تبليغاتX
اندیشه پویا

داوود مددی با جزیره کیش خداحافظی کرد تا طرح «کیش مؤمنانه» را مؤمن دیگری به سرانجام برساند.

مددی جای خود را به اسدالله کریمی، مدیرعامل قطارهای مسافری رجا داده است تا شاید آمدن فردی که با ساختارهای فکری ناظران بر فعالیت جزیره کیش «همگون» و «همسان» باشد، شیوه مدیریت جزیره مرجانی 92 کیلومتر مربعی را یکدست یکدست کند. انتصاب کریمی به عنوان رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش در حالی رخ داد که پیش از این داوود مددی از سمت خود استعفا داده بود و به دلیل برخی اختلاف سلیقه‌ها با مدیران دولت نهم دیگر تاب مقاومت در برابر کارشکنی‌ها را نداشت.

متن کامل گزارش در روزنامه خبر

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:20 توسط پویادبیری مهر| |

 
صبح همان روزی که هواپیمای توپولوف روسی شرکت کاسپین در مزرعه یونجه در قزوین سقوط کرد،برای سفری با هواپیمای توپولوف روسی شرکت کیش ایر،سوار بر تابوت روسی شدم و هر بار که سوار توپولوف یا دیگر هواپیماهای خطوط هوایی ایران می شوم،نخستین موضوعی که به ذهنم متبادر می شود،اثر تحریم های اقتصادی است که سخت بر پیکره هواپیماهای نه چندان غول پیکر ایرانی سایه افکنده است.

و افسوس و صد افسوس می خورم وقتی از دوستی می شنوم هواپیمای غول پیکر A 380 شرکت هواپیمایی ایرباس در خطوط هوایی امارات تردد می کند و ایرانی و ایرانی هنوز باید بر توپولوف 30 سال پیش دل ببندد و بیش از آن نبیند.عرب ها از بهترین امکانات استفاده کنند ما هنوز در سودای در سرمان غرق باشیم که نژادمان آریایی است.

هر از چند گاهی هم این تابوت هایی که "روس ها" برای کشورهای "جهان سومی" ساخته اند جان صد ها تن را بگیرد و "کک" هیچ مقام و مسوولی هم "نگزد" و صاف صاف،فردای این واقعه بر سر کار خود حاضر شود و خبری از "استعفا" یا یک "عذر خواهی" و "غلط کردم" هم در کار نباشد.و در نشست های خبری مسوولین هواپیمایی با اعتماد به نفس مثال زدنی از بی تاثیری تحریم ها بر این صنعت سخن بگویند.

جالب است بدانید در جریان ورود گرد و غبار به کشور و لغو پروازها،یکی  از پروازهایی که داشتم با تاخیری چند ساعته همراه شد و وقتی با خلبان گفتگو کردم و علت ماجرا را جویا شدم گفت:هواپیماهای موجود نمی توانند در هوای آغشته به گرد و غبار پرواز کنند،اما در کشورهای دیگر وجود مه و گرد و غبار عادی است و باعث لغو یا تاخیر پرواز نمی شود.

چند روز قبل از این واقعه دردناک هم در گفتگوی ویژه خبری،کاپیتان خانلری،رئیس برکنار شده سازمان هواپیمایی کشور در  پاسخ به مرتضی حیدری،مجری برنامه مبنی بر مساعد بودن شرایط خطوط هوایی برای مسافرت های تابستانی،چنان از مساعد بودن شرایط گفت که به ناگاه خنده ام گرفت و احساس کردم که نه در ایران که در لندن زندگی می کنم و 7 فروند ایرباس A 380 هم در فرودگاه اصلی شهر لندن و در پس گوشم در حال ارائه خدمات به مردم هستند.

نمی دانم تا کی باید به خود فریبی ها گوش کنیم و شعار دهیم که تا 1404 در منطقه اول خواهیم شد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 17:56 توسط پویادبیری مهر| |

انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سنت معاون اولی محمود احمدی نژاد هم اقدامی غیر قابل پیش بینی بود،هم اقدامی قابل پیش بینی.داشتن دو ویژگی متضاد از ویژگی های محمود احمدی نژاد است.یعنی در حالی که می توان وی و تصمیمات اش را پیش بینی کرد،نمی توان به اقدام آینده وی نگاه پیش بینانه داشت.

انتصاب رحیم مشایی نیز از این حیث بود.مشایی معاون اول احمدی نژاد شد تا معلوم شود که احمدی نژاد به رفاقت و عهد پایبند است و تخصص را فدای رفاقت نخواهد کرد.مشایی معاون اول احمدی نژاد شد تا مشخص شود که احمدی نژاد یک تنه جلوی مخالفان می ایستد و گرچه به انتقادات لبخند می زند،اما در دل تصمیم دیگری می گیرد.

رحیم مشایی را در قاموس معاون اولی رئیس جمهور،که بالاترین سمت اجرایی بعد از رئیس جمهور است نمی دانم،اما به رفیق بازی احمدی نژاد لبخند می زنم و در عین حال چهره معصوم حسن حبیبی را به یاد می آروم که 8  سال معاون اول سردار سازندگی ایران بود،و حالا مشایی در مقام اوست.کمی تامل در منش و شخصیت و تخصص "حبیبی" و "مشایی" چه چیزی در ذهن متبادر می سازد؟

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:19 توسط پویادبیری مهر| |

تو هوای گرم و نافرم این روزهای تهران و در مرکز شهر مثل همیشه به جلوی خودم نگاه می کردم اما به هزاران موضوع فکر می کردم.

در همین اثنا و در اوج گرما،یک سمند تاکسی جلوی پایم ترمز کرد و گفت:کجا می روی آقای خوش تیپ!

گفتم:زیر پل کریمخان.

با مهربانی گفت:چشم.دو قدم جلوتر یک آقای دیگری را سوار کرد.راننده مهربان گفت:از این مسیر به سختی میدان فاطمی می روند...

در حالی که داشت توضیح می داد،جوان صبوری نکرد و با عجله پاسخ داد:کی گفته،خطی هاش همینجا هستند.

راننده گفت:عزیر دلم صبوری کن توضیح میدم.اصولا از این مسیر مستقیم فاطمی نمی روند ولی چون جوان و خوش تیپی با هم فاطمی می رویم.

در همین حال یک پوشه از جلوی داشپورت در آورد و به دست آن آقا داد.با فضولی صفحات پوشه را نگاه می کردم و از بهت نفر بغل دستی ام خنده ام گرفت و ماجرا را فهمیدم.چند گفتگوی چاپ شده راننده تاکسی با روزنامه ها و مجلات و تقدیرنامه های مسولان از وی!

راننده تاکسی کسی نبود جز،"ابراهیم دهباشی زاده"،مهربانترین راننده تاکسی تهران.

حدود دو سال پیش به مدد میثم خان زمان آبادی،جهت انتشار همشهری مسافر و گفتگویی که با ابراهیم دهباشی زاده انجام شده بود با وی آشنا شدم.

آن گفتگو را با دقت خواندم و از این شخصیت خوشم آمد.خیلی دوست داشتم یک روز سوار تاکسی مهربانترین راننده تاکسی تهران شوم،که شدم.ابراهیم دهباشی زاده یک وبلاگ هم دارد که آدرس آن را پشت شیشه سمند زرد رنگ خود هک کرده است.

وبلاگ مهربانترین راننده تاکسی تهران

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:17 توسط پویادبیری مهر| |

وقتی خیابان ولیعصر یا خیابان شریعتی را قدم زنان متر می کنم و بالا و پائین می روم،به جز درختان بلند سرو و کف پوش پیاده رو ای که به مدد سردار- شهردار قالیباف تعبیه شده است،موش هایی را می بینم که به سرعت جست و خیز می کنند و با پر رویی روی پای خود می ایستند و جلوی چشمم دستانشان را به هم می مالند.

برخی اوقات هم به طور گله ای و خانوادگی اینور و آنور می روند.
موش های آلوده و فربه که نشاندهنده آلودگی کلانشهر تهران هستند.با وجود این موش ها که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود،چگونه انتظار داریم جهانگردان در خیابان های تهران قدم بزنند؟باید فکری به حالشان کرد.آقای قالیباف به فکر مرگ موش باش.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:6 توسط پویادبیری مهر| |

آخرین روزهای هفته گذشته با فرار از گرمای سرسام آور تهران و برای کار در کنار تفریح به کیش رفتم. وقتی در فرودگاه بین المللی کیش از هواپیما خارج شدم با ناباوری احساس کردم که هوا خیلی خنک تر از تهران است.31 درجه بالای صفر.اگر رطوبت 8 درصدی کیش نبود قطع به یقین هیچ آدم عاقلی هوای مطبوع کیش را رها نمی کرد تا برای مسافرت به شمال برود،گرچه مزیت نسبی آرامش،آسایش،امکانات تفریحی،لذت پاساژ گردی و چشم اندازهای طبیعی کیش به هیچ وجه قابل مقایسه با شهر های آلوده،پر استرس،نا همگون،بی نظم و شلوغ شمال نیست.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 18:58 توسط پویادبیری مهر| |

اکبر هاشمی رفسنجانی جمعه این هفته بعد از چندین هفته دوری از تریبون نماز جمعه،سه روز دیگر در دانشگاه تهران به پشت تریبون خواهد رفت و حرف های مگویی را خواهد گفت.

همانطور که مقام معظم رهبری در نماز جمعه به صراحت درباره مسائل قبل و بعد از انتخابات سخن گفتند،پیش بینی می شود مرد دوم نظام جمهوری اسلامی نیز در نماز جمعه این هفته به صراحت با مردم سخن خواهد بگوید.

اما سوالی که اینجا مطرح اینست که آیا هاشمی رفسنجانی از تریبون نماز جمعه برای ارائه پاسخ به اتهاماتی که احمدی نژاد در مناظره با موسوی مطرح کرد،پاسخ خواهد گفت یا خیر؟

از آنجایی که هاشمی رفسنجانی را در دنیا "سیاستمدار ترین" و "کیاس ترین" مقام نظام جمهوری اسلامی می دانند،و تجربه 30 ساله انقلاب اسلامی نشان داده است،وی در مواقع بحرانی به صورت هیجانی وارد میدان نمی شود و با تدبیر و تفکر جدی به عرصه پاسخ قدم خواهد گذاشت.

نزدیکان هاشمی رفسنجانی در جلساتی که با وی داشته اند می گویند:"ایشان بیش از آنکه این روزها و بعد از اظهارات احمدی نژاد،سخن بگویند در حال مشاوره کردند با مشاوران و مقامات و متنفذان و نخبگان هستند و «گوش شنوا» هستند تا «دهان گویا»."

پیش بینی شخصی ام اینست که هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران به صراحت و بدون لفافه سخن خواهد گفت،اما هیچ گاه نامی از محمود احمدی نژاد نخواهد برد،همانطور که مقام معظم رهبری نیز نامی از وی نبرد.

هاشمی رفسنجانی،پاسخ اتهامات را خواهد داد و با استناد به تاریخ درباره نقش بسزای خود در شکل گیری نهضت انقلاب اسلامی سخن خواهد گفت.

برآیند کلی از سکوت رفسنجانی نشان می دهد می دهد که وی برای سخن گفتن درباره حوادث اخیر به دنبال تریبونی بود که بدون شک تریبون نماز جمعه رسمی تریبون و حساس ترین تریبون خواهد بود،ضمن اینکه در بیان دلایل نیامدن هاشمی به نماز جمعه در چند هفته اخیر گفت که وی با زیرکی این تصمیم را گرفت و فضای جامعه  داخلی و بین المللی را برای حضور دوباره خود در نماز جمعه و سخنان مهمی که خواهد گفت،حساس کرد.

گزارش جالبی از زندگی هاشمى رفسنجانی

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 13:29 توسط پویادبیری مهر| |

    
برای نخستین بار و به ابتکار "مهندس حسین پرسان فومنی"مدیر کل کار بلد روابط عمومی وزارت بازرگانی،"نخستین جشنواره ملی رسانه در حوزه بازرگانی" برگزار شد و امروز طی مراسمی با حضور با حضور"غلامحسين الهام"‌ سخنگوي دولت و وزير دادگستري، ‌"‌علي اکبر جوانفکر" مشاور مطبوعاتي رييس جمهوري، "سيدمسعود ميرکاظمي" وزير بازرگاني و معاون اين وزارتخانه برگزار شد.

هیات داوران این جشنواره را که آقایان یونس شکر خواه،قاضی زاده،فریدون صدیقی و چند تن دیگر از استادان علوم ارتباطات و روزنامه نگاری تشکیل دادند.

اساتید محترم،یکی از آثار ارسالی بنده به دبیر خانه نخستین جشنواره رسانه در حوزه بازرگانی را که در روزنامه بین المللی «خبر» به رشته تحریر درآمده بود را انتخاب کردند و لوح تقدیر و تندیس و جایزه نقدی را به این اثر اعطا کردند.

جای چند تن از دوستان بسیار در این جشنواره خالی بود و حضور برخی از دوستان هم بسیار مسرت بخش.امیدورام این ابتکار جناب آقای پرسان در سال های آتی ادامه داشته باشد.

 

حاشیه:وقتی برای دریافت لوح تقدیر و تندیس جشنواره در جایگاه حضور یافتم،لوح و تندیس در دستان دکتر الهام،وزیر دادگستری و سخنگوی دولت بود.دکتر الهام گفت:این گزارش را برای کجا نوشته بودید؟

گفتم:برای بخش خصوصی؛همانجایی که شما زیاد دوستش ندارید.

گفت:اما شما برای آنها می نویسید،جایزه اش را از دولت می گیرید.

گفتم:خوب شما پول نفت دارید،آنها که ندارند.[به اتفاق وزیر بازرگانی و جناب جوانفکر خندیدیم].

برگزیدگان نخستین جشنواره رسانه در حوزه بازرگانی معرفی شدند
نخستين جشنواره رسانه در حوزه بازرگاني به کار خود پايان داد

نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 19:44 توسط پویادبیری مهر| |


"کیش علیه کیش" عنوان گزارشی است که در روزنامه خبر نوشته ام و فردا منتشر خواهد شد.

سال های میانی دهه 70 در ایران یادآور حضور جبهه ای از سرمایه گذاران و کارگزاران به جزیره مرجانی کیش است.سال هایی که به مدد توسعه و عمران سراسر کشور،جزیره 90 کیلومتر مربعی کیش هم از این عمران بی نصیب نماند و در مسیر رشد قرار گرفت.

سال ها گذشت تا "کیش" به عنوان یکی از مهمترین مناطق آزاد ایران با ظرفیت ترانزیتی و مزیت بی بدیل خود در حوزه توریسم و گردشگری،سری در سرها پیدا کرد و نامش بر زبان ها افتاد.آن زمان قرار بر این شد تا جزیره مرجانی کیش،"خانه تعطیلات ایرانیان" باشد.این روزها اما کیش چیزی شبیه خانه تعطیلات ایرانیان نیست.

یکی از جاذبه هایی که در سال های اخیر گردشگران را به کیش می آورد،برگزاری جشنوراه های تابستانی است.جشنواره هایی که همواره با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی،چه از نظر مادی و چه از نظر لجستیکی برگزار می شود،اما به نام سازمان منطقه آزاد و به کام مدیران آن به پایان می رسد.

همین امر سبب شده است تا فتیله دوازدهمین جشنواره تابستانی کیش که از نیمه تیر ماه آغاز به کار کرده است،پایین آید و استقبالی از آن صورت نگیرد.

جشنواره ای که با دریافت 5/3 میلیارد تومان از مراکز تجاری حاضر در کیش،به نام مشارکت بخش خصوصی برگزار شده است و از هر واحد تجاری حدود 150 تا 200 هزار تومان بسته به متراژ واحد تجاری،دریافت شده است و به جای آنکه به ارائه بسته های تبلیغاتی از سوی کاربلدان به جذب گردشگر و سرمایه گذار منتج شود،به آذین بندی خیابان های کیش با چراغ های ریز،و چاپ چند نمونه پوستر جشنوراه و نصب آن در مراکز تجاری و ارائه چند جایزه بسنده شده است.

یکی از فروشندگان در مرکز تجاری پردیس در گفت و گو با «روزنامه خبر» می گوید:5 سال که در جشنواره تابستانی کیش حضور دارم،اما هیچ سالی چون امسال جشنواره تابستانی کیش نا منظم و بی برنامه نبوده است.

وی می گوید:مثلا قرار بود امسال از ارزش جوایز جشنواره برای رونق آن بکاهند و به تعداد جوایز اضافه کنند،که این روش نه تنها جواب نداده است بلکه برخی از پای ثابت های همه ساله جشنواره تابستانی کیش را دوبی فراری داده است.

وی در حالی سخن خود را به پایان می برد که با اشاره به ساعت مچی خود،قرار گرفتن عقربه ساعت روی 10:15 دقیقه شب را یادآوری می کند و می گوید:باورتان می شود که ساعت 10 شب اولین فروش را داشته باشم؟!

لینک مشروح گزارش در خبرآنلاین                                                                             

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 19:35 توسط پویادبیری مهر| |

اگر بخواهیم چشم بر ضعف هایمان ببندیم و تصور کنیم که ایران مدینه فاضله است و تک تک ما از جمله بنیانگذاران تمدن بشری،وضع ایران و ایرانی همینی است که هست و بهتر نخواهد شد.

اما اگر به واکاوی ضعف ها و عقب ماندگی ها بپردازیم،شاید بتوانیم در این راه قدمی برداریم و واقعیت را ببینیم.حدود 5 ماه پیش در "اندیشه پویا" نظر سنجی ای را به مشارکت جمعی گذاشتم و سوالم از مخاطبان این بود:مهمترین دلایل عقب ماندگی ایرانیان چیست؟

پنج گزینه،بی نظمی،ناتوانی در کار تیمی،نبود متخصص،ساز و کارهای غلط قانونی و مدیریت نالایق هم موارد انتخابی بود.

در بین گزینه ها موجود،بی نظمی؛04/19 درصد،ناتوانی در کار تیمی؛7/7 درصد؛نبود متخصص 2/1 درصد؛ساز و کارهای غلط قانونی؛6/11 درصد و مدیریت نالایق 7/59 درصد آرا را به خود اختصاص دادند.

این نظر سنجی موردی نشان می دهد که یکی از مهمترین موارد عقب ماندگی در جامعه ایرانی،"مدیریت نالایق" است.

لینک نظر سنجی اندیشه پویا همراه با نمودار

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:59 توسط پویادبیری مهر| |

خبر مرگ "مایکل جکسون"،ستاره مشهور و جهانی آمریکا را که شنیدم کمی ناراحت شدم و قرآن خواندنش با آن صدای دل نشین را به یاد آوردم.اما خارج از فضای حسی،مرگ مایکل جکسون از منظر جامعه شناختی قابل بررسی است.
اینکه در جامعه آمریکا در درجه نخست یک ستاره اینقدر مورد اقبال قرار می گیرد و با آنکه سال ها از فضای ستاره بودن دور بوده است،اینگونه با وی وداع می شود،نشاندهنده بلوغ فکری و اجتماعی جامعه آمریکا است.

جامعه ای که نه در آن احساس حرف نخست را می زند نه انسانیت متعالی.که در آن پول و قدرت منبعث از  منطق حرف نخست را می زند و بس.

اما در همین جامعه وقتی ستاره ای رخت می بندد،وداع با شکوهی با وی به نمایش گذاشته می شود.ظرف 24 ساعت چند خیابان را به نام وی تغییر می دهند،در چند خیایان نام و تاریخ تولد و وفاتش را روی زمین حک می کنند و مجسمه اش را در چند مرکز اصلی آمریکا نصب می کنند.
در ایران اما ستاره ایمان را می سوزانیم[علی دایی،آقای گل فوتبال جهان]،عزت الله انتظامی قلبش می گیرد از بی مهری ها،دکتر حسین بشیریه،استاد دانشگاه و نخبه تئوری سیاسی از ایران به حالت قهر می رود،شجریان دیگر دوست ندارد در ایران بخواند،حسین پناهی می میرد و کسی ککش نمی گزد،هنوز مقبره تختی پشت توالت ابن باویه است،خسرو شکیبایی می میرد و برخی از دوستان و هنرمندان هم بر سر مزارش نمی روند.اینها نشانه چیست؟آیا جز این است که در همان جامعه ای که مدعیان شرقی و منتقدان بی انصاف معتقدند احساس و قدردانی معنایی ندارد،امروز روز احساس و قدردانی به زیباترین وجه به نمایش جهانیان در می آید.و جز این است که آنها زودتر راه زندگی اجتماعی و بالندگی فکری را فرا گرفته اند و ما اندر خم کوچه شعار و تزویر و ریا و حسادت؟!
باید برای مرگ مایکل جکسون گریست،نه از آن جهت که مایکل جکسون مرد،که از آن جهت که ما کجاییم و آنها کجایند.آنها چگونه قدردانند و ما چقدر نا قدر دان.

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 19:52 توسط پویادبیری مهر| |


قطاری که به مقصد خدا می رفت،لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق توامان بخواهد؟کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند . از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زیرا سبکی قانون

راه خداست .قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست .

مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورو بر شما ٬ راز من همین بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه مسافري.

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 18:44 توسط پویادبیری مهر| |

آن‌چه که مسلم است این‌که، آشوب‌ها و اغتشاشاتِ کنونی، کاملاً «سازمان‌یافته» و «از قبل‌ طراحی‌شده» بوده و از یک «هسته‌ی اصلی و مرکزی» فرمان می‌گیرد و آقای «موسوی»، گذشته از این‌که مطالبات‌شان برحق باشد یا خیر،خواسته یا ناخواسته قدم در راهی گذاشته‌اند که نهایتاً به‌نفع وی و اهدافِ مبارک یا نامبارک‌اش نخواهد بود.

آقای «موسوی» باید توجه داشته باشد که «تحمل» و «سعه‌صدر»ی که این‌روزها حاکمیت در برابر اغتشاشاتِ ناشی از فرمان‌های ایشان برای شکل‌دهی تجمعاتِ غیرقانونی، از خود نشان داده است، امری کاملاً معنادار و هدف‌مند است.آن‌ها که از پشت‌پرده‌ی این اغتشاشات و عوامل اصلی آن‌ها آگاه هستند، به‌طور دقیق، درحال «رصد اوضاع» و «شناسایی» می‌باشند.

آن بخش از بیاناتِ «رهبر انقلاب» در روز جمعه که فرمودند: «... البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آن‌وقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريح‌تر از اين صحبت خواهم كرد»، کم‌تر مورد مداقه‌ قرار گرفت و رسانه‌ها با شانتاژ، آن‌را به آن‌چه که حلقه‌ی تهدیداتِ رهبری می‌خوانند، نسبت‌ دادند؛ اما این‌بخش از سخنانِ رهبری، کاملاً از روی آگاهی و علم بر زبان جاری شد و درواقع این‌بخش از بیانات ایشان، در حکم تنبهی دل‌سوزانه است برای آقای «موسوی»؛ تا ایشان در «بازیِ سازمان‌یافته»‌ای که از قبل تدارک دیده‌ شده، به‌بازی گرفته نشود و از وی و اهدافِ مورد نظراش سوءاستفاده نگردد.

نهادهای انتظامی- امنیتی و وزارت‌اطلاعات، پس از شناسایی کامل حلقه‌های توطئه‌گر و آشوب‌طلب، «در زمانِ مقتضی»، آنان را به‌مردم معرفی خواهند کرد و مطمئناً ارتباطاتِ تنگاتنگ این عناصر با حلقه‌های اطرافِ «موسوی» افشا خواهد شد و مطمئناً آن‌زمان است که «موسوی» درخواهد یافت که با چه [...]صفتانی هم‌پیاله شده است و اگر این هم‌پیالگی هم، «آگاهانه» بوده باشد، که رسوایی‌اش فزون‌تر خواهد بود.

ایشان باید با شناسایی کامل و دقیق اطرافیان‌‌شان و طردِ عناصر نامطلبوب و فرصت‌طلب و با پایان‌دادن به این نمایش‌ها و خیابان‌گردی‌های احساسی هوادارانِ تهرانی، بیش از این خود را هزینه‌ی عوامل مغرض داخلی و خارجی نکنند و طبق شعار اصلی‌شان که خیلی زود هم به آن پشت‌ پا زدند، به مسیر «قانون» و «قانون‌گرایی» بازگردند؛ البته اگر خیلی دیر نشده باشد!

باید گفت اگر «میرحسین»، به‌واقع در صددِ اصلاح برخی امور است، باید بداند که این راه‌اش نیست.«موسوی» باید آگاه باشد که علاوه‌بر «حاکمیت» که بردباری پیشه کرده، 5/24 میلیون هم‌وطنی که «احمدی‌نژاد» را شایسته‌ی سکان‌داریِ قوه‌ی مجریه دانسته‌اند نیز، تاکنون شکیبا بوده‌اند و با رصد اوضاع، رأی‌های به صندوق انداخته‌شده‌ی خود را در «خطر جدی» ندیده‌اند و مطمئناً در صورت «احساس‌خطر جدی»، از رأی‌های خود به‌بهترین‌وجه حفاظت خواهند کرد؛ آن‌زمانی را متصور باشید که این 5/24 میلیون‌نفر، در صدد برآیند در برابر هوادارانِ تهرانی و مرکز استانی ِ موسوی، صف‌آرایی کنند! تازه این گذشته از احساس انزجار و نفرتی است که شهروندانِ باادب، فهیم و زخم‌خورده‌ی تهران و برخی مراکز استان‌ها از آشوب‌طلبی‌های حامیانِ موسوی در دل دارند! البته امید است قلدرمآبی‌های کنونی آن‌قدر ادامه پیدا نکند که کار بدان‌جا برسد.

متأسفانه «موسوی» و هوادارانِ اینترنتی و خیابانی‌اش، آن‌چنان مسحور حمایت‌های رسانه‌ها و سردمدارنِ غربی قرار گرفته‌اند، که امکانِ تحلیل درستِ وضعیت از آن‌ها سلب شده است.در ضمن قابل درک است که شخصی که 20سال از فضای سیاسی-اجتماعی دور بوده، در همان ابتدای فعالیت، روحیه‌ی «تمامیت‌خواهی»‌اش بر وی غلبه کند و به قواعد مسلم دموکراسی و قانون‌مداری تن در ندهد و یک‌شبه بخواهد ره صدساله بپیماید!

نکته‌ی آْخر این‌که چه‌بسا این آشوب‌ها و اغتشاشات، به‌رغم زیان‌هایی که برای کشور به‌همراه دارد، به‌ «فرصتی مغتنم» تبدیل نگردد برای[...]

پاورقی:این نوشته کامنتی از یکی از صاحبنظران ارجمند می باشد که در اندیشه پویا درج شده است.از آنجایی که با نظرات من یکسان و همگن بود،ترجیح دادم آنرا در قالب پستی جدا گانه در اندیشه پویا منتشر کنم.با تشکر از جناب ع - ف.

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:26 توسط پویادبیری مهر| |
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پویا دبیری مهر است
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir