تبليغاتX
اندیشه پویا

گزارشی که چاپ نشد!

خیابان های تهران چرا اینقدر شلوغ شده؟!

View Full Size Image  پویا دبیری مهر

Pdabirimehr86@yahoo.com

بر خلاف پیش بینی مسئولان که گمان می کردند با سهمیه بندی بنزین خیابان های تهران خلوت تر خواهد شد،این اتفاق هنوز نیفتاده است و این روزها ترافیک سرسام آوری در تهران مشاهده می شود که تاب و توان را برای پشت فرمان نشتن از شهروندان می گیرد؛ لااقل کناره خیابان ها شلوغ تر از گذشته شده است.

خیابان های تهران این روزها از یک سو شاهد صف طولانی مسافرینی است که به انتظار مرکبی ایستاده اند تا آنها را از خیابان های بوق و گرما و ازدحام برهانند و از سوی دیگر شاهد تاکسی هایی است که سرگردان خیابان ها شده اند، بدون آن که هدف خاصی داشته باشند.

تاکسی های گردشی دنبال مسافرانی می گردند که عاصی از انتظار طولانی، سرانجام تسلیم رانندگانی شوند که تنها مسافران دربستی را جابه جا می کنند. راننده ها لابد می دانند که سیستم حمل و نقل شهری در تهران آشفته تر از آن است که بتواند از عهده جابه جایی این حجم از مسافران بربیاید.

اتوبوس های شرکت واحد آنقدر باید در ایستگاه های بین راه بایستند و آنقدر با آن هیکل های درشت شان در ترافیک های بی انتهای خیابان ها گیر می کنند که هر مسیر را در دو برابر زمانی می پیمایند که می توان با اتوموبیل طی کرد.

حضور اتوبوس های وابسته به بخش خصوصی که به جای بلیط کرایه می گیرند هم نتوانست این مشکل را بر طرف کند. این اتوبوس ها آمدند تا مسافران را با سرعت بیشتر و در زمان کمتر جابه جا کنند اما در عمل توقف های آنها حتی بیشتر از توقف های اتوبوس های دولتی شد. چرا که این اتوبوس ها اجباری برای توقف تنها در ایستگاه های اتوبوس ندارند و به دلخواه مسافرانی که در حجم انبوه سوار می کنند، متوقف می شوند.

متروی تهران به واقع محفظه ای است خفقان آور که توده به هم فشرده ای از انسان ها را در خود حمل می کند. ایستگاه های مترو شاهد افرادی است که با باز شدن درهای قطار به بیرون استفراغ می شوند و تعداد جدیدی از مسافران منتظر با عجله به درون آن هجوم می برند.

موتورهای مسافربر بهترین وسیله برای رفت و آمد در خیابان های همیشه قفل شده پایتخت هستند. هرچند نرخ کرایه این موتورها آنقدری است که نتوان در مورد آنها به عنوان یک وسیله حمل و نقل همیشگی فکر کرد اما از زمانی که بنزین سهمیه بندی شد، نرخ کرایه این موتورها هم رشد سرسام آوری کرده است. هیچ نهاد دولتی یا خصوصی وظیفه ساماندهی به موتورهای کرایه ای را بر عهده ندارد. در نتیجه نرخ کرایه بستگی به قدرت راننده و مسافر در چانه زنی دارد.

هرچند حتی نهادهای نظارت کننده بر نرخ کرایه تاکسی ها هم نتوانسته اند از افزایش کرایه ها جلوگیری کنند. تاکسی های گردشی نرخ کرایه خود را افزایش داده اند و همین امر صحنه های هیجان انگیز درگیری های خیابانی راننده تاکسی و مسافر را که پیش از این هم تصویری متداول در شهر تهران بود، چندین برابر کرده است.

وضعیت برای تاکسی های خطی متفاوت تر است. سازمان تاکسیرانی مجبور شد بعد از اعلام سهمیه بندی بنزین به طور رسمی و البته بدون سر و صدا هشت درصد به نرخ کرایه ها اضافه کند. این هشت درصد اما دقیقا به مفهوم هشت درصد نبود. در بسیاری از مسیرها این هشت درصد به معنای به دست آمدن رقم دردسرسازی مانند مثلا 2750 ریال است. چنین نرخی برای کرایه تاکسی یعنی این که اگر راننده بتواند برایی بیشتری داشته باشد، نرخ کرایه در عمل 3000 ریال است و اگر مسافر سماجت بیشتری، نرخ کرایه 2500 ریال.

بنزین اما تنها برای راننده های تاکسی و مسافران تاکسی سوار دردسرساز نشده است. راننده های تاکسی های تلفنی مشکلاتی دیگر دارند. پس از هفته ها که دولت قول داده بود، کارت ویژه سوخت تاکسی های تلفنی را توزیع کند، تنها تعداد اندکی از این مراکز حمل و نقل عمومی توانسته اند برای رانندگانشان کارت سوخت تهیه کنند.

به گفته یک مدیر آژانس مشکل اصلی از آنجا ناشی می شود که دولت احتمال می دهد در صورتی که بخواهد به این تاکسی ها کارت ویژه سوخت بدهد، کسانی بتوانند نامشان را به عنوان راننده تاکسی تلفنی در لیست ها بگنجانند و البته هیچ تضمینی وجود ندارد که این لیست ها منعکس کننده واقعیت باشد.

دولت البته راه حلی پیشنهاد می دهد: راننده های تاکسی تلفنی می توانند روی اتوموبیل هایشان یک خط کلفت قرمز بکشند تا مشخص شود که در چنین موسسه ای مشغول کارند. اتحادیه آژانس داران اما این را نپذیرفته است. اتحادیه آژانس داران به این واقعیت اشاره می کند که بسیاری از شاغلین در موسسه های اتوموبیل کرایه ای، مشاغل دیگری دارند و چون چرخ های زندگی با درآمد حاصل از شغل اصلی شان نمی چرخد، مجبور شده اند ساعاتی از روز را به عنوان راننده تاکسی تلفنی مشغول کار شوند. از آنجایی که مسافربری در عرف جامعه ایران از منزلت بالایی برخوردار نیست، این افراد راضی نخواهند شد که شغل دومشان با آن خط های قرمز درشت آشکار شود.

سازمان تاکسیرانی ولی بری ساماندهی وضعیت مسافربرهای شخصی از همین راه حل استفاده کرد. هیچ نهاد صنفی نبود که بتواند با این تصمیم گیری مسئولان مخالفت کند چرا که مسافرکش های شخصی در اساس صنف محسوب نمی شوند. نتیجه از پیش معلوم بود. برخی مجبور شدند به خط های قرمز درشت روی اتوموبیل هایشان عادت کنند و برخی دیگر مجبور شدند به دلیل کمبود بنزین از خیر مسافربری بگذرند. آن هم در شهری که همین طوری هم سیستم حمل و نقل عمومی اش فلج است.

تقریبا بعد از ساعت دوازده شب رفت و آمد در مسیرهایی که خط اتوبوس شبانه ندارند غیر ممکن است چرا که تاکسی های تلفنی کار نمی کنند و مسافرکش های شخصی هم بنزینی ندارند تا کار کنند.

نتیجه این همه اما سرگردانی و ازدحام مسافرانی است که این روزها به تصویری معمول در کناره خیابان های تهران بدل شده اند. اتوبوس های شهری پر که در خیابان ها قدم می زنند، سالن های گرم و سرشار از بوی شور عرق بدن مترو، تاکسی هایی که در انتظار مسافرهای دربستی خیابان ها را گز می کنند، موتورهای مسافربر گران، صف های طولانی انتظار در ایستگاه های تاکسی های خطی و مسافرانی که در کناره خیابان ها همدیگر را له می کنند تا بتوانندسوار تاکسی شوند نتیجه اجرایی شدن تصمیمی است که ادعا می کرد خیابان های پایتخت را خلوت خواهد کرد. خیابان های تهران اما هنوز شلوغ مانده اند.

پاورقی  -----------------------------------------------------------------------------------

*این گزارش  10 روز پیش برای BBC Persian نوشته شد،اما به دلایل نامعلومی دوستان تماس گرفتند و گفتند که گزارش جایگزین گذاشته اند و دیگر نیازی نیست!

*این وسط من و زمان 5 ساعته ای که برای نوشتن این گزارش گذاشتم چونان چوب دو سر طلا شدیم!

*یکی از دوستان گفت:آخر و عاقبت نوشتن برای رسانه های استکبار همینه آقا جون!تا تو باشی اینقدر به اونور آب فکر نکنی،آدم باش،به فکر نظامت باش!(عین گفته هاش بود).

*تا روز شنبه خداحافظ همه؛دارم می رم مسافرت و اندیشه پویا و شما را به خدا می سپارم،( کاریه ها،فکر نکنید مرفه بی دردیم که وسط هفته می ریم ددر...) ولی زیر چشمی نگاهی بهش دارما! یه وقت پیغام ناجور نذارید،فحش کشمون نکنید! هی با تو ام... آره،همین تو که فقط بلدی خرابمون کنی.مطبوعات کوچیکه ها...این جمله را بارها شنیدی ولی آدم بشو نیستی ...

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 3:41 توسط پویادبیری مهر| |

مهاجران ایرانی،ایرانیان مهاجر

 ایرانیان به دلایل گوناگون از ایران مهاجرت می کنند؛ نبود شرایط اجتماعی مناسب و امکان ادامه تحصیل، کمبود کار و امکانات رفاهی، حقوق کم و نامناسب، نبود امنیت روانی، کمبود امکانات مناسب برای تربیت فرزندان و...

پیش از این، یعنی تا پیش از تحولات اجتماعی نیمه دوم دهۀ پنجاه شمسی که ایران وضع اقتصادی و اجتماعی دیگری داشت، جوانان ایرانی هرچند براى تحصيل به غرب مى رفتند اما رؤیای زندگى درغرب نداشتند.

به عنوان مثال در سال ١٣٥٧ شمار دانشجویان ایرانی که در خارج از کشور تحصیل می کردند حدود ٥٧٠ هزار بود. این دانشجویان یا به هزینۀ دولت و یا به هزینۀ خود در کشورهای دیگر تحصیل می کردند.

بیشتر آنان نیز در آمریکا درس می خواندند که امروزه در نظر بسيارى از جوانان ایرانی بهشت مهاجرت است، اما در آن سال ها هیچ یک از این جوانان در غرب نمی ماندند و پس از تحصیلات خود به ایران باز می گشتند.

در حالی که امروزه، بسيارى از جوانانی که برای ادامۀ تحصیل به کشورهای غربی و حتا شرقی مانند مالزی سفر می کنند، حتا کسانی که بورسیه دولت هستند و وثیقه های کلان به ودیعه گذاشته اند، به ايران بر نمی گردند.

اما این ترک وطن هر دلیلی که داشته باشد ، معمولا ً همراه با این پندار است که در کشور مقصد نبودها و کمبودها بر طرف می شوند و دنیایی پر از امکانات و موقعیت ها در انتظار انسان است.

این است که هرکس  قصد مهاجرت می کند تصویری، اگر نگوییم آرمانی، نیمه آرمانی برای خود از "فرنگ" می سازد و به دنبال آن شال و کلاه می کند و بار مهاجرت می بندد؛ تصویری که گاه جزئی ترین نمودهای ظاهری از آسفالت خیابان  تا رنگ ساختمان ها را هم در بر می گیرد.

نخستین ویژگی این تصویرها غالبا ً این است که "فرنگ" و "غرب" را یک جغرافیای واحد می پندارد و هر خصیصه را به تمام این جغرافیای خیالی تعمیم می دهد و تفاوت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غير آن را در نظر نمی گیرد و همه کشورها و ایالات و شهرهای کوچک و بزرگ را به یک چوب می راند. حکم های کلی و عمومی برای "غرب" و "فرنگ" صادر می کند و طلق رنگین خیال را بر روی تمام عکس های این جغرافیا مى کشد.

این تصویرها البته همیشه مثبت نیستند؛ بسیاری در حالى که می پندارند همه مشکلات مردم در "فرنگ" حل شده و مردم در رفاه غوطه ورند و نیازی به کار طاقت فرسا ندارند؛ بر اين تصور نيز هستند که خانواده در "فرنگ" معنا ندارد و همه در فساد غوطه ورند و از عطوفت انسانی خبری نیست و همسایه از همسایه بی خبر است. تصاویرى که  با واقعیت ها ربطى ندارند.

باید از ایرانیان ساکن "فرنگ"پرسیده که پیش از آمدن به "فرنگ" چه تصویری از آن در ذهن داشته اند، این تصویر تا چه اندازه با واقعیت سازگار بوده و اکنون چه چیزی در "فرنگ"  راضیشان می کند و از چه چیز ناراضی اند؟

این سوال را من بارها پرسیده ام و پاسخ ها جالبی هم دریافت کردم.شما هم بپرسید و اگر به خارج از کشور رفته اید به سوالات مطروحه پاسخ دهید.

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 3:0 توسط پویادبیری مهر| |

ميلاد، برج افسانه اى تهران 

 View Full Size Image  پویا دبیری مهر

 Pdabirimehr86@yahoo.com

۱4 سال پيش غلامحسين كرباسچى پيشنهادساخت يك نماد ملى با نام برج ميلاد را مطرح كرد. اين برج كه با با گذشت قريب به ۱۷ سال ازآغاز عمليات اجرايى ساخت در نهايت به بهره بردارى رسيد تا نماد تهران و تهرانى،چه بسا ايرانى و ايرانى شود.

هر چند بيان مى شود براى ساخت اين برج ۱۷ سال زمان صرف شده است اما براساس آمار ۵۹ درصد مراحل ساخت برج ميلاد در زمان تصدى شهردارى محمدباقر قاليباف و در سه سال گذشته صورت گرفته است. برج ميلاد تهران كه ازحيث ارتفاع درميان برجهاى مخابراتى دنيا چهارمين برج مخابراتى مرتفع محسوب مى شود،تاكنون ۶ شهردار را در مسير احداث به خود ديده كه كرباسچى اولين و قاليباف آخرين آنها است. اين برج ...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:59 توسط پویادبیری مهر| |

گفتن بومی سازی، و لی نه در این حد

حتما شما هم که به شمال رفتید وضعیت برخورد شمالی ها به خصوص در مازندران، با تهرانی های غریب را دیده اید.انگار که یک اتفاق تاریخی باعث خصوصمتی دیرینه شده است بین تهرانی ها و شمالی ها.

در تعطیلات هفته گذشته شمال بودم.چالوس،نوشهر،آمل،محمود آباد.از غرب به شرق شمال رفتم .اما در چالوس با یک خودرو و راننده ای بومی تصادف کردیم .آقای شمالی از پشت با سرعت 80 کیلومتر در ساعت به ما زد و قطعا مقصر بود،افسر که آمد گفت هر دو مقصرید.بعد که به پایگاه پلیس رفتیم گفت:فقط شما مقصرید و باید خسارت پرداخت کنید!

به این می گن لابی بین راه!لابی ای که بین افسر و راننده مقصر که همشهری وی بود زده شد و رای به ضرر ما صادر شد.

برخی واژه ها هم در ایران برای خودش داستانی دارد،چه آنکه تعابیری که از آن می شود کاملا تعابیر اشتباهی است و به کار گیری آن در همه جا و همه مکان صحیح نیست.

موضوع بومی سازی خدمت سربازی نیز یکی از همین موضوعات است. بومی سازی خدمت سربازی در ناجا و نیروهای مسلح اقدام مناسبی است اما به نظر می رسد که ناجا باید در راهنمایی و رانندگی از این اقدام صرف نظر کند.

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:9 توسط پویادبیری مهر| |

 بحران اقتصادی آمریکا و تاثیرات جهانی آن

View Full Size Image  پویا دبیری مهر

Pdabirimehr86@yahoo.com

بانک ها و بازار های بورس امریکا و اورپا همچنان در شوک رای منفی نمایندگان مجلس سنای امریکا با

طرح 700 میلیارد دلاری دولت بوش به سر می برند.

با تصویب نشدن لایحه 700 میلیارد دلاری رئیس جمهور امریکا موسوم به "طرح نجات اقتصادی"

بحران مالی امریکا ابعاد جدیدی پیدا کرده است.

ماجرای بحران اقتصادی ایالات متحده امریکا زمانی آغاز شد که بانک های سرمایه گذاری در سه سال گذشته سرمایه گذاری کلانی را در بخش وام های اعتباری بخش مسکن انجام داده اند،یک به یک با خطر ورشکستگی روبه رو می شوند و آن هم به دلیل عدم بازپرداخت وام هایشان از سوی وام گیرندگان است.

دولت بوش برای نجات این وضعیت بحرانی افتصاد لایحه ای را به مجلس سنا برد که لایحه ای چند مرحله ایست.

در مرحله نخست آن 250 میلیارد دلار آن در اختیار وزارت خزانه داری آمریکا قرار می گیرد و در صورت تقاصای ریاست جمهوری گنگره اجازه برداشت 100 میلیارد دلار دیگر را صادر می کند.اما برای 350 دلار باقی مانده بار دیگر رای کنگره لازم است.

این طرح در مرحله نخست با چراغ قرمز مجلس سنای آمریکا روبرو شد و سناتور های آمریکا بوش را ناکام گذاشتند.

جورج بوش در واکنش به لایحه 700 میلیارد دلاری در مجلس سنا گفت:من از رای کنگره آمریکا درباره طرح نجات اقتصادی نا امید شدم.ما یک طرح بزرگ ارائه کرده بودیم،چون یک مشکل بزرگ داریم.

 تاثیرات احتمالی بحران اقتصادی آمریکا بر ایران

 اما معادلات اقتصادی کشورهای قدرتمند در جهان سیاست نه تنها بر کشورهای حوزه مربوط به سیاست های موازی کشورهای مورد نظر تاثیر گذار است،بلکه این سیاست ها  چه با موفقیت همراه باشند چه با شکست تاثیرات مستقیمی بر اقتصاد کشورهای هدف دارند.

جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک کشور مطرح و تاثیر گذار در معادلات سیاسی آمریکا بدون شک از تاثیر پذیری طرح 700 میلیارد دلاری آمریکا مصون نحواهد بود.چه آنکه بحران مسکن در آمریکا یکی از دلایل اصلی

ارائه طرح موسوم به نجات اقتصادی در آمریکا بوده است و شباهت های زیادی به بحران مسکن ایران در سال های 85 و 86 دارد.

به نظر می رسد آمریکایی ها مواجه شدن با بحران اقتصادی در داخل را بهانه ای برای اعمال فشار های بیشتر بر ایران قرار دهند و با طرح این موضوع که یکی از دلایل مهم ایجاد بحران های افتصادی در کشورها نبود امنیت سرمایه گذاری است ایران را متهم به بر هم زدن آرامش روانی کشور های مدافع دموکراسی و لیبرالیسم در دنیا کند.

گسترش بحران به اروپا

بحران آمریکایی اخیر دامنه های وسیع تری دارند که با مرور زمان تاثیر گذاری آن روی کشورهای مختلف در قالب مدل های متنوع خود را نمایان خواهد ساخت.

اکنون بحران های آمریکا در حال گسترش است و ششمین بانک بزرگ این کشور نیز به مرحله ورشکستگی رسیده است.

 بانک "سیتی گروپ" یک بانک بحران زده دیگر یعنی "واکویا" به ارزش دو میلیارد و یکصد میلیون دلار خریداری می کند.واکویا ششمین بانک بزرگ آمریکاست که به دلیل بحران های به ویژه در بخش مسکن در آستانه ورشکستگی قرار دارد.این بحران اروپا را هم تحت تاثیر قرار داده است.به صورتی که دولت بلژیک تصمیم گرفته است موسسه مالی"فورتیش"یکی از بزرگترین 20 بانک اروپا را ملی اعلام کند.در انگلیس نیز صندوق مسکن بینگلی به دولت واگذار شد.دولت انگلیس تدابیر جدید اقتصادی را برای مقابله لا گسترش بحران مالی آغاز کرده است.

ایالات متحده آمریکا هموارسیاست های حمایت گرایانه در اقتصاد دیگر کشورها را به چالش کشانده است و با طرح جدید دولت بوش ،این آمریکاست که درآستانه بزرگترین کمک دولت قرار گرفته است که فرجام آن نیز مبهم است.

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 21:48 توسط پویادبیری مهر| |
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پویا دبیری مهر است
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir