گفت و گویی متفاوت با نماینده ای اصولگرا

چندی پیش گفت و گویی با مرتضی تمدن،نماینده شهر کرد در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون برنامه و بودجه داشتم که نکات جالبی را در بر داشت. نکاتی که این روزها حامیان دولت بیش از گذشته به آنها اشاره می کنند.
تمدن از جمله نمایندگان ذی نفوذ مجلس است که به دلیل نزدیکی فکری با دولت نهم ، بر تصمیم های دولتی ها هم بی تاثیر نبوده است.
در این گفت وگو تمدن به این اشاره کرد که بانک ها نقش بسزایی در دامن زدن به نقدینگی و تورم داشتند.
مسائل دیگری هم مطرح شد که باقی آن را می توانید در اینجا بخوانید.
فقط وزير ارشاد جواب دهد!

چند هفته پيش دي وي دي كنسرت ياني كه در تاريخ در تاريخ 16 آگوست سال 2006 منتشر شده است را ديدم.اين دي وي دي مورد تائيد وزارت ارشاد نبود و از آنطرف آبها به صورت قاچاق آمده بود و به طور كامل كنسرت را در بر داشت.شب گذشته دي وي دي همان كنسرت را ديدم كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي_معاونت سمعي بصري – مجوز داشت.
اما نكته! قسمت هايي در اين كنسرت است كه جزو قسمت هاي ويژه است،مثل قسمتي كه دو وياليست با يكديگر مي نوازند،يكي آقايي است كه نوازنده ارمني است و ديگري خانمي است كه نوازنده ژاپني است،يك بخش ديگر هم هم آوايي دو خانم است كه همراه با اجراي كنسرت مي خوانند و جالب اينكه فقط به صورت صوت است،يعني واج هاي كه به كلمه تبديل نمي شوند.
وزارت فرهنگ هر دوي اين بخش ها را كه جزو بهترين بخش هاي اين كنسرت ياني در لاس وگاس آمريكا است به دلايل نامعلوم سانسور كرده است كه واقعا" جاي بسي تاسف دارد كه چنين انسان هاي كوتاه فكري در وزارت فرهنگ و ارشاد ما نشسته اند و تصميم مي گيرند كه هنر يك هنرمند را فقط به دليل اينكه جنسيت وي زن است با حذف آن زير سوال ببرند.
آقاي صفار هرندي جواب بدهند كه كجاي اين كنسرت هجو است و آيا نوع پوشش نوازنده زن ژاپني ايرادي دارد!آيا بايد اين نوازنده چادر بر سر مي كردند و به نواختن ويالون مي پرداختند كه رضايت آقايان در وزارت ارشاد فراهم شود؟
آقاي وزير به اين هم پاسخ دهند كه چگونه است كه همين روز گذشته به ترانه هاي جنيفر لوپز مجوز نشر مي دهند ولي اجازه پخش تنها چند دقيقه از نوازندگي اين ويالست را نمي دهند!شايد سر و سري با ايشان است!
با اين اقدامات نه نامسلماني مسلمان مي شود و نه مومنه اي به انحراف كشيده مي شود،بلكه اين دين است كه مورد تمسخر قرار مي گيرد.
آقايان بس است،دست از اين جهالت و كوتاه فكري برداريد،واي بر ما كه شما برايمان تصميم سازي و سياستگذاري مي كنيد.
مرحوم شريعتي مي گويد:"من به دنبال مذهبي هستم كه به من راه سعادت را نشان دهد و در برابر هر عمل من از من مسووليت بخواهد؛واي بر ديني كه در آن "نه" بيشتر از"بله" باشد.
واي بر آن دين و پيروانش!
اينجا تهران است

توی ترافیک سردر گم خیابونهای تهران برای کار روزانه حرکت می کردم که یکدفعه چندتا بچه آمدند جلو یکی گفت:از من یک فال بخرید ، ترا خدا بخرید . یکی دیگه اون زد کنار و گفت نه از من گل بخرید بدید به دوستون که خوشحال بشه یکی دیگه اومد و اون زد کنار و گفت آدامس می خری فال هم دارم دیگه چی می خوای ؟ بگو ! من نگاهی به دور و برم انداختم و دیدم فقط چندتا بچه هستند ولی انگار چند تا آدم بزرگ برای فروش کالاهای خودشون دارند به هم می پرند تا بتونند چیزی بفروشند. از هیچکدوم چیزی نخریدم فقط نگاه کردم . کمی جلوتر که رفتم به یک پارک رسیدم .
توی پارک چند تا دختر را دیدم که کاملا" چهره غمگین به ظاهر شاد و خیابونی که معلوم بود از خونه و خودشو زندگی فرار کرده ...
ادامه مطلب
چرا پور محمدی نرفت؟

تصميمات اخير دولت در عزل و نصب ها آنقدر شتاب زده و غير معقول بود كه شايد خود رئيس جمهور را هم غافلگيركرد و فرصت فكر كردن- اگر فكري در كار باشد - را از محمود احمدي نژاد گرفت.
پس از ،درز مطالبي از گوشه و كنار ها كه از عزل مصطفي پورمحمدي و جايگزيني رحيمي، رئيس ديوان محاسبات به جاي وي خبر مي داد،ديگر قطعيت اين موضوع براي همه مسجل شد،اما ظاهرا قرار نيست كه رحيمي به جاي پور محمدي بيايد و شنيده ها حاكيست كه اطرافيان احمدي نژاد- زريبافان و ثمره هاشمي – با اين انتصاب مخالفت كرده اند و از آنجايي كه آنها نفوذ خوبي روي رئيس جمهور دارند به قطع يقين گزينه رحيمي برا ي سرپرستي وزارت كشور منتفي است.
در اين بين گزينه هاي ديگري مثل ابوترابي- نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي و مجتبي ثمره هاشمي، مشاور ارشد احمدي نژاد و يار دبستاني وي مطرح است و از آنجايي كه ثمره هاشمي در سال نخست دولت احمدي نژاد معاون سياسي وزارت كشور بود،احتمال مي رود كه وي دوباره به ساختمان 19 طبقه اي ميدان فاطمي برود.
اين درحاليست كه در رفتن پورمحمدي شكي نيست،چه آنكه احمدي نژاد براي انتخابات سال آينده رياست جمهوري به گزينه ديگري در وزارت كشور نيازمند است،به گزينه اي كه در تقابل با وي نباشد!
نفتی كه درآمد نيست
گفتگويی از جنس بخش خصوصی با مسعود دانشمند

موضوعاتى نظير، چگونگى مصرف پول نفت، دستيابى به نقطه آرمانى در صادرات غيرنفتى، حل مشكل مسكن و اشتغال و كنترل نقدينگى و تورم مى تواند سرخط مهمترين اهداف دولت به خصوص در شرايط زمانى حاضر باشد.چه آنكه تورم، رقم 5/18 درصد، براساس آمارهاى رسمى بانك مركزى را به خود مى بيند و صادرات غيرنفتى به زور احتساب معيانات گازى به ۲۰ ميليارد دلار مى رسد و در بخش مسكن حدود ۸۰۰ هزار واحد مسكونى ساخته شده كه براساس قانون برنامه بايد 5/1 ميليون خانه ساخته مى شد و نقدينگى به ۱۶۰ هزار ميليارد تومان رسيده و نرخ بيكارى به ۱۱ درصد رسيده است. اينها آمارهايى است كه نشان دهنده بيمار بودن اقتصاد يك كشور است. اقتصاد بيمارى كه هر از چند گاهى و از سوى چند مو سپيد تحصيل كرده در دانشگاه و چند متولى اجرائيات امر اقتصاد ايران در قالب هشدار، نسخه اى براى آن پيچيده مى شود تا شايد مرهمى باشد بر دردهاى آن.يكى از همين مجرب هاى اقتصاد كه دستى هم در تجارت و بازرگانى دارد و عضو هيأت مديره يك شركت بزرگ كشتيرانى است، مسعود دانشمند نام دارد.دانشمند عضو هيأت رئيسه اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران و رئيس كميسيون گردشگرى اتاق ايران است. متولد ۱۲ تير ۱۳۲۸ فوق ليسانس صنايع و فوق ليسانس بازرگانى و مهندسى برق را از دانشگاه پلى تكنيك دريافت كرده است. وى از فعالان به نام حوزه حمل و نقل و بازرگانى و كشتيرانى است. دانشمند معتقد است: «پول نفت ما را تنبل كرده، چرا كه نفت را به عنوان يك درآمد در نظر داريم نه سرمايه».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نقش فعلى اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران را به عنوان پارلمان بخش خصوصى در جهت دهى به جريان هاى اقتصادى چگونه ارزيابى مى كنيد؟
اتاق بازرگانى ايران بايد بدنه كارشناسى خود را براى اظهارنظر در خصوص مسائل جارى اقتصاد ايران تقويت كند، اما همه فعاليت ها نبايد ...
ادامه مطلب
رحيمی را بيشتر بشناسيد!

محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود.
رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد مشغول به کار شد. پس از آن براي مدتي کوتاه مسوول بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران و در سال 1372 استاندار کردستان شد كه در اين استان درگير يک پرونده مالي در مورد زمين هاي دانشگاه آزاد بود که اين پرونده تا مدتها همچنان گشوده ماند. در انتخابات دوم خرداد، محمدرضا رحيمي که حامي ناطق نوري بود، تلاش بسياري براي راي آوردن ناطق كرد و مي گويند تخلفاتي نيز براي اين هدفش انجام داد.
در زماني كه وي استاندار دولت رفسنجاني در كردستان بود، رئيس جمهور وقت به اين استان سفر كرد. رحيمي كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" را شكل بدهند.
علاوه بر اينكه ظاهرا در همين سفر، رحيمي بوسه اي جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني زده است.
وي از 4 شهريور 72 تا 6 شهريور 76 استاندار کردستان بود.
پس از روي کار آمدن مجلس هفتم، او رييس ديوان محاسبات شده و گفته شد که دکترايش از يکي از موسسات فرانسه گرفته شده است!
رحيمي يک روز آقاي بهرامعلي ذيحساب نهاد رياست جمهوري در زمان خاتمي را خواسته بود و درباره مراقبت هاي خود از بيت المال گفته بود که يک روز مسئول دفتر من چند برگ کاغذ از بيت المال به دخترم داده بود و من او را برکنار کردم.
استاندار سابق کردستان، در انتخابات رياست جمهوري سال 84 از هاشمي حمايت کرد، اما بعد از انتخاب دكتر احمدي نژاد با وي رابطه حسنه اي برقرار کرد.
محمدرضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور اقدامات مختلفي انجام داد.
* وي يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد، در نتيجه، گزارشي که از عملكرد بيمه ايران به دست دكتر احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد رئيس جمهور دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق و يا اسبق اين موسسه بود.
* رحيمي با اعلام اسامي 119 شرکت و تاجر ايراني به عنوان بدهکاران نظام بانکي، با واکنش منفي مجلس مواجه شد چون تقريبا تمام اسامي و اطلاعات مخدوش بود.
* رحيمي يك بار در جمع خبرنگاران با افشاي ضرر 21 ميليارد دلاري کشور در قرارداد صادرات گاز ايران به امارات معروف به «كرسنت»، ظرف 25 سال آينده، مسوولان و مقامات پيشين وزارت نفت را متهم کرد. به مدتي کوتاه مشخص شد که اساس محاسبات و داده ها و آمارهاي وي غلط است.
* محمدرضا رحيمي در زماني كه در همايش مديران ديوان محاسبات در حضور رئيس جمهور گزارشي از يكي از سفرهايش مي داد، گفت: "در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدينژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار ميکرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه ميرفتيم همه به ما احترام ميگذاشتند و به برکت وجود شما (احمدي نژاد)، ما را مورد نوازش و احترام قرار ميدادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت ميکردند و ميگفتند دکتر احمدينژاد رييسجمهور ماست. در اين کشورها حال و هواي ديگري حاکم بود."
رحيمي سپس بر غلظت تملق گويي هايش افزود و گفت: "در سال گذشته همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سالهاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نميدهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جنابعالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا ميكند".
رحيمي به دكتر احمدي نژاد گفت: "ديوان محاسبات از تمام مديران كل، معاونان، مستشاران و دادياران كه در آن حضور دارند از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند كه دولت شما يك دولت خدمتگذار است و بايد به آن كمك كرد."
وي در بخش ديگري از سخنانش در اين همايش ، اظهار داشت: "در دولت جديد با مديراني پاک دامن تخلفات کاهش مي يابد. در دو ماه گذشته بيش از 800 ميليارد ريال از دستگاههاي اجرايي گره گشايي شد و رقمي که بايد به خزانه باز گردانده مي شد، براي کارهاي عمراني در اختيارشان باقي ماند."
رحيمي خطاب به رئيس جمهور گفت: "من سابقه ديرينهاي با شما دارم و قصد داريم با شما همكاري همهجانبهاي داشته باشيم. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نياز ندارد اما ما در كنار شما خواهيم بود."
تجربه ای به نام دایره زنگی

اولین تجربه پریسا بختآور در مقام کارگردان یک فیلم سینمایی یکی از بهترین فیلمهایی است که در این چند ساله اخیر در سینمای ایران تولید شده است.
فیلم با اینکه تمام مشخصات سینمای عامهپسند را دارد اما در زیرمتن خود دارای نگرش ژرف اجتماعی و بررسی ناهنجاریها و تضاد و تقابلهاییست بهواقع میان سنت و دنیای مدرن و لزوم بازاندیشی و بازنگری به اینکه ما به لحاظ موقعیت تاریخی و جغرافیایی خودمان در این برهه زمانی کجای دنیا ایستادهایم و راه تعامل با این روند به سرعت جلورونده دنیا چیست؟ موقعیت افراد و انسانهایی که حتی اگر نخواهیم به صورت نمادین با آنها برخورد کنیم حداقل بهطور اتفاقی بازگوکننده نوع زندگی، افکار، عقاید، علامت سؤالها و واکنشهای خام ماست به این روند که از بیپاسخبودنمان در قبال مسائل مطرح در نظام فعلی دنیا حکایت دارد. در این میان البته ماهواره و مسأله آپارتمان و آپارتماننشینی شاید به عنوان دو مؤلفه از میان همه گزینههای موجود مایه ایجاد و شکلگیری این پارادوکسها و تقابلهاست در جامعه ما که در کنار داستان ساده، پر کشش، پرتحرک و جذاب فیلم بستری مناسب یافته است.
نگاه ریزبینانه و عمیق اصغر فرهادی در جایگاه فیلمنامهنویس، داستانگویی یکبند و بیوقفه با جزییات دقیق و سنجیده، ریتم بسیار تند فیلم، حضور فعال و درگیر بودن دوربین به عنوان یک شئ غایب، ساختار روایی البته خطی و رو به جلو و در عین حال پازلگونه، جنس تدوین مناسب، بازیهای روان و خوب و ... همگی با هم یک کل خوب را میسازند، یک کل قابل ستایش و بهحق یک مجموعه را. این فیلم با توجه به شلوغ بودنش به لحاظ تعداد آدمهایی که در فیلمنامه حضور دارند و بهتبع آن تعدد بازیگرانی که در آن به چشم میآیند هرگز هرز نرفته و نویسنده و کارگردان توانستهاند از پس آن بهدرستی برآیند، نگرانیای که معمولاً در بسیاری از فیلمهای ایرانی در شرایط مشابه به این حیث وجود دارد.
این فیلم البته بهطور ضمنی به نقد عملکرد دولت در زمینههایی نیز میپردازد و شاید نقدی باشد به برخورد با خودش از سوی ممیزیچیان وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی. فیلم دایره زنگی با وجود خداحافظی زودهنگام از جشنواره و ناراحتیهایی از ایندست که سازندگان آن را آزردهخاطر ساخت، اصلاحیههای فراوان اعمالشده بر آن و فارغ از بود و نبود پر سر و صدای هدیه تهرانی به عنوان بازیگر، فیلمی سر پاست که بهنظرم توانایی راضی نگه داشتن طیف وسیعی از مخاطبان با سلیقهها و جایگاه فرهنگی متفاوت را داراست.
دایره زنگی یاد میدهد که چگونه میشود فیلمی مفرح و سرگرمکننده ساخت، خوب کار کرد، مخاطب را حفظ کرد، به گیشه نظر داشت و از قضا کلی هم فروخت، در عین حال مبتذل و دم دستی هم نبود. پر از حرف بود و آینهای اگر نه تمامنما، نیمچهنما، تا آنجایی که از یک فیلم با قد و ظرفیت و وسع خودش انتظار میرود. تا آنجایی که وظیفه فیلم و سینماست و تا آنجا که زور سینما به عنوان یک مدیوم میرسد.
اینکه خیلیها این فیلم را "اجارهنشینها"ی دهه 1380 میدانند پر بیراه نیست. فیلمی که اگر حتی امروز دیدنش را فراموش کنیم، ماندنی است.
خودكشي دانشجوي دكتراي دانشگاه شهيد بهشتي

يك دانشجوي دوره دكتري در دانشگاه شهيد بهشتي به دليل مشکلات مالي، توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را ميشنود، در جمع دانشجويان از او ميپرسد" براي چه زنده مانده"و او که تهديد به خودکشي ميکند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را مي كشد.
اين دانشجو بدون شك به دليل مسائل و مشكلات مالي مورد تحقير وقيحانه از سوي استاد خود قرار گرفته كه به نوعي اين استاد در مقام قاتل قرار دارد و بايد مسوولان به وضعيت اين قاتل رسيدگي كنند،البته گفته مي شود خانواده اين مرحوم ز اين استاد دانشگاه به مراجع قضايي شكايت كرده اند.
اين دانشجو "شهروز کشاورز" نام داشت و دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود.
بودن یا نبودن؛ هر دو شيرين است

نميدانم به چه كسي ميگويد، اما حدسهايي ميزنم. شايد غلامحسين الهام، شايد داود دانش جعفري معزول، شايد مصطفي پورمحمدي، شايد آنهايي كه از دولت كنارهگيري كردند و شايد يك اخطار است به كساني كه با وي مخالفت ميكنند و فرامين وي را اجرايي نميكنند.
ديگر به اينكه هر روز يك پيامك تعجببرانگيز که شامل خبری شگفت و ناگهانی از تغییرات در دولت باشد را دريافت كنم،عادت كردهام.
اولي آن هم مربوط به شايعه تغيير وزير اقتصاد بود كه از سوي الهام «دروغ 13» ناميده شد و بعد محقق شد و خود الهام هم استعفا داد و باقي ماجراها كه همه ميدانند.
به راستي مگر مديران و مجريان يك جامعه سياستگذار آن جامعه نيستند؟! اگر هستند چه زود ميآيند و چه زود ميروند! اگر نيستند پس چه هستند؟! نماد، نشان، سمبل! مگر ميشود وزيري مثل وزير اقتصاد كه بايد برنامههاي زيرساختي اقتصاد كشور را تدوين كند و در مدت زماني نسبتاً طولاني - حداقل 4 سال - آنرا اجرايي كند، به خاطر نداشتن تفاهم با رئيساش و به خاطر اينكه حرف او را مبنيبر عزل دستهجمعي اعزاي هيأت مديره بيمه ايران گوش نداده است و اينكه در كاهش نرخ سود بانكي اخلال ايجاد كرده است، مهره سوخته محسوب شود؟!
نقدينگي به رقم بيسابقه 153 هزار ميليارد تومان رسيد، دولت با كسري بودجه 12 هزار ميليارد توماني روبرو شد، حساب ذخيرهاي ارزي به قلك دولت تبديل شد كه هرگاه دولت خواست از آن برداشت كند، بانكها در خطر ورشكستي قرار گرفتند و دست آخر تورم آتش به خرمن مردم زد.فشارها بالا گرفت و وزير آرام و مهجور اقتصاد، كمتر در جمع خبرنگاران حضور يافت.
به ياد دارم آن روزي را كه از وي پرسيدم كسري بودجه دولت چقدر است؟
من گفتم: 12 هزار ميليارد تومان.
گفتم : بر اساس پژوهش كارشناسان بودجهريزي اين رقم بدست آمده است.
پاسخ علمي بود. وزير گفت: دروغ است.
بالاخره وزير بود ديگر، نميتوانست بگويد قبول دارم!
از آن زمان 6 ماهي گذشت تا اينكه صبر وزير آرام هم سرآمد و در سالني كه مملو از جمعيت بود و در جلوي چشمان رئيس دفتر مقام معظم رهبري، معاون اول رئيس جمهور و مديران عامل بانكها در آخرين سخنرانياش با منصب وزيري اقتصاد از همان ابتدا بغض گلويش را تسخير كرد و در پايان نتوانست آن را پنهان كند و اشكهايش جاري شد.
غيبت نكن ! بهت مي گم غيبت نكن!

در اخبار آمده بود که این روزها غیبتهای موجه و غیر موجه نمایندگان مجلس بالا گرفته و روز چهارشنبه (هفته گذشته) غیبت بیش از حد نمایندگان، سرانجام مجلس را به تعطیلی کشاند.
از آنجا که انتشار چنین اخباری می تواند دستمایه طعن و انتقاد عده ای از بداندیشان شود، «فارو» از چند تن از نمایندگان خدوم و شریف و غایب مجلس هفتم در این باره سوالاتی پرسیده است:
******************
فارو: حضرتعالی از نیمه اسفند به بعد در مجلس حضور نداشتید علت این امر چه بوده؟
آقای جیم: بسم الله الرحمان الرحیم و به نستعین. عرض شود که ملت همیشه در صحنه ایران و به خصوص مردم خوب و با صفا و فهیم و قدردان حوزه انتخابیه خودم بدانند و آگاه باشند که دغدغه همیشگی ما، خانه ملت بوده و هست.
در این یکی دوماه هم این دغدغه بیشتر دنبال شده و ان شاالله در آینده هم بیشترتر دنبال خواهد شد. فلذا آسوده بخوابند که ما بیداریم.
ضمن اینکه از شرکت در مرحله دوم انتخابات و رای به خادمان خودشان که همیشه دغدغه شان خانه ملت بوده و هست فراموش نفرمایند. کد انتخاباتی بنده هم 2 ب 836 است و امشب هم به روال شبهای گذشته محفل پرفیضی به همراه چلوکباب سلطانی در منزل حقیر برپاست که شرکت در آن برای عموم رای دهندگان بلامانع است و رحمه الله و برکاته.
******************
فارو: جناب آقای دکتر دال، شما با شعار ژاپن اسلامی به مجلس هفتم رفتید...
دکتر دال: خب منظور؟
فارو: آیا غیبت های مکرر شما در مجلس در این راستا بوده؟
دکتر دال: این چه سوال بی ربطی است که می پرسید؟ من نمی دانم شما خبرنگارها کی می خواهید دست از این عقب ماندگی بردارید و به جای پرسیدن سوال های چرند، مثل خبرنگارهای کشورهای مترقی سوال های خوب و مفید بپرسید؟
فارو: به نظر حضرتعالی چه سوالی خوب و مفید است؟
دکتر دال: مثلا راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی. شما از این سوال ها بکن تا من با مهربانی سه ساعت دراین باره سخنرانی کنم.
فارو: چشم. آقای دکتر دال؛ لطفا بفرمائید راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی چه ارتباطی با غیبت های مکرر شما در مجلس هفتم دارد!
دکتر دال: نخیر مثل اینکه شماها درست بشو نیستید. الان بهت نشان می دهم... آهای یکی اون شمشیر شینزو آبه من را بیاورد تا این مزدور رو به طریقه سامورایی از وسط به دو نیم کنم... پس چی شد این شیزوآبه من...
******************
فارو: الو... سرکار خانم ط؟
خانم ت: بنده خانم ت هستم، دسته ندارم!
فارو: عذرخواهی می کنم. سرکار خانم ت آیا صحت دارد که غیبت های اخیر شما از مجلس به خاطر انتخابات مجلس هشتم است؟
خانم ت: ابدا چنین چیزی صحت ندارد. من با دلیل موجه غیبت داشته ام. آقای حداد عادل هم در جریان هستند.
فارو: ممکن است به ما هم بفرمایید.
خانم ت: بله... اواخر بهمن ماه گذشته، جایتان خالی دختر وسطیم وضع حمل کرد و یک پسر کاکل زری به دنیا آورد. ماشالله ماشالله خیلی پسر خوشگلیست و بزنم به تخته در زمان به دنیا آمدنش سه کیلو و چهارصد و سه گرم وزن داشت. خب منِ اصولگرا هم که نمی توانستم دختر معصوم و بچه دسته گلش را توی شهر غریب تنها بگذارم، این بود که یک چند وقتی آمدم پیشش و بعد از اینکه این بچه را از آب و گل بگیرم بر می گردم تهران.
فارو: امکان اینکه چند روزی از دخترتان مرخصی بگیرید و به تهران بیایید نبود؟
خانم ت: این طفل معصوم که حرفی ندارد. منتها پاریس کجا، تهران کجا!
******************
فارو: جناب آقای فه! با توجه به میزان بالای اصولگرایی مجلس هفتم و شخص جنابعالی که همواره به عنوان یکی از سمبلهای جریان اصولگرایی شناخته شده اید، می خواستم ارتباط بین اصولگرایی و غیبت های مکرر شما و برخی از همفکرانتان را جویا شوم. به خصوص اینکه شخص شما همواره بر عنصر "پاسخگویی" تاکید و اصرار داشته و دارید.
آقای فه: بله.
فارو: چی بله؟
آقای فه: همان.
فارو: کدام؟
آقای فه: بنده هم موافقم.
فارو: با چی؟
آقای فه: البته به طور کامل نه.
فارو: چرا؟
آقای فه: ابدا.
فارو: جدا؟
آقای فه: متاسفانه وقت بنده رو به اتمام است و باید در جلسه مهمی شرکت کنم. خوشحال هستم که توانستم باز هم در پاسخ به رسانه ها، که در حقیقت نمایندگان افکار عمومی جامعه هستند باشم و به چند تا از پرسشهای عمیق شما پاسخ بدهم.
هدیه ناقابلی هم بچه های دفتر برای شما و همکاران محترمتان تهیه کرده اند که به رسم یادبود با وانت به دفتر عصر ایران ارسال خواهد شد.
