از 22 آبان امسال تا 30 آبان بابت روز تولدم از چند دوست و چند تن از همکارانم هدایای ارزشمندی دریافت کردم.از همه دوستان عزیز ممنونم بابت اینهمه محبت.
۱.روز 22 آبان،یعنی سه روز قبل از تولد از یکی از دوستان،یک عطر "بلک بری" 100 میل.
۲.روز 24 آبان ماه از یک دوست گرامی دیگر عطر "پاکو رابونه" میلیون 100 میل.
۳.روز 25 آبان،از یک دوست عزیر کتاب "جسارت امید اوباما".
۴.روز 26 آبان یک "کیف چرمی"،یک "فندک زیپو آمریکایی"،یک "جا کلیدی چرم" و یک "پلیور آدولفو دومینگوئز" از یکی از عزیرترین دوستانم.
۵.روز 27 آبان یک "ساعت رولکس مچی" از یکی از بهترین دوستانم.
۶.روز 28 آبان،مقداری "پول نقدی" از یکی دیگر از دوستان.
۷.روز 30 آبان دوستان سرویس اجتماعی روزنامه خبر،کتاب "معمای هویدا"،نوشته دکتر عباس میلانی و کتاب "مرگ در آند"،نوشته ماریو بارگاس یوسا.
پاورقی:نام دوستان عزیزی که هدایا رو دادن به دلیل مسائل امنیتی اعلام نمی شود!
«ما با کسی شوخی و تعارف نداریم.من یک زمانی پلیس بودم و در آن جایگاه حرفم را صریح و روشن می زدم،الان هم معاون رئیس جمهور هستم و مدیریت مصرف سوخت و حمل و نقل را دارا هستم که ارتباط مستقیمی هم با خودرو سازان دارد،در این جایگاه هم قانون را اجرا می کنیم و شوخی هم نداریم.»سردار محمد رویانیان هنوز خود را یک نظامی می داند و وقتی از وی می پرسم آیا بازنشست شده اید یا خیر؟ می گوید:«بازنشست نشده ام و همچنان یک نظامی هستم.»
با همان خوی و رسم و رسوم نظامی ها سخن می گوید و خود را نوکر مردم معرفی می کند.وقتی می پرسم دولت در برخورد با خودرو سازان چه روشی را پیش خواهد گرفت،گلویی تازه می کند و می گوید:«ما از درون مردم و برای مردمیم و خودمان را نمی فروشیم.»
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی سابق ناجا و رئیس فعلی ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت از تهیه و تدوین قانونی در این ستاد خبر می دهد که واردات خودرو و تولید خودرو را ساماندهی خواهد کرد.
سردار! بحث دوگانه سوز کردن خودروها در دوره تصدی آقای محرابیان مطرح شد و اساسا ستاد تبصره 13 نیز در همان دوره تشکیل شد و ریاست این ستاد نیز با وی بود.در همان دوره هم اقداماتی که به زعم تولیدکنندگان خودرو با نواقص فراوانی همراه بود در دوگانه سوز کردن خودروها رنگ عملی به خود گرفت.در حال حاضر تولیدکنندگان خودرو معتقدند که با اجرای این طرح متحمل ضرر و زیان در تولیدات خود شده اند.نظر جنابعالی چیست؟
اینکه خودرو سازها دچار ضررو زیان شده اند به دلیل نوع نگاهشان به مساله است.به نظر نمی رسد مشکل دوگانه سوز کردن باشد.شرکت های خودرو ساز در ایران کمپانی های بزرگی هستند که باید روی پایشان بایستند و حاشیه سود خود را داشته باشند.اما یک نکته که خودرو سازها هم آن را فراموش کرده اند اینست که امروز دوگانه سوز کردن خودروها یک تکلیف قانونی است و خودرو سازها هم باید آنرا اجرا کنند.من پیش از این در خصوص عملکرد آقای محرابیان صحبت کرده ام و الان دیگر این بحث محل صحبت نیست.اصل دوگانه سوز کردن خودروها مورد بحث است.
مملکت گل و بلبلی است.هرکی هرکیه دیگه.یکی میاد یکی میره.یکی بی حساب می آد یکی بی دلیل میره.یک جا بی مدیر اداره میشه یک جا با مدیر هم اداره نمیشه.یه سازمان واگذار میشه به سازمان خصوصی سازی،اما کسی آنرا به رسمیت نمیشناسه،یعنی هنوز واگذار نشده به حساب میآد.قمر در عقرب،شیر تو شیر و پیدا کن پرتقال فروش رو ....،این وضع این روزهای ایران است.در همین راستا هم سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح طی حکمی مدیر عامل شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی را منصوب کرده،غضنفری،وزیر بازرگانی هم طی یک حکم دیگه یک نفر دیگه رو به عنوان مدیر عامل شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی منصوب کرده!مشروح خبر این ماجرای تاسف بر انگیز را در روزنامه خبر و سایت خبرآنلاین نوشتم.
این روزها کتاب خلقیات ما ایرانیان،محمد علی جمال زاده را می خوانم و از خواندن این کتاب ارزشمند که مجموعه گردآوری شده مقالات وی در دهه 40 است حض می برم.هم سبک نوشتن هم موضوعات و لفاظی هایی که جمال زاده هم در مقدمه ای که در ژنو به نگارش درآورده است هم در متن کتاب که در طول یک دهه نوشته است،خاص است و منحصر به فرد.اما همانطور که جمال زده در مقدمه اشاره کرده است،این کتاب بر اساس ویژگی های خلقی و رسومات ایرانیان در دهه 40 ساخته و پرداخته شده است و می توان در هر دوره ای تعریف جدیدی از آن ارائه کرد.به حتم،ویژگی هایی که در تعریف ایرانیان در قالبی جدید و با توجه به ساختار امروز دنیا برای ایرانی ها به وجود آمده است در دوره حیات محمد علی جمال زاده وجود نداشته است،اما تاسی گرفتن از موضوع وی و شیوه نگارش وی در نوشته زیر که به نوعی می تواند ادامه کتاب وی تا دهه 80 باشد خالی از لطف نیست.
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت میکنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم میخندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون میخندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی میگیم! جوک لری میگیم! اصفهانی ها رو مسخره میکنیم. میگیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بیغیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانیها لاف میزنند!
پایین شهریها رو آدم حساب نمیکنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین میکنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیکترند! شهرستانیها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی میکنه و ما یهویی از دهنمون میپره فوری توضیح میدیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی میخریم! لوسترهای ساخت چین میخریم! شکلات آیدین هدیه نمیبریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون میزنیم به کناریها راه رو باز میکنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که میشینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری مینویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت میکنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه مون توی مسابقه میبازه شیشه اتوبوس واحد رو میشکنیم! سیزده بدر گند میزنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو میکنیم نه فقط سیزده بدرها!
فحش خواهر و مادر میدیم! به همدیگه! به دين و مذهب! و عربها و غيره! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا فلان امام!! و در لوسآنجلس هم بيشتر سفره حضرت عباس باز ميکنيم تا توی تهران.
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تکتکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی با هم توافق نداریم و بازهم به هم فحش میدیم! سه تا که ميشيم پنج نظر متفاوت داريم و هممون خيال ميکنيم حق داريم.
ما به اجدادمون خیلی احترام میذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش میکنیم!
ما امام زاده میسازیم! بعد پول میندازیم و از امام زاده میخوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری میدیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ میریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگهای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابر پیاده، موتورسوار های آدمخور .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه!
ماها سینما نمیریم و عوضش عشق میکنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سیدیشو ببریم خونه!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون - وقتی کانال تلویزیونی درست میکنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامهای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که میگیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط !
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره، بالاتر علاقهمون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار میکنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم! البته دوستان خیلی اصرار میکنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
ما توی خیابون زل میزنیم به سینه زنها! کوچیک یا بزرگ مهم نیست! مهم اینه که وقتی خانومه نزدیک شد حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم ........ ما از اینکارا خیلی میکنیم!
به آذری ها متلک ميگيم، اونارو مسخره ميکنيم و براشون جوک ميسازيم ولی بهترين و مفيدترين دوستامون آذری هستن!
اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشهای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!
سه: دولت کشورمون بايد مثل دولت سوئد و نروژ باشه: دموکرات، عشقی و مهربان. با يک شرط:
ما همون 'آدم' هايی که در بالا گفتيم بمونيم!!!
جز هجدهم سوره نور(آیات 31 تا 33):و البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر درآورید تا میان مومنین مرد بی زن و زن بی شوهر باقی نماند و از فقر مترسید که اگر مرد و زنی فقیرند خدا به لطف خود آنان را بی نیاز و مستغنی خواهد فرمود که خدا به احوال بندگان،آگاه و رحمتش وسیع(نا متناهی) است
(32) و آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف خود بی نیاز گرداند و از بردگانتان آنان که تقاضای مکاتبه کنند(یعنی خواهند که خود را از مولا به مبلغی مشروط یا مطلق خریداری کنند) تقاضای آنها را اگر خیر و صلاحی در ایشان مشاهده کنید بپذیرید و (برای کمک به آزاد شدن آنها) از مال خدا که به شما اعطا فرموده(به عنوان زکات و صدقات در وجه مال المکاتبه) به آنها بدهید و کنیزکان خود را که مایلند به عفت؛زنهار برای طمع مال دنیا جبرا به زنا وادار مکنید که هر کس آنها را اکراه به زنا کند،خدا در حق آنها که مجبور بودند آمرزنده و مهربان است(لیکن شما را که آنها را به زنا مجبور کنید به جای آنان عقاب خواهد کرد)
(33) همانا ما برای (هدایت و سعادت)شما آیاتی روشن نازل گردانیدیم و داستانی از آنان که پیش از شما در گذشتند برای عبرت خلق و موعظه برای اهل تقوی فرستادیم.
وقتی مهدی غضنفری بر صندلی ای که 4 سال سید مسعود میرکاظمی را بر خود دیده بود تکیه زد،نزدیکان و معتمدان وی در محافل درگوشی می گفتند که غضنفری معاونان را تغییر نخواهد داد و بدنه وزارت بازرگانی دولت نهم،در دولت دهم حفظ می شود.
چند روزی از این گفت و شنود ها نگذشته بود که نخستین انتصاب از سوی وزیر جدید بازرگانی صورت گرفت تا طلسم سکوت در وزارتخانه عریض و طویل بازرگانی شکسته شود.غضنفری،بایک افقهی را به سرپرستی وزارت بازرگانی منصوب کرد تا جایگزین خود وی در سازمان توسعه تجارت لقب گیرد.
نخستین تغییر اما آخرین تغییر نبود.وقتی خبرنگاران در نخستین نشست خبری وزیر بازرگانی دولت دهم زبان به اعتراض گشودند و از سانسور و عدم تعامل مستمر با رسانه ها شکوه کردند،نگاه ها به سوی حسین پرسان،یکی از مدیران بازمانده از دوره تصدی مسعود میرکاظمی در وزارت بازرگانی که حدود 2 سال در این وزارتخانه متصدی امور روابط عمومی بود،چرخید.فردای آن اعتراض مهدی غضنفری بر آن شد تا با عزل حسین پرسان فومنی به این اعتراض ها خاتمه دهد اما تغییرات فقط به اتاق مدیر روابط عمومی معطوف نشد،چه آنکه وزير بازرگاني طي احكامي چندين تغيير در پستهاي سازماني اين وزارتخانه را ابلاغ كرد.
سید علیرضا شجاعی که از معتمدان غضنفری است و 4 سال مدیر روابط عمومی وی در سازمان توسعه تجارت بود با تعریف یک سمت جدید در وزارت بازرگانی در دولت دهم،به عنوان سخنگو و مدیرکل روابط عمومی منصوب شد،انتصابی که محتمل به نظر می رسید و دور از ذهن نبود.به این ترتیب وزارت بازرگانی برای نخستین بار صاحب سخنگو شد تا همه خبرها از یک کانال به بیرون درز کند.
...
ادامه مطلب
در روزهایی که نمایندگان مجلس مشغول بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت بودند،وقتی نوبت به بررسی صلاحیت مهدی غضنفری به عنوان وزیر پیشنهادی بازرگانی رسید،قالب نمایندگان مجلس از روند افزایش واردات کالاهای بی کیفیت گله مند بودند و زبان به شکوه گشودند.
نمایندگان شهرهای شمالی کشور که پا را فراتر گذاشتند و دستورهای [مسعود میرکاظمی،وزیر بازرگانی دولت نهم] را مبنی بر واردات برنج های بی کیفیت که بعد ها سر و صدای زیادی هم کرد پای «غضنفری» گذاشتند،گرچه وی هم در این ماجرا بی تقصیر نبود،چه آنکه 4 سال به عنوان رئیس سازمان توسعه تجارت به عنوان متولی اصلی واردات و صادرات کالا در معیت میرکاظمی مسوولیت داشت.به همین دلیل هم علی لاریجانی در آن جلسه به حق اشاره کرد که انتقادات نمایندگان بی ربط به غضنفری هم نیست،چرا که وی معاون میرکاظمی بوده است.
اما مهدی غضنفری وقتی برای کسب رای اعتماد پشت تریبون مجلس رفت،بیشترین مدت نطق خود را به «کاهش قیمت تمام شده تولیدات داخلی» و «مدیریت واردات در دولت دهم» اختصاص داد تا جلب نظر نمایندگان مجلس را سبب شود.
قائله واردات برنج های آلوده به سم سبب شد تا غضنفری وعده مدیریت واردات را اجرایی کند.وزیر بازرگاني به فاصله چند روز پس از اعلام غيراستاندارد بودن برخي انواع برنج هاي وارداتي به كشور دستور داد كارگروه ويژه اي به منظور اجراي روش هاي شناسايي كالاهاي وارداتي فاقد كيفيت و نحوه جلوگيري و يا كاهش واردات آنها تشكيل شود...
روزهای خوش اصناف به پایان رسیده است.اگر در دولت نهم اصناف «تاج سر» دولت بودند،در دولت دهم «بده» هستند و نباید امورات اقتصاد مملکت به دستشان داده شود.
جبهه جدید شکل گرفته در مقابل شورای اصناف کشور،که در دوره سوم و با ریاست نوده فراهانی شاید به اذعان فعالان بازار «دولتی ترین» تجربه شورای اصناف کشور است،تلنگری است به شورای اصناف که پای خود را از گلیم دولت،خاصه وزارت بازرگانی کنار بکشند.
این رویکرد جدید در حالی در قالبی جدید ظهور کرد،که وزیر جدید بازرگانی در اظهار نظری جدید اصناف را تاخت و به بهانه ماجرای اصلاح نظام توزیع کشور در همايش تخصصي بازرسي و نظارت در شوراي اصناف كشور گفت:« من هنوز هيچ گزارشي از شوراي اصناف در خصوص اصلاح نظام توزيع دريافت نكردهام،بايد اصناف اعلام كنند كه چه طرحي براي كاهش قيمت تمام شده دارند و آيا تاكنون كاري انجام دادهاند یا خیر؟»
اینبار وزیر بازرگانی در مقام وکیل مدافع مردم درآمد و با انتقاد از عملکرد اصناف گفت:«بايد ذينفعان ما در خصوص كاهش قيمت تمام شده، بازرسي و نظارت و كيفيت كالا و نحوه توزيع نمره دهند بايد مردم و مصرفكنندگان كارهاي ما را ارزيابي كنند چرا كه مصرفكننده «پادشاه» است.»
گرچه وزير بازرگاني گفته است وظيفه دولتها تصميمگيري و سياستگذاري است و وظيفه عملياتي ندارد و هر سه حلقه زنجيره تامين بايد بخش خصوصي واگذار شود به طوري كه در طرح هدفمند كردن يارانهها مسائل مربوط به بازار بايد به «مردان بازار» تحویل داده شود اما این روزها با افتتاح فروشگاه های زنجیره ای و استقبال از آن از سوی دولت،اصناف خود را مقابل دولت می بینند،گرچه اینبار بازی را دولت آغاز کرده است،نه مردان بازار.
دیشب که پیش نیما وارسته،آهنگ ساز حمید عسگری رفتم،خبر خوبی بهم داد و آلبوم جدید حمید نشونم داد که بعد از کلی وقفه بالاخره منتشر شد.
امروز و فردا برای طرفداران حمید عسگری روزهایی بهیاد ماندنی خواهد بود،چون دومین آلبوم حمید عسگری منتشر شد.تمام تنظيمهای «کما 2» بهعهدهی نيما وارسته است او که تنظيمهای آلبوم موفق و پرفروش "85" بنيامين را درکارنامهاش دارد.آهنگسازی اين آلبوم و ترانهسرایی آن نيز برعهدهی شخص حميد عسگری است، ضمن آنکه بعضی از ترانههای اين آلبوم توسط داريوش شهرياری نوشته شده است. «کما 2» شامل 9 قطعه است و اولين آهنگ آن که بنابر گفتهی حميد عسگری قطعهای شنيدنی و ويژه است، «فرشته» نام دارد.این در سرتاسر ایران منتشر و عرضه شده و در تهران هم توزيع می شود.
حمید عسگری پیش از این آلبوم «کما 1» را به بازار عرضه کرد که سر و صدای زیادی بهراه انداخت.در آلبوم قبلی تمامی کار آلبوم بر عهدهی میلاد ترابی و شخص حمید بود، البته تنظیم چند قطعه هم برعهدهی بهنام صفوی خواننده آلبوم «عشق من باش» بوده است.
انتشار و توزيع آلبوم «کما 2» در اينروزها در حالی صورت می گرد که؛ حمید عسگری در روزهای 21 و 22 آبانماه در دو سانس در سالن همایشهای برج میلاد به روی سن خواهد رفت و به اجرای تمامی قطعههای آلبوم «کما 1 و 2» خواهد پرداخت.

Pouya dabirimehr:Turkish officials came to Iran once again to make use of Iran's economic potentials. Turkish Prime Minister, Recep Tayyip Erdogan; Minister of Commerce and Trade, Zafar Caglayan and 200 diplomats and traders arrived in Tehran on Monday night to consider the ways for more cooperation with Iran.
:Khabar conducted an interview with Turkish Minister of Commerce, Mr. Caglayan as follows
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Although each year 200 top Turkish diplomats and traders visit Iran and negotiate with Iranian officials, why a practical step is not taken and why $4 billion has been dropped in Iranian's trade with Turkey?
Be sure that the expansion of Iran-Turkey economic relations demands more visits by the officials of both countries. However, we should accept that the policies adopted by some countries put a major obstacle on the way of such relations.
If you refer to economic sanctions, I would say that our country is under sanction not Turkey, so where the problem lies?
We must note that in these relations the political pressures on one of the countries influence the economic and commercial relations between them.
In your view, the project of $30 billion trades between the two countries is based on reality or is out of sentiment?
From two aspects one can judge that such decision is rational or sentimental. If we take a look at the past we will realize that the project of 20 billion trades between the countries has been almost implemented, so the $30 billion is not out of reach. I would say that we should focus more on Iran.
Nearly two months ago, the issue of banning 18.5 billion dollars investment of an Iranian merchant called Esmaeil Safarian-Nassab was exploded like a bomb in Iranian and Turkish media. It was included $7.5 billion in cash and a truck containing 20 tons of gold bars transported from Iran to Turkey. For unannounced reasons the consignment was banned by Turkish customs. What happened really?
It was a story not based on truth, I heard the name of the man you mentioned just in media.
But after that event, in one of the congresses of his party, your Prime Minister Mr. Recep Erdogan declared that despite the economic crisis throghout the world, Turkey was able to attract a 18.5 billion dollars investment!
The issue raised by the Prime Minister is related to a contract with a European country which has invested in oil projects of Turkey.
جمعه هفته آینده در تهران نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی در خیابان میرداماد تهران افتتاح می شود تا پروژه اصلاح نظام توزیع اینبار نه از سوی بخش دولتی،که از سوی بخش خصوصی و به صورت مستقل کلید بخورد و اجرایی شود.کامران اعظمی،مدیر عامل نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی در صنف کالاهای سوپر مارکتی در آستانه افتتاح اولین فروشگاه،در گفت و گوی اختصاصی با روزنامه «خبر» از فرآیند راه اندازی این فروشگاه و سنگ اندازی از سوی برخی دولتی ها می گوید.
همزمان با میلاد امام رضا(ع) نخستین فروشگاه زنجیره ای خرده فروشی کشور افتتاح می شود.آیا همه لوازم و ابزار این کار فراهم شده است؟
اگر همه چیز به خوبی پیش برود تابلوی فروشگاه بالا می رود و این کار عملی می شود.تا امروز همه فعالیت های ما در تولید سیستم و نرم افزار و بحث انعقاد قرارداد با فروشگاه ها و تحقیق در موردشان بوده است.ما از روز جمعه وارد فاز اجرایی فروشگاه می شویم.
برند و نام رسمی فروشگاه چیست؟
ما تا کنون کمی هم درگیر ثبت رسمی آرم و برند فروشگاه بودیم.برند رسمی فروشگاه «ایرانیان» است.از طرفی ما با شهرداری مکاتبه های زیادی داشتیم به لحاظ اینکه این مقوله برای شهرداری نا آشنا بوده است.ما باید شهرداری را مجاب می کردیم تا مجوز را به ما بدهند تا ...
لینک مشروح گفت و گو با مهندس کامران اعظمی در خبرآلاین
سه شنبه هفته گذشته برای دومین بار با یکی از مقامات بلند پایه ترکیه گفت و گو کردم.مهر ماه سال 87 با محمد شمک،وزیر اقتصاد ترکیه و آبان ماه سال 88 با ظفر چاغلایان،وزیر بازرگانی این کشور.ترک ها رشد سریعی در اقتصاد طی می کنند.نوادگان آتاتورک پس از حذف صفرها از پول ملی خود به نتایج جدیدی رسیده اند.در گفتگو با وزیر بازرگانی ترکیه چند بار در قالب گوشه و کنایه به وی متذکر شدم که شما ترک ها در قالب فراموشی تاریخ و هویتتان به پیشرفت های دستیافتید که ایرانی ها هیچگاه حاضر به چنین پیشرفتی نیستند.چاغلایان به این کنایه ها لبخندی تلخ می زد.مشروح این گفتگو در روزنامه خبر و سایت خبرآنلاین به چاپ رسیده است.
گفت و گوی اختصاصی خبر با وزیر بازرگانی ترکیه،زیان ترکیه از تحریم ایران
من نمی دانم این آقای میرکاظمی،وزیر سوپر مارکت نفتی فعلی و وزیر خاک سیاه سابق بازرگانی،چرا به جای تعامل سازنده در صدد رویارویی با رسانه ها است.سید مسعود میرکاظمی از زمانی که گزارشی درباره وی در روزنامه «خبر» و «سایت خبرآنلاین» با عنوان «سوپر مارکت نفتی» نوشته شد و در آن به گوشه ای از افتضاحات آن وزارتخانه و سو استفاده معاون اش از رانت های دولتی در واردات برنج و برخی اقدامات دیگر اشاره شد،در واکنشی بچه گانه اقدام به توهین به روزنامه خبر کرد و همین امر سبب شد تا از سوی برخی دیگر از رسانه،خاصه روزنامه خبر مورد نقد قرار بگیرد و همان ماجرای گزارش های زنجیره ای در خصوص شخص وی و وزارتخانه تابعه اش و طنز کوبنده شهرام شکیبا درباره حسین پرسان،مدیر کل روابط عمومی وقت وزارت بازرگانی و یار همراه میرکاظمی.
در تازه ترین اتفاق هم،روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به گزارشی تحت عنوان «سکوت اجباری میران نفتی» که در روزنامه خبر نوشته شد اقدام به ارسال جوابیه ای توهین آمیز کرده است و در عمل وارد فاز تازه ای از رویارویی با روزنامه خبر شده است.
بد نیست در اینجا اشاره ای به خاطره آقای کلهر از شهید رجایی کنم.شهید رجایی روزی در دفتر خود از آقای کلهر که آن روزها در دفتر وی همکاری رسانه ای با وی داشته است می خواهد که بریده جراید را به وی بدهد.کلهر هم می پرسد که مخالفان را هم بدهم؟شهید رجایی پاسخ می دهد،حتما.و بعد از اینکه اخبار تند و کوبنده بر علیه خود را می بیند از آقای کلهر می پرسد "خبری به درد بخوری در بین این اخبار پیدا کردی؟"کلهر پاسخ می دهد:"بله.یک خبری هست در خصوص احتمال ریزش مقبره فردوسی."شهید رجایی از کلهر می پرسد،"چقدر باید هزینه می کردی تا این معضل را پیدا کنی؟و اگر هزینه هم می کردی آیا می توانستی این مشکل را در کشور پیدا کنی؟پس اگر در بین 100 خبر منفی یک خبر سازنده هم پیدا شود غنیمت است و نباید از انتقاد هراسید!"
اما چند توصیه به آقای میرکاظمی و مجموعه تابعه و مشاوران ایشان.
1.از رویارویی با رسانه،هیچ مقامی تا کنون خاطره خوشی ندارد و به حتم آن مسوول با سر به زمین می خورد.
2.آقای میرکاظمی از لحاظ رسانه ای دارای تشکل و تیم نیست و به همین جهت در واکنش به انتقادات،متوسل به اقدامات چکشی می شود که این اقدام تا کنون برای وی نتیجه ای را در پی نداشته است.
3.بهتر است ایشان به جای اینهمه برخورد غیر منطقی پای میز مذاکره و گفتگو بنشیند.
4.بد نیست آقای میرکاظمی کمی از وقت خود را،مثلا صبح ها بعد از صبحانه چند کتاب در خصوص مدیریت بحران و دریافت رسانه ای بخوانند و چند ساعتی هم وقت بگذارند و سر کلاس اساتید روزنامه نگاری بنشینند و از رسانه درکی پیدا کنند.
***
اما یک سوال اینجا مطرح است و آن اینکه به واقع شعور و درک میرکاظمی،وزیر فعلی نفت از مقوله ای به نام رسانه و همراهی با رسانه ها و آزاد گذاشتن آنها در نقد چقدر است.
درحاشیه از چاله به چاه افتادن روابط عمومی وزارت بازرگانی
حسین پرسان فومنی،پس از یکسال حضور در وزارت بازرگانی،در پی اعتراضات برخی از رسانه ها نسبت به رویکرد جدید وی مبنی بر حذف و سانسور در وزارت بازرگانی و در گیر شدن با چند رسانه از سوی مهدی غضنفری،وزیر بازرگانی عزل شد و مراسم تودیع وی نیز امروز در خیابان مطهری برگزار شد.گرچه از قبل برای حضور در این مراسم دعوت شده بودم،اما از آن جهت که نه مدیر قبلی کارنامه مورد قبولی داشت،نه مدیر جدید شوق و ذوقی برای حضور در این مراسم نماند و نرفتم.
علیرضا شجاعی که با یک پله ارتقا از مدیریت روابط عمومی سازمان توسعه تجارت به همراه مهدی غضنفری،یکجا به وزارت بازرگانی آمدند،هم سخنگوی وزارت بازرگانی شد هم مدیر کل روابط عمومی.اما چرا مدیر جدید روابط عمومی از حسین پرسان ضعیف تر است و چرا روابط عمومی وزارت بازرگانی از چاله به چاه افتاد.
در نخستین نشست خبری وزیر که چند هفته پیش برگزار شد در جمع خبرنگاران و در حضور پرسان به وزیر بازرگانی گفتم که اگر آقای پرسان در این وزاتخانه بماند وضع از اینی که هست بدتر خواهد شد و شما با این روند به جایی نخواهید رسید.فردای همان روز پرسان عزل شد،اما ای کاش دکتر غضنفری فرد شایسته ای را برای تصدی سمت مدیر کلی روابط عمومی وزارت بازرگانی منصوب می کرد.
علیرضا شجاعی در کارنامه خود نه کار فوق العاده ای انجام داده است و نه شق القمری کرده است که بخواهد در این منصب باشد.وی در دوره ای که در سازمان توسعه تجارت بود حتی توان برقراری یک رابطه مستمر را با خبرنگاران نداشت،چه آنکه بخواهد طرحی نو در اندازد.
وقتی با خود فکر می کنم می بینم که چه کسانی سالهای قبل امور روابط عمومی را در این کشور بر عهده داشتند و الان چه کسانی غم زده و رنجور و دلتنگ می شوم.همین هفته پیش هم وقتی به سالن اجلاس سران برای شرکت در همایش صادرات غیر نفتی رفتم،تیم حفاظت ریاست جمهوری اجازه ورود موبایل و لپ تاب را نمی داد.وقتی سراغ آقای یزدی را گرفتم،گفتند ایشان رفته اند و جایشان آقای ملکی آمده.آقای ملکی را که سرهنگ خطابش می کردند خواستم،اما دریغ از کمی شعور و درک.این آقا هنوز نمی داند لنز دوربین چیست،شده است مسوول هماهنگی خبرنگاران ریاست جمهوری!در نهایت حرف هایم را به سردار باقر زاده که آنجا بود زدم و وی هم لبخند تلخی هبه کرد.
همانجا یاد مرحوم،دکتر مجتبی جبل عاملی،مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما؛جناب آقای کاظمی دینان؛مدیر کل روابط عمومی بانک ملی و آقای یزدی؛هماهنگی ریاست جمهوری افتادم.واقعا سابقا چه کسانی بودند و الان چه کسانی هستند؟ای وای.

