اتفاقات رخدادهای اخیر،خاصه در تهران و برخی شهرهای دیگر ایران و آشوب ها و کشتار مردم نظامی و غیر نظامی گرچه بسیار تاسف بار و مغموم کننده است،اما در عین حال نیازمند حضور جدی مسوولان در عرصه پاسخگویی به مردم است.
همانطور که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه حضور پیدا کردند و موضوع اصلی سخنان خود را بر محور انتخابات و جریانات اخیر قرار دادند،دیگر مسوولان نیز باید در مواجهه به این رخداد سیاسی،اجتماعی پاسخگو باشند و به رفع ابهامات و روشنگری بپردازند.
به نظر نمی رسد اجرای سناریوی "بچه گانه ای" چون معرفی چند جوان به عنوان منافق و ضد نظام بتواند به ایجاد آرامش کمک کند.
روشنگری درباره "صحت انتخابات" با استفاده از ابزار مناظره که مورد تاکید رهبری و دکتر علی لاریجانی نیز هست،یکی از راه های ایجاد آرامش است.
گفت و گوی صریح و مستقیم با مردم از سوی ریاست محترم جمهوری درباره وقایع اخیر و دعوت از آقایان میر حسین موسوی و کروبی برای بیان نظراتشان در برنامه زنده تلویزیونی نیز می تواند پایان بخش اغتشاشات اخیر باشد.

نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
توضیح:این جملات گزيدهاي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان است.

شد آنچه که باید می شد.هم خوشحالم و هم ناراحت.هم قند در دلم آب می شود و هم اشک در چشمم جمع.هم نگرانم هم مطمئن.هم می خواهم شادی کنم و هم می خواهم در جایی تنها باشم.با خدا،اینبار گفت و گو کنم.که در این مدت مدید چه آمد بر سر کشور.محمود احمدی نژاد برای دومین بار پیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و لقب هفتمین رئیس جمهوری ایران را در دست گرفت.
احمدی نژاد رئیس جمهور شد چون باید می شد.چون نباید دیگری می شد.همانقدر که محمود احمدی نژاد باید رئیس جمهور می شد،نباید میرحسین موسوی می شد.میرحسین که نداشت شخصیت ریاست جمهوری،که نداشت رویایی در سر،که نداشت برنامه در عمل.
احمدی نژاد رئیس جمهور شد تا 4 سال دیگر بماند و خدمت کند.تا ظفرمندانه به دولتمردی ادامه دهد.که ضعف های بسیار سال های 84 تا 88 را دیگر تکرار نکند.که به عهد خود در جلساتی که از یک سال پیش روزها و شب ها با همراهان جدید و مشاورانش می گذاشت و سراپا گوش می شد و خطاهایش را می پذیرفت،وفا کند.
من خوشحالم چون حق پیروز شد.خوشحالم چون معاویه های زمان نیامدند بر کار.نشد که نا اهلان بر مسند نشینند،از گردکان افتادند.قند در دلم آب می شود چون نتیجه ماه ها تلاش را برخلاف جو انتزاعی جامعه گرفتیم.می خواهم شادی کنم تا به رسم همیشگی ظفر را با شادی تومان کنم.
می خواهم با خدا تنها باشم و به تصمیمم فکر کنم.به اینکه چقدر توانستم به این دولت کمک کنم در این پیروزی.آن زمان که نزد بزرگی زانو زدم و مصلحت را طلبیدم را به یاد می آورم.آن زمان که حجت برم تمام شد.با خدا تنها گفت و گو کنم که ای خدا تو دیدی در این قافله چه تنها بودیم و چه چشم زخم ها خوردیم و چه زخم زبان ها شنیدیم،اما خم به ابرو نیاوردیم.
و ناراحت از خیلی خبط ها.ناراحت از بی مهری ها.از کنایه ها.از تهمت ها.از دوری آدم ها که به واسطه اندیشه ام از من دور شدند.ناراحت از دوستانی که متحجر خواندنمان.اما همان ها یا نمی دانستند یا نمی خواستند بدانند که این حمایت ها بی دلیل نیست،شاید قرار است اینبار درست فکر کرد.اینبار درست پیش بینی کرد.درست اندیشید.ناراحت از ژستهای روشنفکری روشنفکر نماهایی که همرنگ جماعت گشتند و رویایی در سر پروراندند و به قطع و با سماجت پای آن ایستادند.ناراحتم از گستاخی های میر حسین و میر حسینیان و کروبی و کروبیان که آنگونه وقیح به جعل و تخریب دست یازیدند.
اشک در چشمانم جمع می شود،وقتی نگاه می کنم به مردمی که چقدر دل شکسته و شکیبا اند.به مردمی که چقدر با حیا زندگی می کنند،همه مشکلات را می بینند،اما می پذیرند اصلح را.
و اما مطمئنم،نه از آن جهت که کشور در مسیر درست هدایت خواهد شد،بل از آن جهت که پول مردم صرف ساخت کاخ نمی شود،صرف سفر های یقه سفید ها و ساحل نشینی آقازاده ها نخواهد شد.مطمئنم که اگر او که امروز انتخاب شد پای گفته اش باشد که هستفنمی گذارد حجره حاجیان مطرب صفت با پول مردم پر شود.و نگرانم که نریزد آبروی شکست خوردگان از برای جبران شکست.نکنند آن کاری که نباید کنند.نلرزد تن امام در خاک و بخندند نا اهلان در تاک.
*****************
پاورقی:دقایقی پیش از وزارت کشور آمدم و در خواب و بیدار کلمه ها را کنار هم گذاشتم.از آنجایی که حال متعادلی ندارم و تنهایی را غنیمت می دانم،نخواندم آنچه را نوشتم،اینها احساس اکنونم بود.

يكي بود، يكي نبود؛ غير از خدا هيچ كس نبود . روزي روزگاري يك رئیس جمهور رعيت پروري در ولايت غربت حكومت مي كرد كه در دورة زعامتش گرگ و آهو و باز و تيهو در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي كردند .
از قضاي روزگار، يك اوضاع بدي از براي ولايت غربت پيش آمد ، واز آن به بعد ، حال و روز مردم روز به روز بدتر شد تا جايي كه مردم جمع شدند و آمدند دم منزل و شروع كردند به داد و هوار كه : « اي رئیس جمهور! بيا بيرون و وضع ما را خوب كن .»
رئیس جمهور گفت: « اي مردم ، اين مملكت وزير رسيدگي دارد . برويد سر وقت او و بگوييد وضع شما را خوب كند.»
مردم كاسه كوزه شان را جمع كردند و رفتند دم وزارتخانه رسيدگي . وزير رسيدگي آمد روي بالكن وزارتخانه و گفت : « اي مردم چتان شده ؟ » مردم گفتند: « هيچي . آمده ايم كه وضعمان را خوب كني .»
وزير رسيدگي گفت : « آخر با اين همه مسايل و مشكلاتي كه توي مملكت هست ، من چطور وضع شما را خوب كنم ؟ » مردم گفتند : « ما اين حرف ها حالي مان نمي شود ؛ يا وضع ما را خوب كن يا مي دهيم مجلس ، استيضاحت كند.»
وزير ديد كه اي دل غافل ، اين مردم ، زبان آدميزاد ...
ادامه مطلب
روز گذشته خبری از خروجی خبرگزاری های رسمی و سایت های غیر رسمی کشور منتشر شد مبنی بر حمایت 400 تن از روزنامه نگاران از میر حسین موسوی.
نام بنده هم در میان اسامی مشاهده شد و دوستان و همکارانم با ارسال پیام و اس ام اس بیان کردند که خوشحال هستیم که نامت را در بین 400 روزنامه نگار حامی میر حسین موسوی مشاهده می کنیم.
پس از خبردار شدن از این موضوع با تعجب پاسخ دوستان را دادم و اعلام کردم که از مهندس میر حسین موسوی در این انتخابات به هیچ وجه حمایت نخواهم کرد و معتقدم که حمایت از ایشان بیشترین ضربه را به مملکت خواهد زد.دوستان روزنامه نگار من هم بدون هماهنگی نام من را در بین روزنامه نگاران برده اند و به دلیل نزدیکی افکار احتمال برده اند که بنده حامی میر حسین موسوی خواهم بود.به نظرم میر حسین موسوی با برگزاری مناظره های انتخاباتی هویت ذاتی خود را نشان داد و مشخص شد که نه تنها ظرفیت ریاست جمهوری را ندارد بلکه از ساختار خسته ذهنی مردم و جوانان سوء استفاده می کند و قصد باز کردن دوباره بساط فساد و رانت خواری و تبعیض دارد.
حالا دیگر گذشته است آن دوران که روی دیوارهای شهر می نوشتند:"کرباسچی قهرمان،امیرکبیر ایران."دیگر اعتمادی به سودای در سر امیر کبیر ایران نیست.
***
اینکه چرا شیخ الشیوخ،مهدی کروبی پا به عرصه انتخابات گذاشته است اصلا مهم نیست،چه آنکه همانطور که در پست"احمدی نژاد،انتخابی میان بد و بدتر" نوشتم،کروبی و کروبیان دست خود را از گوشت ریاست جمهوری و استفاده سو از قدرت کوتاه دیده اند و همواره سعی خواهند کرد تا به دامن نهاد ریاست جمهوری چنگ زنند و سهمی از این قائله ببرند.
این دار و دسته همان هایی هستند که نمی توانند یک روزنامه بچرخانند و حق التحریر روزنامه نگاران خود را بپردازند،حال به کارزار "ریاست جمهور" قدم گذارده اند.اما در این بین دست یازیدن به هر حربه ای برای رسیدن به ارکان قدرت نه تنها کار غیر اخلاقی است بلکه توهین به شعور مردمی است که هم چشم دارند و هم گوش جان.
غلامحسین کرباسچی که روزگاری به عنوان یکی از مفاسد اقتصادی در حضور مردم و در خانه های مردم[به دلیل پخش دادگاه محاکمه کروبی از سوی محسنی اژه ای] محاکمه شد و در نهایت هم محکوم به سو استفاده از بیت المال برای اوامر شخصی شد،این روزها به مدد فیلم انتخاباتی کروبی پس از سال های سال دوری از تلویزیون،تصویرش دوباره بر این صفحه مجازی نقش می بنندد،اما خودش هم نقشی بازی می کند تا نشان دهد که شاید بتواند در اتوبان سازی شهردار خوبی باشد و نه در بازیگری تئاتر و تلویزیون.
کرباسچی وقتی صحبت های کروبی درباره اجحاف در حق فاطمه حقیقت جو و تنی چند از زندانیان حادثه دوم خرداد و کوی دانشگاه را از زبان کروبی شنید،کم کمک سعی بر درآوردن اشک خود بود،اشکی که چشمانش را سرخ کند و همه "عوام الناس" دلشان بلرزد که عجب مردیست این "کرباسچی".چقدر دل رحم است و دلش برای مردم می سوزد.ای کاش "حافظه تاریخی" مردم از یاد نرود و "عامه" دچار "آلزایمر مزمن" نشوند و به یاد بیاورند که این آقا همانی بود که در زمان شهرداری،با فروش "تراکم ساختمان "چنان اجحافی در حق دهک های پائین جامعه کرد که حالا حالا ها قالیباف ها و قالیبافیون باید بدوند تا بتوانند این "غده چرکین" را ترمیم کنند.ای کاش کرباسچی برای شعور و حافظه مردم ارزش قایل می شد.حالا دیگر گذشته است آن دوران که روی دیوارهای شهر می نوشتند:"کرباسچی قهرمان،امیرکبیر ایران."دیگر اعتمادی به سودای در سر امیر کبیر ایران نیست.

هیچ سبکی برای من در روزنامه نگاری جذاب تر از گفت و گو کردن نیست.عاشق گفت و گوی های 60 دقیقه ای هستم.گفت و گو هایی که صریح و بی پرده و بی شیبه و پیله انجام شود.بنشینی جلوی یک مسوول یا تئوریسین و سوال های کوتاه کوتاه بپرسی و در جواب،پاسخ های روشن و رقیق بگیری.گاهی هم صدایت بلند شود و به نشانه اعتراض خودت را روی صندلی جابه جا کنی.
هفته پیش دو گفت و گو از این دست داشتم.یکی با مهندس مرتضی الویری،شهردار اسبق تهران،معاون سازمان برنامه و بودجه در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی،سفیر سابق ایران در اسپانیا و مشاور فعلی مهدی کروبی.در گفت و گو با الویری که مشروح آن در روزنامه خبر و در دو بخش چاپ شد،درباره دو موضوع انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و طرح اقتصادی مهدی کروبی گفت و گو کردم.
گفت و گوی بعدی نیز با دکتر هادی غنیمی فرد،رئیس خانه صنعت ومعدن بود.غنیمی فرد از آن دست آدم های رک و صریح است.بی پرده صحبت می کند و بی آلایش.اما برخی به وی نقد دارند که در مکان های مختلف صحبت های مختلفی می کند.اگر در حضور رئیس کل بانک مرکزی باشد از اعطای تسهیلات به واحدهای صنعتی دفاع و اگر در نزد صنعتگران باشد بانک مرکزی را با جاش از ریشه می زند.گفت و گو با غنیمی فرد هم در روزنامه و سایت خبرآنلاین منتشر شد.
گفتگو با الویری راجع به طرح انتخاباتی کروبی"نگرش اقتصادی پوپولیستی نداریم""خبرآنلاین"
گفتگو با الویری راجع به انحلال سازمان مدیریت"انحلال سازمان مدیریت غیرمنطقی بود""خبرآنلاین"
گفتگو با غنیمی فرد راجع به وضع صنعت کشور"امان از بازرگاننماها و گروههای ضددولت""خبرآنلاین"
مشروح گفتگو با غنیمی فرد در وبلاگ "گفتگوی ویژه"
مشروح گفتگو با الویری راجع به طرح کروبی در وبلاگ "گفتگوی ویژه"
مشروح گفتگو با الویری راجع به سازمان مدیریت در وبلاگ "گفتگوی ویژه"
مشروح گفتگو با مهندس الویری در سایت شخصی اش

اینکه سعید حدادیان چقدر از سیاست سر در می آورد یکی از موضوعات قابل بررسی است.یک جوان مداح که تا چند سال پیش در هیات رزمندان تهران و مسجد دانشگاه تهران و دانشگاه شریف به مداحی اهل بیت می پرداخت،این روزها پشت تریبون اهل بیت قرار می گیرد و از سیاست سخن می گوید.
وای بر این کشور و سیاستمدارانش که سعید حدادیان شده است تئوریسین سیاستمدارانش.هنوز از یادم نرفته است که وقتی در چند سال پیش در هیات الرضا،محفل بسیجیان و رهروان شهدا،ابتدا در مسجد ابوذر و پس از آن در حسینیه قهرودی ها با رضا هلالی و روح الله بهمنی عزاداری می کردیم،بعضی شب ها هم حاج منصور ارضی به هیات می آمدو به نوعی از هیات حمایت می کرد.
حاج منصور که به هیات می آمد دور و برش خیلی شلوغ نبود،اما برخی شب ها سعید حدادیان با پسرکش که به هیات می آمد،گویی یکی از وزرا به هیات آمده است.قشونی را به دنبال خود داشت و هموراه تلاش می کرد تا بتواند از مداحی سو استفاده کند.این را همه بچه های آن دوران تائید می کنند.از حامد مدرس گرفته تا علی فرشید که از بچه بسیجی های پاک اون دوران بودند.گرچه خیلی هم قدرتمند بودند اما هیچگاه از سمت و قدرتشان برای مقاصد شخصی و سیاسی سو استفاده نمی کردند.هم عبدالرضا هلالی و هم روح الله بهمنی و علی فرشید و حامد مدرس به یاد دارند که وقتی سعید حدادیان به هیات می آمد بچه های هیات دل خوشی از آمدنش نداشتند،چون این آدم سیاسی شده بود و فضای هیات را آلوده به کبر می کرد.اما به احترام،که رسم مداحان قدیمی است و یک سنت،جلوی پایش بلند می شدند و میهمان نوازی می کردند.
اما از زمانی که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شد،هیات الرضا هم از هم پاشید.وقتی احد قدمی،مداح آن زمان هیات الرضا که "باجناق" احمدی نژاد هم بود،یک سمت دولتی گرفت و با موتور "زی زی آر" خود در خیابان های تهران جولان می داد و هفت تیر به کمر می بست و چند باری هم از خویشاوندی با رئیس جمهور سو استفاده کرده بود و چند خودرو را توقیف کرده بود،همان موقع بود که برخی از بچه ها با هیات الرضا قطع همکاری کردند و دیگر به هیات الرضا نرفتند.
اما در دیگر هیات ها این داستان ادامه پیدا کرد.حدادیان در مراسم عزاداری حضرت زهرا با متهم کردن محسن رضایی به نوشاندن جام زهر به امام و متهم کردن موسوی به کشیدن نقاشی به جای سرکشی به فقرا، صریحا اعلام کرد، رای ما آقای احمدی نژاد است.وی با اشاره به این که اینجا هیات رزمندگان است و ما در پی جهاد و شهادتیم، گفته است:فرد مورد نظر ما باید شجاع و با توکل باشد.وی سرکشی به فقرا را سیره رهبری و امامان معصوم خواند و گفت: این گونه نیست که فقط امضا کنی، خودت باید بروی، آن آقا پشت میز می نشیند و اگر چایش دیر شود، عصبانی می شود یا می نشیند نقاشی می کند.وی با اشاره به این که امام فرمود در پذیرش قطعنامه جام زهر نوشیدم، اظهار داشت: ما سالها دنبال این بودیم ببینیم چه کسانی به امام این جام را نوشانده اند، آن آقا(خطاب به محسن رضایی) نامه نوشته که ما سلاح چه و چه می خواهیم تا ادامه بدهیم و آن آقا نامه دیگر می نویسد. بعد هم طوری صحبت می کنند که انگار بغداد را فتح کرده و صدام را گرفته و رفراندوم برگزار کرده اند!وی اظهار داشت: برای ما شرکت در مجالس مذهبی مهم است، آن آقا را 20 سال در این مجالس ندیدیم.سپس وی قصیده بسیار زیبایی در رثای حضرت زهرا (س) قرائت کرد، اما پیش از آغاز قرائت زیارت عاشورا که عده ای از حاضران در حال ترک مجلس بودند، گفت: دوستان بدانند رای ما آقای احمدی نژاد است.
هیات رزمندگان غرب تهران به سر کردگی سعید حدادیان این روزها شده است پایگاه سیاسی.سعید حدادیان سخنرانی سیاسی می کند و هیچ کس نیست بگوید مگر تو تخصص در سیاست داری که اظهار نظر می کنی؟

خورشیدی پدر داماد محمود احمدی نژاد است.وی در گفت و گویی به روزنامه اعتماد ملی به صراحت درباره احمدی نژاد،اخلاق و منش و سیاست هایش سخن گفته است،اما آنچه جالب است گفته های او درباره محسن رضایی است.خورشیدی می گوید:"رضايي را از سالهاي 51 و 52 ميشناسم. او در آن سالها به تازگي از زندان آزاد شده بود. او را به عنوان دانشآموز روشنفكري ميشناختم كه در مقابل رژيم ايستاده بود و در جنوب به عنوان سمبل مبارزان مطرح بود و پس از آن نيز خدمات زيادي را به ثمر نشاند و بارها تا مرز شهادت پيش رفت.
در پرونده ساواك اجازه تير داده شده بود يعني هر كجا رضايي را ديدند به او تير بزنند بنابراين براي مدتي متواري بود اما در همان زمان هم فعاليت سياسي ميكرد و اميد ميداد. رضايي از موسسان منصورون بود كه بعد از انقلاب به مجاهدين انقلاب اسلامي تغيير نام داد من هم در آن تشكيلات حضور داشتم. در زمان تشريففرمايي امام (ره) به وطن، رضاي مسوول حفاظت محافظان امام بود 60 هزار نفر را سازماندهي كرد و عملكرد خوبي داشت.
پس از آن با حكم امام(ره) به وطن، رضايي مسوول حفاظت محافظان امام بود و 60 هزار نفر را سازماندهي كرد و عملكرد خوبي داشت. پس از آن با حكم امام(ره) در سپاه مشغول به خدمت شد. 3 كودتا را در زماني كه مسوول اطلاعات سپاه بود، كشف كرد و در زماني كه مناطق بحراني مثل سيستانو بلوچستان، كردستان تركمنصحرا و خوزستان به بحران كشيده شد، آقا محسن در مقابله با بحرانآفرينان زحمات زيادي كشيد كه اين زحمات، سازماندهي شده، پرحجم و موثر بود. آقا محسن فرماند بلامنازع جنگ بود و حضرت امام هم در بسياري موارد روي ايشان حساب ميكرد. علت دوبار نخستوزيري موسوي، پافشاري محسن رضايي بود كه به امام فرموده بود كه موسوي بايد بماند تا دولت و سپاه بتوانند از كشور دفاع كنند.
بعدها در هر مرحلهاي از انقلاب، آقا محسن وظيفه خود را به خوبي انجام داده است. او انسان خوشفكر با ديد باز است و مستبد و دگم نيست. آقا محسن نيروشناس خوبي است و گاهي اوقات افراد در اطراف ايشان با هم متضاد هستند و نشان ميدهد كه رضايي از افراد با افكار مختلف استفاده كرده است كه نقطه مشترك آنها شايستگي آنهاست. از سوي ديگر رضايي يك شخصيت بينالمللي است و تمام دنيا او را ميشناسند.
در زماني برخي آقايان ميخواستند كه رضايي فرمانده سپاه نباشد اما امام فرمودند كه آقا محسن شخصيت بينالمللي است و چطور ميتوانم در زمان جنگ، فرمانده را عوض كنم."

