
کمتر از یک ماه به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مانده است و نه تنها مردم عادی،بلکه ذی نفوذان و ذی حقان از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در "منگی بنگانه" به سر می برند."منگی بنگانه" نه از آن جهت که همه چیز امن امان است و کاندیدای اصلح انتخاب.هم از آن سو که ساختار سیاسی ایران ایجاب می کند تا هفته پایانی انتخابات بلکه شب انتخابات هیچ چیز "واضح" و "مبرهن" ننماید.
تجربه سه دوره انتخابات ریاست جمهوری قبلی نشان داده است که تا شب انتخابات همه چیز بر همه پوشیده است.سال 76 سید محمد خاتمی در حالی قاپ انتخابات را از ناطق نوری دزدید که ناطق نوری،نه تنها به پیروزی در انتخابات فکر نمی کرد و اندیشه خود را مشغول پیروزی یا عدم پیروزی در انتخابات نمی کرد،بلکه در حال رایزنی برای انتخاب گزینه های مناسب کابینه بود.اما هفته آخر خرداد 76 روی دیگر سیاست در ایران خود را نشان داد.اما تبلور این شیوه عمل نظام سیاسی ایران در انتخابات تیر ماه 84 بود.جایی که پیروزی از آن هاشمی رفسنجانی بود؛اما ناگاه جوانی کوتاه قد،اما زیرک گوی رقابت را از عالیجناب سرخ پوش ربود و بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد.
اینگونه اتفاقات در ساختار سیاسی ایران جای بحث و بررسی دارد.اینکه چگونه می شود مردمی که در نهادهای خصوصی تیشه به ریشه کاندیدایی می زنند در روز آخر رای به صندوق او می اندازند؟چیست جام شوکران سیاست در ایران که "هیجانات انتخاباتی" باعث می شود،رئیسی،جمهوریت نظام را به دست بگیرد که پیش از آن رقبای همو در انتخابات می گفتند:"از بچه ها در نزد من سخن نگوئید،بروید در حد من آدم بیاورید برای رقابت."

اما همین بچه ها امروز مملکت را اداره می کنند و مدعیان اصلاحات و تکنوکرات ها کنج عزلت گزیده اند.آنها قدرت دارند و اینها بی قدرتند.آنها می توانند تصمیم بگیرند و این ها روزنامه هم برای ارائه نظر ندارند.آنها روزنامه نمی خواهند برای بیان نقطه نظراتشان و اینها یاس های پیام رسانشان روی هوا پرپر می شود و نطق نمی توانند بکشند.
اصلاح طلبان هنوز درگیر ماجراهای تودلی خودشانند و اصولگرایان از پیش همه چیز را بسته اند.اصلاح طلبان آرمان گرا دل به کروبی و موسوی بسته اند که "زورو وار" نجات بخش باشند،اما کیست میان آنها که با واقعیت ها روزهای انتخاباتی را بگذراند و شب های انتخاباتی به سر کند.اصلاح طلبان مصداق سپاه بی سردار هستند.سپاهی که می خواهد یک ماهه راه نه ماهه رود و سردار بزاید.
واقعیت جامعه سیاسی امروز ایران اینست که نسل اولی ها به فکر تربیت مدیران آینده نبودند.امروز انتخاب محمود احمدی نژاد برای دور دهم ریاست جمهوری،انتخاب میان خوب و بد نیست.انتخاب میان اعلم و جاهل نیست،انتخاب میان حق و باطل نیست،انتخاب میان بد و بد تر است.محمود احمدی نژاد ارادانی،نه آنکه به خودی خود بد باشد،نه؛قیاس بین او و "دیگران مدعی"،بد و بدتر را رقم می زند.
آنها که امروز بر کوس اصلاح طلبی می کوبند،به زر و زور فردایشان می اندیشند،از امروز به رنگ میز ریاست می اندیشند و نه چیز دیگری.و آنها که جامه سبز بر تن می کنند و میر حسین را نجات بخش می خوانند،آرمان گرایان اخلاق گرایی هستند که سیاست آنها را نمی خواهد،اما اینها سیاست را می خواهند."خاموشان 20 ساله"،امروز بیدار شده اند و مدعی اند که احساس خطر کرده اند،حال معلوم نیست اگر به تخت قدرت تکیه دهند و تاج شوکت بر سر گذارند،چند سال به طول می انجامد تا از خواب 20 ساله بیدار شوند از برای خدمت.
در این میان حضور محسن رضایی،به نمایندگی از چکمه پوشان روزهای جنگ و سیاست گذاران امروز عرصه قدرت نه برای کسب قدرت است،چه آنکه آن را دارند و داشتند،بلکه برای شکستن رای محمود احمدی نژاد است که در فضای سیاسی نه تنها مباح،بلکه واجب است.
اما محمود احمدی نژاد باید 4 سال دیگر بماند.نه از این حیث که وی مصلح و اصلح است،از این حیث که وی ساختار کشور را 4 سال است در دست دارد.احمدی نژاد طرح هایی دارد نیمه تمام،سفرهای استانی دارد نیمه تمام،سهام عدالت به فرجام نرسیده است،خصوصی سازی کامل نشده است.دولت 4 سال دیگر باید بماند تا طرح هایش را سامان دهد.فرجام دهد.چه بخواهیم چه نخواهیم محمود احمدی نژاد 4 سال دیگر رئیس جمهور ایرانیان است.زندگی با واقعیت ها گرچه تلخ،اما اجبار است،یا بمانیم و زندگی کنیم،یا برویم و خیالبافی.
روزنامه یاس نو پس از ماه ها تدارک برای حضوری دوباره در دوره جدید فقط 24 ساعت عمر کرد و پس از انتشار یک شماره به دستور مستقیم قاضی مرتضوی،دادستان تهران،شبانه توقیف شد.
در پی درخواست اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در پرونده روزنامه یاس نو توسط سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در روز شنبه 26 اردیبهشت 88 و انتقال موضوع به وزارت ارشاد ، ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت با ارسال نامه ای به محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد.
روزنامه یاس نو پنج سال قبل و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شد و در طی مدت 5 سال گذشته جلسات بازپرسی و دادگاه آن با تاخیر به انجام رسید تا در نهایت حکم قطعی آن در اواخر سال گذشته صادر گردید و پس از اجرای حکم که تنها در برگیرنده جریمه نقدی بود تمامی موانع حقوقی جهت انتشار روزنامه کنار رفت و در پی آن بود که مدیرمسئول روزنامه تصمیم به انتشار مجدد آن گرفت.
به گفته منابع آگاه با توجه به سابقه حقوقی و انجام تمام موازین حقوقی و دادگاهی روزنامه که در نهایت امکان انتشار را برای صاحب امتیاز روزنامه فراهم نموده بود روزنامه هیچگونه مانع حقوقی جهت انتشار نداشته است.
شماره دوم روزنامه یاس نو توسط تیم تحریریه این روزنامه آماده شده بود و تمامی صفحات جهت انتشار به چاپخانه ارسال شده بود که دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامه ای به محل چاپ روزنامه یاس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم این روزنامه را گرفت.
گفتنی است روزنامه یاس نو تاکنون 3 بار از انتشار بازمانده بود که مورد اول آن در دوره اول انتشار بوده است که به مدت 10 روز توقیف گردید و مورد دوم توقیف آن یک روز مانده به انتخابات مجلس هفتم بوده و این سومین توقف انتشار این روزنامه است.
وجود تریبونی برای مردم،آن هم بدون وجود خط قرمز شاید هیچ وقت متصور نبوده است،به خصوص در بین جامعه نخبه کشور که به دلیل مرز بندی هایی ذهنی در حوزه های سیاسی،اجتماعی نمی توانند وجو د فضای باز سیاسی،اجتماعی را در ذهن بپرورانند.
این امر فقط زمانی محقق می شود که این رخداد به عینیت بپیوندد.برنامه تلویزیونی"منطقه آزاد" همان طور که از نامش پیداست،فضای بازی را در آستانه انتخابات برای مردم،خاصه قشر جوان کشور فراهم کرده است،تا این قشر از جامعه بتوانند بدون ترس و لرز از عواقب اظهار نظری"خاص"در خصوص مشکلات کشور به خصوص انتظارات از کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به ارائه نظر بپردازند.
کار تلویزیونی آن هم در شرایط انتخاباتی از سویی با فشار همراه است و از سویی نیازمند کیفیت بالا در سطوح پژوهشی و مخاطب شناسی است،چه آنکه این ویژگی های یکی برنامه سیاسی است که می تواند در میان انبوه برنامه های تلویزیونی به اصطلاح "گل" کند و سری در سرها درآورد.
"منطقه آزاد" با ویژگی های منحصر به فرد در شکل و محتوا و گذر از خطوط قرمز می تواند جزو برنامه های پیشرو باشد.این برنامه هر شب بعد ساعت 20:30 و 22:30 از شبکه سوم سیما پخش می شود.نظرات خود را در خصوص این برنامه تلویزیونی ارائه دهید.
ساعت 10:45 است و کل مسافرين، سوار هواپيماي فوکر100 هما شدهاند. پس از شمارش مسافرين، سر شيفت ترافيک از خدمه پرواز خداحافظي نموده از هواپيما خارج ميشود. در ساعت 10:50 خلبان موتورهاي هواپيما را روشن و پس از چک نهايي به سمت ابتداي باند پرواز حرکت مينمايد. با نشستن خدمه پرواز بر روي صندليهاي مخصوص و اوج گرفتن صداي موتورها، هواپيما آماده پرواز ميشود. اما هيچ اتفاقي نميافتد. همه منتظرند، اما پس از 2 الي 3 دقيقه انتظار ناگهان صداي موتورها ضعيفتر شده و ماشينهاي زرد رنگ آتشنشاني به همراه خودروي سواري پژو 405 به هواپيما نزديک ميشوند، در اين لحظه درب هواپيما باز ميشود و مينيبوس تشريفات VIP به کنار هواپيما ميايد، فردي با محافظينش (به گفته مسافرين، معاون فناوري رييسجمهور) از مينيبوس خارج و به داخل هواپيما ميآيند. موتورهاي هواپيما هنوز روشنند، صندليهاي جلو همگي پر هستند اما ايشان ظاهرا شخصيت برجستهاي هستند و به همين خاطر به هر وسيلهاي ايشان را در رديفهاي جلو مستقر ميکنند، اما محافظين جايي براي همنشيني کنار ايشان نمييابند و در انتهاي هواپيما مستقر ميشوند.
بالاخره هواپيما در ساعت حدودا 11:17 پرواز مينمايد. پس از برخاستن هواپيما جمعي از مسافرين از جمله من به سرمهماندار پرواز آقاي سليمي بابت اين اتقاق اعتراض ميکنيم، ميگويد اين کار با مجوز خلبان صورت گرفته است، ميگويم آيا خلبان اجازه دارد برخلاف همه قوانين پروازي اين اجازه را بدهد؟ پس از سوال از خلبان پاسخ ميدهد عمليات اين کار را انجام داده به من هم از بالا دستور دادهاند، نگران نباشيد بدون تاخير به مقصد ميرسيم!
همهمهاي بين مسافرين است، از مهماندار سوال ميکنم چند سال سابقه کار داري؟ ميگويد 7 سال، ميگويم آيا تا به حال با اين وضعيت مواجه شدهاي؟ پاسخ ميدهد به هيچوجه، ميگويم آيا تا به حال از همکارانت شنيدهاي در لحظه پرواز مسافري سوار شود؟ ميگويد ابدا. در حالي که به شدت از رفتار خودخواهانه اين مسئول بيمسئوليت رنجيده بودم نامهاي به اين مضمون برايش نوشتم و آن را تحويل مهماندار دادم تا به ايشان برساند:جناب آقاي...
با سلام، نميدانم که هستيد و چه شخصيت برجستهاي هستيد، اما هر که هستيد اين را ميخواستم به جنابعالي عرض کنم که شما با زير پا گذاشتن همه قوانين و مقررات بينالمللي پروازي امنيت مسافرين را به مخاطره انداختيد و حتي از اين بابت عذرخواهي هم ننمودهايد، اميدوارم خداوند متعال به شما کمي عدل و انصاف عنايت نمايد تا حداقل با مردمي که در حوزه کاري شما قرار دارند درست رفتار نماييد.)
اما دريغ از يک پاسخ کوتاه و يا حتي عذرخواهي ساده... پس از پياده شدن از هواپيما جهت اطمينان از تخلف به مدير ترافيک هما مستقر در فرودگاه مهرآباد مراجعه و از وي سوال نمودم آيا مطابق قوانين پروازي مسافري ولو تشريفات حق دارد در لحظه برخاستن وارد هواپيما شود؟ با لبخند از روي اطمينان ميگويد امکان ندارد! ميگويم الان اتفاق افتاده ميگويد محال است! پس از آن و نااميدي از رسيدگي مسئولين هما با تلفن گوياي 466222 تماس گرفته و با مسئول کشيک هما موضوع را در ميان ميگذارم، الحق و الانصاف خيلي مودبانه عذرخواهي کرد و قول داد موضوع را پيگيري نمايد اما به دلائل زيادي نميتوانم باور کنم کاري از پيش ببرد و به ناچار آن را با رسانهها در ميان ميگذارم.
حال سوال اين است آيا اين مسئول محترم اجازه دارد با زير پا گذاشتن صريح کليه قوانين بينالمللي پروازي اينگونه جان مسافرين رابه مخاطره انداخته و با بيتفاوتي و خودخواهي کامل از کنار موضوع گذشته و حتي يک عذرخواهي ساده نيز ننمايد و آيا قديميترين شرکت هواپيمايي ايران اجازه دارد با يک تلنگر کوچک سياسي اينگونه قوانيني را که به اجراي آن متعهد است ناديده بگيرد.شايان ذکر است در اين پرواز 15 نفر توريست اروپايي از کشورهاي اتريش، آلمان و... حضور داشته و مکررا از بابت اين اتفاق ابراز تعجب و حتي تاسف ميکردند.اميدوارم طرح اين موضوع در اين مقطع زماني، سياسي و انتخاباتي تلقي نشده و صرفا اخطاري براي رفتارهاي دون شان برخي از مسئولين کشور عزيزمان باشد.
توضیح آبکی واعظ زاده،معاون رئیس جمهور و مخل پرواز تهران-شیراز
پاورقی:مطلب فوق را یکی از خبرنگاران حاضر در پرواز شیراز تهران نوشته است که به دلیل اهمیت و از آنجایی که این اتفاق یک رخداد خصوصی نیست و باید پیگیری شود که چه طور معاون رئیس جمهور به خود حق می دهد که هواپیما را نگاه دارد و سوار شود،در اندیشه پویا هم منعکس شد،باشد که پاسخی برای آن آورده شود.
همیشه در تیم های ملی از فرانسه خوشم می آمد و بین بازیکنان هم از زین الدین زیدان اسطوره.فوتبالیستی که هر وقت فوتبال او را میدیدم نا خود آگاه تلفیقی از سیاست و کیاست و فوتبال بر ذهنم متراتب می شد.زیدان که از فوتبال خدا حافظی کرد،من هم کمتر فوتبال دیدم.اخیرا وی با سایت فیفا گفت و گو کرده است که گفت و گوی جالبی است.
"زیزو، تو یك اسطوره ای!" این فریاد جوانك هیجان زده ای بود كه در میان هواداران سان سیتی، یكی از معروف ترین مكان های توریستی آفریقای جنوبی جمع شده بودند تا فوتبال زین الدین زیدان را در یك تورنمنت ۵ جانبه تماشا كنند.
ستاره فرانسوی با آرامش و بدون تكبر وارد شد و جمعیت به سمت او هجوم آوردند تا با فرار از دست ۴ بادی گارد قوی هیكل بتوانند عكس یا امضایی از او بگیرند. زیدان لبخند زد اما چیز زیادی نگفت و همین موضوع ویژگی بارز اوست،زیزو هرگز پر حرفی نمی كند!از زمانی كه مرد فرانسوی از فوتبال حرفه ای خداحافظی كرد خیلی كم پیش می آید كه در جوامع عمومی دیده شود.
مصاحبه ها هم حتی كمتر از حضورهایش شده است. با این حال گرچه از دوربین عكاسی و خبرنگاران فراری است اما هنوز هم اسطوره و ایده آل جوانان و فوتبالدوستان به شمار می رود. كسانی كه درخشش های خیره كننده او را در زمین چمن دیده اند،هرگز او را فراموش نمی كنند.تورنمنت آفریقای جنوبی پیامدهای فوق العاده ای را برای فیفا به همراه داشت.
• حال كه مدتی را در آفریقای جنوبی گذراندید، نظر خود را پیرامون این كشور و مردمانش بگویید.
- اینجا كشور فوق العاده زیبایی است. باید بگویم كه ...
ادامه مطلب

عرب ها وقتی پسته ایرانی را در دست می گیرند و آنرا می شکنند و می خورند چنان احساس خرسندی می کنند،گویی حوری بهشتی ازانشان شده است.در بین ایرانی ها هم پسته یک محصول ملی به حساب می آید و در دنیا هم ایران را به پسته،زعفران و حافظ می شناسند.
چند صباحی است اما بازار تجاری این محصول دچار چالش شده است.چندی پیش در همین خصوص گزارشی در روزنامه خبر و سایت خبرآنلاین نوشتم که مشروح آن را می توانید در "خبر آنلاین" بخوانید.
پسته به عنوان محصولی استراتژیک از جایگاه خاصی در بین دیگر تولیدات کشاورزی برخوردار است واز آنجاکه بخش عمدهای از صادرات غیرنفتی کشور ما متعلق به این محصول است درآمد ارزی حاصل از صادرات پسته قابل توجه است. اهمیت این محصول تا آنجاست که در ایران بیش از 400 هزار هکتار سطح زیرکشت پسته وجود دارد و بیش از نیمی از این محصول درکرمان کشت میشود و مابقی در استانهای یزد، خراسان، فارس، سمنان، سیستان بلوچستان، قزوین، مرکزی، اصفهان و قم میباشد.یکی از بزرگترین مشکلات پسته ایران بحث آلودگی این محصول به زهر «آفلاتوکسین» است که طی سالهای اخیر با تمهیدات صورت گرفته بر کیفیت این محصول افزوده شده اما همچنان نتوانسته جایگاه واقعی خود را در جهان به دست آورد.
بعضی وقت ها بهتره که به دور از هر قیل و قالی سر به سودا بسپری و سرمای سوزناک و سخت تنهایی رو تحمل کنی.وقتی هات چاکلت رو همراه با گوش سپردن به "باغ بلور" ابی نوش کنی و "کافه پیانو" رو هم تورق کنی دیگه همه چیز تکمیله.واقعا که یکی از هزاران شاهکار خدای آوازه ایران همین باغ بلوره که از آلبوم نازی نازی کنه.آهنگ سازی این شاهکار هم به عهده حسن شماعی زاده بوده و تنظیم با ناصر خان چشم آذر.ترانه سرا هم منصور خان تهرانی که ترانه های زیادی برای ابی سروده.
من و تو مسافر شب رو به سوی شهر خورشید
خسته از این رهسپاری،زیر سایه های تردید
سبزیه مزرعه مونو،دست خشک باد سپردیم
توی شهر بی ترحم،از غم بی کسی مردیم
واسه بیگانگی ما هیچ نگاهی آشنا نیست
آدما رنگ و وارنگن اما هیچ کی شکل ما نیست
گر چه تو باغ بلوریم اما جنس شیشه نیستیم
با تنای کاغذیمون توی دست آب شکستیم
هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم
بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا
نمی ذاشتم...
چیه سوغات من و تو وقت برگشتن از اینجا
بشکنیم سد شبو تا برسیم به صبح فردا
می تونیم با هم بخونیم دوباره شعر رهایی
پر فریاد شه گلومون جای بغض و بی صدایی

قدم در فرودگاه کیش که می گذاری،احساس می کنی که می تواند این فرودگاه هم همچون فرودگاه بین المللی دوبی شلوغ و پر هیاهو باشد،اما باید موانع رفع شود.اواخر هفته گذشته برای شرکت در سومین کنفرانس خصوصی سازی و سرمایه گذاری کشورهای اسلامی و دومين مجمع گردشگري كشورهاي اسلامي و بازدید از نمایشگاه بین المللی فرش دستباف کیش،به این جزیره مرجانی رفتم.در فرودگاه اما چیزهایی می بینی که در تهران کمتر دیده می شود،اگر هم دیده شود اینقدر عیان نیست.نیازی هم به دقت بسیار نیست.روسپیگری در کیش یک شغل جدید است.روسپی های ایرانی از تهران و شهر های دیگر مثل شیراز و اصفهان به درخواست مشتریانشان به کیش می آیند و از سوی آنها در فرودگاه مورد استقبال گرم قرار می گیرند و بعد از یکی دو روز[بسته به مدت زمان میهمانی احتمالی] ماندن در جزیره،کیش را به مقصد احتمالی دوبی یا تهران ترک می کنند،چه آنکه اکثر روسپی هایی که در کیش به شغل "شریف!" روسپیگری مشغولند،در دوبی،اوظبی،دوحه و دیگر پایتخت های کشورهای حاشیه خلیج فارس هم خدمات ارائه می دهند و مشغول به کارند.
نمایشگاه سرد فرش دستباف
نمایشگاه بین المللی فرش دستباف هم که با تبلیغات و بوق و کرنا در کیش برگزار شد،با استقبال سرد مواجه شد،به صورتی که سالن بزرگ نمایشگاه های بین المللی کیش،جان می داد برای آواز خواندن،چون صدا در این خلوت "اکو" می شد.
البته این استقبال سرد دلیل هم دارد.تبلیغات ضعیف و نبود توان استفاده از نیروهای حرفه ای در مرکز ملی فرش و کج سلیقگی در برگزاری نمایشگاه و عدم همکاری خبرنگاران حرفه ای با این نمایشگاه از جمله عمده ترین دلایل این سردی بود که در هوای گرم کیش بد هم نبود،هوا را معتدل می کرد!
احمدی نژاد و ترک جلسه استانداری
محمود احمدی نژاد هم که برای شرکت در همایش خلیج فارس به کیش آمده بود،با شنیدن خبر سوختن کلاس درس دانش آموزان مرودشتی،جلسه با استاندار هرمزگان و مددی را ترک کرد و به سمت مرودشت رهسپار شد.البته مسولان کیش با کج سلیقگی و به تبلیغات واضح و عیان برای احمدی نژاد پرداختند،به صورتی که بنر های بزرگ و متعددی از تصاویر وی را در خیابان های کیش نصب کردند و عباراتی چون،رئیس جمهور بسیجی و خدمتگذار را روی آن نوشتند که به نظر نمی رسد احمدی نژاد هم آنچنان از این موضوع ناراحت شده باشد.
فقط 17 درصد از جزیره ساخته شده است
جزیره مرجانی کیش که از نظر طبیعی و سوق الجیشی موقعیت استثنایی دارد و از معدود جزایری در دنیا است که شن ساحل آن از مرجان های طبیعی پوشانیده شده است،نسبت به سال های گذشته پیرفت خوبی داشته است و الحق باید اذعان کرد که وارد فاز توسعه کلی شده است.
طبيعت بكر و دست نخورده، فضاي سبز دلانگيز، سواحل زيبا و آبهاي سحرآميز لاجوردي اطراف كيش، اين جزيره را به راستي نگين خليجفارس ساخته است. وجود تفرجگاهها و تفريحگاههاي متنوع و امكانات رفاهي مطلوب در هتلها، مراكز پذيرايي و بازارهاي الوان اين منطقه جذابيتهاي آن را منحصر به فرد ساختهاند.
با توجه به زمان كوتاهي كه گردشگران در اختيار دارند ديدار از اين جاذبهها را ترجيح ميدهند.در گفت و گوی کوتاهی که با جناب داوود مددی،مدیر عامل منطقه آزاد کیش داشتم به این نتیجع رسیدم که در 30 سال پس از انقلاب فقط بخشی اط این جزیره ساخته شده است،چه آنکه مددی اشاره کرد که فقط 17 درصد از این جزیره ساخته شده است و 83 درصد آن دست نخورده باقی مانده است.
بازار فعال کیش
یکی از شاخص های عمده اقتصادی و تجاری هر منطقه ای بازارهاو مراکز تجاری سنتی و مدرن آن منطقه می باشد کثرت بازدید کنندگان از بازارها ومراکز تجاری موجود حاکی از ثبات اقتصادی، اطمینان و امنیت سرمایه گذاری در منطقه بوده و رضایتمندی سرمایه گذاران و مشتریان را فراهم می آورد بازارها و مراکز تجاری، نیروی محرکه اقتصادی کیش هستند که با معماری مدرن و در منطقه خلیج فارس و خاور میانه منحصر به فرد بوده و با انوع کالاها و شعبات نمایندگیهای شرکتهای بزرگ دنیا به فعالیت اشتغال دارند.نکته قبل توجه هم ورود نمایندگی بند های معتبر خارجی،همچون پوما،نایک،آدیداس،ریبوک،گوچی و چند بند معتبر دیگر است که نشاندهنده امنیت و سود سرمایه گذاری در این جزیره است.دو بازار پردیس 1 و 2 هم بهترین بازارهای کیش هستند که کالاهای درجه یک را ارائه می دهند،گرچه کمی گرانتر نسبت به بازارهای مریم،پانیذ،مرجان و بهکیش.
این بازارها و مراکز تجاری بی شک یکی از جاذبه های اصلی کیش می باشد که سالانه تعداد قابل توجهی از مسافران وگردشگران را به جزیره کیش جذب می نمایند.گردشگران ومسافران باهر قصدونیتی که به کیش سفر نمایند بطور حتم ازبازارها دیدن کرده و دست خالی برنخواهند گشت درکیش 13 بازار و مجتمع تجاری بزرگ وجود دارد که بیشتر آنها قدمت 10ساله دارد.این بازارها زیر نظر جامعه بازاریان و بازرگانان کیش اداره می شوند.
زنی در شهر بود، یک گناهکار؛ وقتی او فهمید که مسیح در خانه ی یک ریا کار است، یک کوزه مرمرین از مرهم به آنجا برد و پشت پاهای مسیح ایستاد،در حال گریه، پاهای مسیح را با اشک های خود خیس کرد و آنها را با موهای خود خشک کرد،پاهای او را بوسید و بر آن ها روغن مالید وقتی ریاکار که با مسیح شرط بسته بود این صحنه را دید،با خودش گفت :"اگر این مرد واقعا پیامبر بود،متوجه معنی این رفتار و آنکه از طرف یک زن گناهکار است"می شد و مسیح به او پاسخ داد،شمعون، می خواهم چیزی به تو بگویم.یک قرض دهنده دو بدهکار داشت. یکی آن که یک صد شاهی به او مدیون بود و دیگری پنجاه وقتی آنها پول نداشتند که قرض او را پس دهند،او هر دو را بخشید. کدام یک او را بیشتر دوست خواهند داشت؟شمعون پاسخ داد: "من فرض می کنم آن کسی که بیشتر بدهکار بود". و مسیح به او گفت:" تو درست قضاوت کرده ای " مسیح به سمت زن برگشت و به شمعون گفت:این زن را می بینی؟ تو به من هیچ آبی ندادی تا پاهایم را بشویم، اما این زن پاهای مرا با اشک خود شست، و با موهایش خشک کرد.تو به من بوسه ای ندادی: اما او از زمانی که من آمده ام بوسیدن پاهای مرا متوقف نکرده است.
تو بر سر من روغن نمالیدی اما او این کار را کردبه این دلیل به تو می گویم که گناهان او بخشیده شد به خاطر عشق زیادش. اما برای عشق کم، بخشایش کمتری است!
خصوصی سازی در دولت نهم گرچه در بوق و کرنا شد و واگذاری شرکت های صدر اصل 44 به یکی از بزرگترین افتخارات دولت بدل شد،اما وقتی محمد جابریان،مرد میلیاردری که سهامدار بیش از 30 درصد از فولاد خوزستان است اجازه ورود به حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی در اقتصاد نیافت و فهمید که باید بار و بنه از این اقتصاد ماکیاولیستی بر بکند،پیام هایی برای اقتصاد ایران داشت که شاید سال ها بعد نقل محافل تئوری پردازی در اقتصاد ایران شود و شاید خاطره ای از تار افکندن دولت در اقتصاد باشد.یادداشتم در روزنامه خبر و اشاره به همین موضوع.
بخش خصوصی خرد محبوب دولت نهم

