تبليغاتX
اندیشه پویا

به قول نیچه، مهم نیست آدم داره چی می بینه، هر چیزی بخواد همونو برداشت می کنه. منم وقتی داشتم فیلم Vicky Cristina Barcelona رو می دیم، چیزی که خیلی ذهنمو درگیر کرد ، این بود که یه آدم به ظاهر بی قید و بند، در عمل پایبند به اصول خودشه و قابل اعتماده، اما یه آدم به ظاهر اخلاقگرا یا سنتی در عمل غیر قابل اعتماد و حتی خیانت پیشه اس.

"کریستینا" آدمیه که تو روابط عشقی با کسی موندگار نشده و تو داستان فیلم کارایی میکنه که با اخلاق سنتی جور در نمیاد و اصلا حتی مخالف برچسب گذاشتن روی رفتار آدمهاست چون معتقده رفتار دائمی نیست. اما نکته اینجاست که باخودش و دیگران رو راسته و آدم خیرخواهیه.

به یه رابطه عجیب غریب تن در میده. اما در اصل از روی عدم خود خواهیه. وقتی که شرایط "ماریا" رو می بینه، خیلی راحت یکی از انتظارات خیلی مسلم یه رابطه رو واسه خودش نادیده میگره. جالب اینجاست، "خووان" که خودشم یه آدم عجیب غریب، غیرقابل درک و حتی گاهی زننده، از دید یه آدم سنتیه، وقتی می خواد با "کریستینا" یه درخواست عجیب رو مطرح کنه، ته دلش مطمئنه که اون با قضیه کنار میاد. یعنی، تقریبا، توی روابط اونا همه چیز معلوم و قابل پیش بینیه!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 19:18 توسط پویادبیری مهر| |

به یاد دارم سال گذشته در همین اثنا بود که "مریم مهتدی"،همکارم در خبرگزاری پارسه موضوع رفتن "شهرام گیل آبادی" را از رادیو جوان بررسی می کرد و معتقد بود که گیل آبادی را از رادیو برداشتند،خودش نرفت.
از آن تاریخ یکسال گذشت و اتفاقات جدیدی در معاونت صدای سازمان صدا و سیما رخ داد.
رادیو تجارت با پول وزارت بازرگانی در 29 مهر ماه سال گذشته افتتاح شد و سه تیم مختلف در این مدت کوتاه از این رادیو رخت بستند.رادیو تجارت نتواست جایگاهی در میان اقتصادیون کسب کند،چه آنکه کارکنان آن را فنی های رادیو تشکیل می دهند نه صاحب نظران.

رادیو گفتگو نیز که به شدت توانست جایگاه خاصی در میان سیاسیون کسب کند و هر برنامه سیاسی این رادیو از سوی مخاطبان خاص آن پیگیری می شد و انعکاس گسترده ای در رسانه های داشت به صورتی که روزنامه های معتبر بین المللی از برنامه های آن گزارش تهیه کردند،در ماه های اخیر دستخوش تغییرات مدیریتی شد و با رفتن "دکتر حسن خجسته"،از معاونت صدا و آمدن "صوفی" به این معاونت این رادیو نیز دچار خانه تکانی شد.

اما این پایان ماجرایی که معاونت جدید صدا آنرا "ثبات" در رادیو می خواند نبود.احتمال تغییر "هادی سعیدی کیاسری" مدیر رادیو فرهنگ،در این رادیو نیز دو دلی هایی را به وجود آورد.

اما گل سر سبد این تغییرات،رفتن "شهرام گیل آبادی" از اداره نمایش رادیو است. مدير منتقد دولت از اداره نمايش راديو هم رفت تا تغییرات سریالی مدیران رادیو تکمیل شود.

"محمدحسین صوفی" در خصوص رفتن گیل آبادی از اداره نمایش رادیو و تغییرات مدیران رادیو گفته است:"جابجایی مدیران امری طبیعی است و رفت و آمدها در هر نهادی منجر به رشد و تعالی فرد و نهاد می‌شود. آقای گیل‌آبادی منشأ خدمات زیادی در مرکز هنرهای نمایشی رادیو بود و زمانی که بنده معاونت صدا را به عهده گرفتم، از سمت خود استعفا کرد."

با وجود همه این خانه تکانی ها در رادیو ،صوفی،معاون صدا همچنان معتقد است که در حال حاضر ثبات مطلوبی بر رادیو حاکم است. 

مطلب مرتبط:نامه اعتراض آمیز هنرمندان رادیو به ضرغامی

نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 20:58 توسط پویادبیری مهر| |

روز گذشته در جلسه ای با یکی از مسوولین ارشد کشور،گفتگویی در خصوص فضای رسانه ای کشور داشتم و وی از من در خصوص فرآیند شکل گیری و وضعیت فعلی روزنامه خورشید سوال کردند.

از آنجایی که مدتی در این روزنامه مشغول به فعالیت بودم و در جریان شکل گیری و سیاست گذاری های آن بودم توضیحات مبسوطی در خصوص این روزنامه به ایشان دادم.

البته اطلاعات ایشان نیز در خصوص ریز فعالیت های این روزنامه حامی دولت،کامل بود و ایشان به شدت از عملکرد این روزنامه گله مند بودند به صورتی در در بخشی از صحبت های خود گفتند:"پول بیت المال را دارند به هدر می دهند و عین خیالشان نیست."

جالب بود که وقتی مقایسه ای با روزنامه از رده خارج "خراسان" که متعلق به آستان قدس رضوی است با روزنامه خورشید که متعلق به سازمان تامین اجتماعی است کردند گفتند:"اگر یک صفحه از خراسان را بخوانی دو کلمه حرف حساب می خوانی اما 4 صفحه خورشدی را می خوانی هیچ نمی فهمی،معلوم نیست مواضعشان نیز چگونه است،یکی روز یکی را مخالف می خوانند  و روز بعد همان مخالف را موافق!"

پیش از این نیز در گفت و گویی که با یکی از وزرای دولت داشتم،وی نیز از عملکرد این روزنامه انتقاد داشت و انتشار آنرا بی فایده دانسته بود.

همین فشارها نیز سر انجام به برکناری ضیایی مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی انجامید،اما این تغییرات بعید است در ساختار روزنامه ای که 12 میلیارد تومانی خرج روی دست دولت گذاشته است تغییری ایجاد کند،چه آنکه تغییر در روزنامه حاصل نمی شود جز با خانه تکانی مدبرانه و استفاده از نیروهای آزموده شده.

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:58 توسط پویادبیری مهر| |

 گرچه تیم ملی در مقابل عربستان رقیب دیرینه خود شکست خورد اما این شکست به شکست علی دایی منجر نخواهد شد.

علی دایی اسطوره فوتبال ایران است و ضمیر نا خود آگاه همه مردم و منتقدانش هم ندای پیروزی علی دایی را سر می دهند.دایی در شرایط سختی تیم ملی را پذیرفت و با همه فضای سیاسی که در فوتبال ایران در دولت نهم به خود دید توانست فوتبالیست های جوانی را به تیم ملی معرفی کند.

دایی بهترین گلزن جهان است و از این حیث جایگاهی غیرقابل کتمان در فوتبال جهان دارد،AFC از او به‌عنوان اسطوره‌ای تکرار ناشدنی نام می‌برد و جایگاهی رشک‌برانگیز در میان اهالی FIFA دارد اما چه اتفاقی می‌افتد که این سرمایه اجتماعی دسمایه سقوطی می‌شود که برای صعودش سال‌ها عرق ریخته شد و اراده‌ای پولادین تقویتش می‌کرد؟ فوتبال ایران هر چندصد سال چند «علی دایی» می‌تواند تولید کند؟ باور کنید احتمالا دیگر هیچ!

همانطور که هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم شکست خورد اما هاشمی نشکست و همچنان قدرتمند ماند،علی دایی نیز در هدایت تیم ملی شکست خورد اما همچنان قدرتمند خواهند ماند.

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:55 توسط پویادبیری مهر| |

 فیلم اخراجی ها 2 را که مسعود ده نمکی به مدد و یاری ملموس محمد رضا شریفی نیا به سر انجام رسانده است را دیدم.خارج از فضای نوستالژیک و بحث های سینمایی به هوشمندی مسعود دهنمکی در درک مخاطب باید تبریک گفت.ده نمکی پس از ساخت اخراجی های 1 به خوبی اینرا درک که دیگر در ایران مخاطبان خاص نمی توانند جیب تهیه کننده را پر کنند و گیشه را فاتح شوند.

باید به فکر مخاطب عام باشی تا بتوانی فیلمت را پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران کنی!دختران و پسرانی که برای گذران اوقات خود و شنیدن متلک های اکبر عبدی و قر و فر امین حیایی برای دومین و سومین بار یک فیلم را می بینند.

اینها که نیازی به فیلم خاص با مفاهیم عمیق انتزاعی ندارند.جالب است آنها که منتقد فیلم مسعود ده نمکی هستند و آنرا توهین به جنگ و انقلاب می خوانند و خود را وارث خون شهدا معرفی می کنند،هیچ نگاهی به مخاطبان فیلم ندارند.

ده نمکی مگر قرار بوده است با اخراجی های 2 قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش یا لذات فلسفه ویل دورانت یا تلاقی دیوانگی با روح عرفانی را به مردم بفهماند،که اگر قصد چنین کاری را داشت جیبش که خالی می ماند هیچ،چنان فحشی از عوام و خواص می خورد که دیگر هوای سینما نمی کرد.

آنها که به ده نمکی انتقاد می کنند،بیهوده و عبث می نگرند،باید تاسف خورد به حال جامعه ای خورد که بخش فرهنگ آن(سینما)با آثاری چون "چار چنگولی" و "میهمان مامان" و "اخراجی های "2 مورد استقبال قرار می گیرد و سالن های سینمایش پر می شود.

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:52 توسط پویادبیری مهر| |

تصور اینکه کودکی در سن 5 سالگی معتاد به کراک شده باشد و  2 سال به صورت مداوم یعنی از سن 3 سالگی کراک مصرف کند،خیلی دهشتناک است.

دست و پای نحیفی دارد و تن سبزه،جثه کوچکی دارد،انگار که کراک نگذاشته بچه درست و درمان رشد کند.اما مهسا نگاه معصومی دارد،خودش هم نمی داند چرا این سرنوشت برایش رقم خورده است.مهسا در حیاط مرکز درمان معتادان بازی می کند.تنهای تنهاست.

این بخشی از حکایتی است که روز دوم عید شاهدش بودم.حکایتی که دیدنش بغض گلو را می شکند.امسال فرصتی دست داد تا در عنفوان بهار 88 به بازدید از مرکز بازپروری ویژه زنان کوثر و آسایشگاه سالمندان شهریار بروم.چند سالی بود که توفیق نداشتم تا به این مراکز پا بگذارم.مرکز درمان معتادان فضای صمیمانه و گرمی داشت.این مرکز زیر نظر "سیمین فراهانی" اداره می شود.وی نخستین زنی است که 15 سال پیش و از طریق انجمن معتادان گمنام اعتیاد 20 ساله خود را کنار گذاشت.معجزه ای که فقط از برنامه 12 قدمی انجمن معتادان گمنام بر می آید.

دختران جوانی که هر یک می توانند زندگی ساز باشند،ساز زنگ زده زندگی خود را که آغشته به شولای بد رنگ اعتیاد است در این مکان کوک می کنند،تا شاید هنوز هم برای زندگی کردن دیر نباشد.

آسایشگاه سالمندان نیز برای خود حال و هوایی دارد.پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های ما،همینکه صدای تق و تق سنگ های زیر لاستیک ماشین را می شنوند،آنقدر خوشحال می شوند که وصفش کار سهلی نیست.بیش از 150 سالمند در آسایشگاه سالمندان شهریار آخرین سال های رندگی خود را می گذرانند.اما شرایط زندگیشان در مقایسه با دیگر آسایشگاه ها بسیار ایده آل است.این مرکز نخستین آسایشگاه استاندارد ایران است.با فضایی مناسب از نظر معنوی و مادی،آماده شده است تا به سالمندان خدمت کند.مدیریت آن نیز با "کتر عبدعلی" است.عبد علی می گوید:"مهمترین چیزی که می تواند یک سالمند را از فضای غم و نگرانی از روزهای در پیش رو نجات دهد،شادی و فرح است که آنرا در این مجموعه برای سالمندان فراهم کرده ایم."

وقتی که از کنار در هر یک از اتاق ها می گذشتم،با سایه سنگین نگاهی آغشته به التماس مواجه می شدم.نگاهی که درخواست دیدار داشت.وقتی جلو می رفتم چشم های پیر و چین و چروک خورده پیر زن را نگاه کردم،چشمش نمناک شد و گفت:"من نوه هم سن و سال تو کم ندارم،اما آنها من را نمی شناسند،نمی آیند من را ببینند،تو اولین نوه من هستی که سال جدید را به من تبریک گفتی."

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 1:3 توسط پویادبیری مهر| |
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پویا دبیری مهر است
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir