي و نارنگي و پرتقال مصري و انگور سوريه يي، از همه جاي دنيا براي ما ميوه مي رسد تا خداي نكرده سرزمين چهار فصل ايران و ايراني ها مبادا هوس ميوه يي كنند و نباشد و نكند كه خداي ناكرده خاطرشان به خاطر اين كمبود مكدر شود. اما هر چه فكر مي كنم نمي فهمم حالادر اين فراواني و وفور نعمت اين باغدارهاي ما چه مي كنند؟ سماق مي مكند؟ واقعاً؟، نه، چي؟
پرتقال مازندراني ها از عيد تا به حال در سردخانه ها روي دست شان مانده؟ حرف ها مي زنيد؟، مي بينم علاوه بر چايكاران و برنجكاران و باغداران مركبات و ميوه دارهاي تابستاني، سيركارهاي همدان هم به خاك سياه نشسته اند.يادتان نيست از سير هاي سفيد و يكدست و يك شكلي كه انگاري يك كارخانه پلاستيك سازي آنها را ساخته بود و در بازار پر شده بود؟ اما آنها از هيچ كارخانه يي بيرون نيامده بودند، يك نفر هوس كرده بود و آنها را از چين وارد كرده بود. مثل بادام زميني هاي آستانه اشرفيه كه به يكباره جايشان را به بادام زميني هاي چيني دادند. مثل گردوهايي كه بازار امسال را پر كرده اند.
كمي ديگر هم صبر كنيم سال ديگر پسته چيني هم مي رسد. دلم براي باغداران كرماني و رفسنجاني و دامغاني مي سوزد. شايد بهتر باشد پيشگيري كنند و از الان باغ هايشان را تغيير كاربري دهند و مثلاً ساختمان سازي كنند، نمي دانم. مي توانند از بقيه باغدارها بپرسند كه آنها در اين دو سال چه كرده اند و سر ميوه هايشان چه بلايي آورده اند تا بلكه از قبل آمادگي داشته باشند. البته آماري در دست نيست كه چند درصد از اين باغدارها خودكشي كرده اند. يك نفر گفت:«چرا كسي جلوي اينها را نمي گيرد، نفر بعدي گفت تو نخر، خودش درست ميشه.» خدا را شكر هنوز ميشه خيار و خربزه و سيب دماوند خورد.
دیرباز،رسانه های آمریکایی قصد رسوایی سناتوری داشتند که متمول بود و دارایی هایش موارد شک و شبهه را برای دولت آمریکا و افکار عمومی پدیدار ساخته بود.عکاسان دوربین های خود را در منزل شخصی سناتور پیر انداختند و آنچه بیش از همه در تصاویر منتشر شده آنها چشم نوازی می کرد،نقش و طرح قالی ایرانی بود که گویا از موارد مورد علاقه سناتور آمریکایی،"گری لاک" بود.
فرش ایرانی از این حیث جزو لاینفک زندگی غربی ها بود،اما حالا کف پوش های آنها را نه فرش های پر زرق و برق ایرانی،که قالی های هندی و چینی و پاکستانی می پوشاند.متولیان صنعت فرش می دانند دیگر از آن شان و هیبت فرش ایرانی خبری نیست و طرح های کهنه و قدیمی و عدم همراهی با سلیقه بازار و غفلت از طراحی برای تصاحب بازارهای جدید،هنر،صنعت فرش ایران را به محاق برده است .
متن کامل مطلب در سایت خبرآنلاین
پلیس آمریکا یک گربه پیچیده شده را در کاپوت یک خودرو و روی موتور اتومبیل پیدا کرده است و این گربه خاکستری را نجات داده است.
اف بی آی پس از پیدا کردن این گربه در حالی که سرنخی از دلایل پیچیده شدن گربه پیدا شده در دست نداشته است،اطلاعیه داده و اعلام کرده است که 1000 دلار جایزه برای معرفی کردن عامل پیچیده شدن گربه در نظر گرفته است.تخمین زده میشود که در آمریکا 70 ملیون سگ و 80 ملیون گربه وجود دارد.فارغ از اینکه این اتفاق بسیار جالب است و گربه زبان بسته وضع نابسامانی را تجربه کرده است،اقدام پلیس آمریکا در حمایت از حقوق این گربه بسیار قابل تامل است.مقایسه کنید تفاوت نیروی انتظامی را با اف بی آی آمریکا.
دوشنبه شب وقتی برنامه گفت و گوی ویژه خبری با حضور سید مهدی طباطبایی را نگاه می کردم،احتمال می دادم که وی از رئیس جمهور و مشایی انتقاد کند و آنها را به بی اخلاقی متهم کند،چه آنکه وی پیش از این هم از در برنامه این شب های علی درستکار به رئیس جمهور تاخت و شال سبز انداختن وی در روز بعد از انتخابات را توهین به سادات دانست.
اما صحبت های این دفعه طباطبایی نکات دیگری داشت.طباطبایی که آرام و با لهجه ای خاص سخن می گوید درباره اینكه چه می توان كرد تا آرامش به جامعه بازگردد گفت:راه حل بسیار ساده است . هنوز هم می توان با اقدامات ساده ای آرامش را به كشور برگرداند . كافی است چند تا كار انجام دهیم .
یكی آنكه مانند اوایل انقلاب مسایل دینی را به علمای دین و روحانیون قم و حوزه های علمیه بسپاریم نه اینكه هر استاد دانشگاه و فردی غیر روحانی بخواهد درباره امور دین صحبت كند .این استاد اخلاق در ادامه با تاكید در مسایل اخیر پس از انتخابات نیز فقط افرادی توانسته اند آرامش خود را حفظ كنند و با ایمان بمانند كه دین خود را از سرچشمهاش بدست اورده اند گفت : كاری به دیگران ندارم اما من هر وقت كه مثلا یك خانمی را بدون حجاب در خیابان می بینم به خدا می گویم خدایا مرا به خاطر رفتار این فرد در قیامت مواخذه نكن .
وی سپس با بغض خطاب به مردم نشسته در پای تلویزیون افزود:«من دیگر به آخر عمرم رسیده ام اما شما را به فاطمه زهرا (س) قسم می دهم مرا دعا كنید تا بی ایمانی مردم و اینكه نسبت به دین سست و از آن روی برگردان شده اند به خاطر رفتار من یكی نباشد . چرا كه افراد زیادی در اثر رفتار ما نسبت به دین بدبین شده اند .»
طباطبایی هم چنین در خاتمه سخنانش متذكر شد:«من با ارسال نامه هایی به برخی افراد كشور نصایحم را خدمتشان عرض كردم و برای اینكه نامه هایم باعث فتنه نشود انها را علنی نكردم .»
با این وجود وی در ادامه یكی از مخاطبان نامه هایش را در شبهای قدر معرفی كرد و افزود : آقای رییس جمهور جایی گفته بودند دولت من در صدسال گذشته متشرع ترین دولتها در ایران بوده است . این حرف خیلی به من گران آمد. یعنی دولت شما ازدوره امام (ره) هم دینی تر بوده است ؟ معلوم است كه هرگز چنین نبوده .
طباطبایی درباره مشایی نیز گفت :ایشان هم بهتر است درباره دین و مسابل مذهبی سخن نگویند و صحبت در این باره را به اهلش بسپارند.وی در خاتمه گفت كه از آقای احمدی نژاد خواستم تا مراقب سخنان خودش و آقای مشایی باشد .
فبلم «کد THE CODE» از ساخته های ""بوآز دیویدسون"،یکی از فیلم های سیاسی،امنیتی هالیوود است که در سال 2008 ساخته شده و در حال حاضر در کشورها آسیایی نمایش داده می شود.
بازی فوق العاده «آنتونیوی بزرگ»،آنتونیو باندراس و ژست های خونسرد همیشگی اش در قالب یک خلافکار خونسرد،حرفه ای و کاربلد که در ظاهر به هدفش نمی سرد اما در بطن ماجرا پیروزی از آن اوست،شاید یکی از مهمترین دلایل استقبال آمریکایی از کد است.
مورگان فریمن هم که نقش یکی خلافکار ناشی و شکست خورده را بازی می کند،نشان می دهد که در این نقش تنها و تنها خودش لایق بازی است و نه دیگری.
ماجرا از این قرار است که یک موزه اشیای قدیمی با نقشه باندراس و با همکاری فریمن مورد سرقت قرار می گیرد،اما فریمن به رسم سرقت های کلان،باندراس را کنار می زند و باندراس دستگیر می شود.
موزه اشیای قدیمی هم که در نیویورک واقع است از سوی روس ها مورد حفاظت قرار می گیرد و روس ها سهم اعظمی در ارزش آن دارند.
در این بین یک مرد روس که از سرمایه داران فعال در آمریکا است اقدام به پیشنهادی به فریمن می کند و در عمل وی را فریب می دهد و جعبه سرقتی را در ازای دوست دختر فریمن به از وی می گیرد.در صحنه پایانی فیلم،آنتونیو باندراس در ناباوری و بهت بیننده،با لبخندی بر لب در کنار هواپیمای اختصاصی مرد ثروتمند روس در تماسی به فریمن می گوید:"تو بازی رو باختی.جعبه رو از دست من بردی،اما به دست دوستم دادی.هیچ وقت نمی تونی روس ها را بشناسی.آنها در تقابل با آمریکا قرار دارند."
بازاری ها و اصناف در تعامل با دولت های پس از انقلاب یکی از فعالترین جریان های سیاسی،اقتصادی بودند که در مواقع بحران به مدد دولت و حکومت می آمدند.در اقتصاد تعامل همسوی جریان های سرمایه دار و در دست دارنده نبض بازار با مجریان قانون به عنوان یک مدل نوین از تولید و توزیع و پایه سازی برای اقتصاد خرد تعریف می شود.تعریفی که در ایران چندان مثداق ندارد.هم از آن زمان که مخالفان نظام لیبرال سرمایه داری،پولدارها را «زالو» می نامیدند،هم از اکنون که اصناف و بازاری ها در روزگار نیاز سیاستمداران مورد استفاده قرار می گیرند و طرف وعده می شوند.
اقتصاد دانان بر این باورند که دولت و بازار دو نهاد اصلی هر نظام اقتصادی را تشکیل میدهند.ویژگی بازار آن است که خواستههای متعارض عرضهکنندگان کالاها و خدمات یا منابع تولید و تقاضاکنندگان آنها را تعدیل کرده و هماهنگ میسازد و در شرایط رقابتی به تولید کارای محصول و تخصیص بهینه منابع و کالاها منجر میشود. این شرایط در اقتصاد متعارف رقابتی با شرایط رقابت کامل حاصل میشود.
به تعبیری دقیقتر،برخلاف تصور موجود درباره سازوکار بازار که به جهت حاکمیت نفع شخصی در تعامل طرفین تقاضاکننده و عرضهکننده و دست نامرئی مورد اشکال واقع میشود،سازوکار بازار تنها در شرایط عادلانه شکل میگیرد و موفقیت بازارهای رقابتی درواقع به جهت حاکمیت بخشی از معیارهای عدالت اجتماعی میباشد.
در نظام ایدهآل اقتصاد سیاسی مکتب کلاسیک،آزادی طبیعی نقش تعیینکنندهای دارد و جهت نیل به آزادی،وجود رقابت کامل،نظم و همکاری عمومی در چارچوب عدالت اجتماعی و قوانین لازمالاتباع برای همه ضرورت دارد. آدام اسمیت بنیانگذار این مکتب اگرچه از نواقص بازار و کاستیهای آن اطلاع داشت اما لزوما به این نتیجه نرسید که دخالت دولت در این موارد به آزادی طبیعی ارجحیت داشته باشد.
یکی از فراگیرترین نظریههای اقتصادی در این خصوص،نظریه نئوکلاسیک میباشد.براساس این نظریه وظیفه دولت مراقبت و نظارت بر سازوکار بازار است و تنها زمانی میتواند در اقتصاد دخالت کند که عملکرد ناقص بازار،امکان تخصیص بهینه منابع را فراهم نکند،چه تا زمانی که شرایط رقابت کامل وجود دارد و مشارکتکنندگان در بازارها از اطلاعات کامل برخوردارند و مسائل مربوط به کالاهای عمومی و پیامدهای خارجی وجود ندارند شرایط تحقق بهینه ای مهیاست و دلیلی بر دخالت دولت وجود ندارد،اما چنانچه این شرایط برقرار نباشد دولت جهت تصحیح نارساییها به دخالتهایی در اقتصاد مبادرت میکند.دخالت دولت تا حدی تجویز میشود که باعث ایجاد انحراف در کارکرد کارگزاران اقتصادی نشود،به همین جهت از جمله ابزارهای مهم دخالت دولت مالیاتهای مقطوع و پرداختهای انتقالی شناخته شدهاند که تاثیر محسوسی در سایر متغیرهای اقتصادی نظیر سطح تولید ندارند.