به دوستان سلام برسانید... آها... تا یادم نرفته می خواستم بگویم که متاسفانه به علت ضیق وقت نشد که آن طوری که شایسته است به سوالات شما جواب بدهم. اگر زحمتی نیست حتما در تهیه گفتگو با بچه های دفتر هماهنگ کنید. خدانگهدار.
******************
فارو: حاج خانم؟
حاج خانم شین: زهر مار!
فارو: متشکرم!
******************
فارو: الو... جناب پ؟
جناب پ: داد نزن آقا... اینجا یک مملکت متمدن است خدای ناکرده ها!
فارو: بنده عذر خواهی می کنم. فکر کردم راه دور است صدا نمی آید. راستی حضرتعالی الان کجا تشریف دارید؟
جناب پ: دقیقا نمی دانم. یعنی از این بالا که خوب دیده نمی شود. ولی باید جایی بین واشینگتن و آمستردام و لندن باشد.
فارو: بنده مزاحم شدم درباره غیبت نماینده های مجلس هفتم که این روزها باعث تعطیلی مجلس هم شد سوال بپرسم.
جناب پ: من از اول هم گفته بودم که مجلسی که دست راستی ها و مرتجعین و محافظه کارها بیفتد از این بهتر نمی شود. این ملت واقعا لیاقت اصلاحات و اصلاحطلبان را ندارد. بنده چند وقت پیش هم که مهمان دوستان در صدای آمریکا بودم اینها را گفتم. شما آن برنامه را دیدید؟
فارو: همان که به عنوان یک نماینده مجلس، کل حکومت جمهوری اسلامی را...
جناب پ: جانمی جان! پس خیلی سروصدا کرد؛ ها؟ حالا چند روز دیگر در بی بی سی هم حرفهای خیلی جالبی خواهم زد. حتما تماشا کنید. آنتن ماهواره که دارید؛ ها؟
فارو: نخیر.
جناب پ: ئه... شما چه جور دوم خردادی و اصلاح طلبی هستید که دیش ندارید؟
فارو: من کی گفتم دوم خردادی و اصلاح طلبم؟
جناب پ: نیستی؟... ای مرتجعِ تمامیت خواهِ محافظه کارِ مزدورِ طرفدار حکومت اسلامی! برو بمیر!
******************
فارو: سلام علیکم... حاج آقا سلام عرض کردم... حاج آقا؟!
حاج آقا خ: ها ها... چیه چی شده... من کجام؟... من کی ام؟
فارو: حاج آقا می خواستم یه سوالی بپرسم.
حاج آقا خ: لااله الا الله... منو پروندی که سوال بپرسی... یعنی این درسته؟
فارو: حاج آقا بنده دیدم شما خوشبختانه غایب نیستید و آرام رو صندلی تان در صحن مجلس قرار دارید گفتم از شما بپرسم ببینم آیا شما می دانید چرا بعضی از نماینده ها اینقدر غایب می شوند؟
حاج آقا خ: چه می دانم آقاجان... مگر بنده فضول کار مردم هستم؟ ما از این مکروهات بری هستیم. آزارمان به کسی نمی رسد، می آییم مجلس کارتمان را می زنیم، چرتمان را می زنیم، بعدش می رویم منزل. به شما هم توصیه می کنیم کاری به کار دیگران نداشته باشید. در احادیث نهی شده اند مسلمانان از سرک کشیدن در کار همدیگر. یا ایها الذین آمنو لا تجسسوا...
فارو: از مواعظ شما خیلی ممنونم.
حاج آقا خ: احسنت... خب حالا که منو از خواب پروندی یک لیوان آب بده، بعد برو...
پایان میلاد
پویا دبیری مهر
محمد باقرقالیباف شهردار تهران اعلام کرده است که پروژه برج میلاد امسال رسما افتتاح خواهد شد.
برج میلادی که با با گذشت قريب به 10سال ازآغاز عمليات اجرايي ساخت آن قرار است به بهره برداری برسد و نماد ایران و ایرانی شود.
برج ميلاد تهران که ازحيث ارتفاع درميان برجهاي مخابراتي دنيا نخستين برج مرتفع محسوب مي شود،تاکنون شش شهردار را در مسير احداث به خود ديده که کرباسچي اولين و قاليباف آخرين آنها است.
اين برج 2/435متري داراي سطح محوطه بامساحت 12هزارو 898مترمربع شامل مرکز جشنواره وهمايش هاي بين المللي،هتل پنج ستاره،مرکز تجارت جهاني و پارک فن آوري اطلاعات است که البته درمراسم افتتاح روز 17بهمن ماه فقط ساختمان برج به همراه مرکز همايشها به بهره برداري مي رسد. مجموعه مرکز ارتباطات بين المللي تهران (برج ميلاد)شامل چهاربخش اصلي، برج مخابراتي، تلويزيوني، مرکزهمايش هاي بين المللي، هتل پنج ستاره بين المللي و مرکزتجارت جهاني است. در طراحي اوليه اين بخش ها به گونه اي پيش بيني شده اند که هريک علاوه بر کاربري هاي خاص خودازامکانات ديگر بخش ها نيز بهره ببرند. علاوه بر تسهيل درارتباطات و تبادل اطلاعات، کاربري هاي اين مجموعه را مي توان درکاربري هاي مخابراتي -تلويزيوني، اقتصادي-بازرگاني، فرهنگي-هنري و اداره خدماتي دستهبندي کرد. برج ميلادتهران که طرح اوليه آن در سال 73از سوي شهرداري تهران ارائه شده بود پس از بررسي هاي لازم ازميان 17نقطه شهر تهران سرانجام تپه هاي کوي نصر که در ميان بزرگراه هاي شمال غرب تهران واقع است، به عنوان محل اجراي مجموعه انتخاب شد.
کار ابتدايي احداث برج در سال 76آغاز که بنا به دلايل مختلف سياسي، اقتصادي و مهندسي احداث آن تا به امروز به طول انجاميده که قرار است از سوي مديريت فعلي شهرداري به بهره برداري برسد. اين برج با 435متر ارتفاع پس از برج سي ان تورنتو کانادا با 3/553متر ارتفاع،برج مسکو با 3/533متر ارتفاع وبرج شانگهاي چين با 500متر ارتفاع در مکان چهارم برج هاي مخابراتي جهان قرار دارد. بااين حال زمان ساخته شدن اين برج ها نيز در مقايسه با ميلاد بسيار جالب توجه است. برج سلطنتي نيويورک قديمي ترين برج درميان اين 8برج در سال 1931در 102 طبقه ساخته شد.
امپاير استيت،نخستين ساختمان در دنيا بود که بيش از 100طبقه داشت و به مدت 41سال بلندترين آسمانخراش جهان بود. اين برج با 3400کارگر ظرف مدت 410روز از ژانويه 1930تا ماه مي1931 ساخته شد. برج شيکاگو ظرف مدت 3سال (73- 1970) با هزينه 175ميليون دلار، برج تورنتو (76-1973)با هزينه 260ميليون دلار، برج مسکو،(67-1963)برج تايپه،(2004-1999) برج شانگهاي (95-1991)با هزينه 100ميليون دلار و برج هاي دوقلوي کوالالامپور(98-1995)ساخته شده اند درحالي که برج ميلاد از 1995 تا امروز در حال ساخته شدن است. بررسي مقايسه اي ساخته شدن برج ميلاد باديگر برج هاي دنيا اين نتيجه را داردکه روندساخت برج ميلاد طولاني ترين مدت يک سازه اينچنيني است درحالي که برج نيويورک درفاصله کمتر از 2سال در 7دهه قبل ساخته شده است. اما به عقيده بسياري ازکارشناسان دليل طولاني شدن مدت ساخت ميلاد،بيشتر ازدلايل مالي و فني،به دليل عدم مديريت درست وجابجايي فراوان مديران شهري بوده است.
درشهري که عمرمتوسط شهرداران آن کمتر از 2سال است و مديران شهري دائما در حال تغيير هستند، نمي توان انتظاري بيشتر از اين داشت درحالي که متوسط ساخته شدن برج ها دراين رده 3سال بوده است که عموما باتکنولوژي 3دهه قبل ساخته شده اند. 9سال زمان براي احداث تونل رسالت(در حالي که طبق برنامه بايد سه ساله احداث مي شده است)،10سال زمان براي احداث برج ميلاد(درحالي که حداکثربايد سه ساله ساخته مي شده است) و 7سال زمان براي احداث پارکينگ طبقاتي لاله (که دريک سال هم قابل ساخت است)درکنار کاستي هاي فني،نشان دهنده يک معضل بزرگ هستند. اينکه تهران سال هاست که تاوان عدم تداوم در مديريت شهري را مي پردازد قطعات درهيچ کدام ازکلانشهرهاي جهان اين گونه نيست که متوسط دوره مديريت يک شهردار کمتر از دو و نيم سال باشد،آنچنان که درتهران شاهد بوده ايم در 28سال بعداز انقلاب پانزده نفر در تهران شهردار شده اند. پس عجيب نيست که برج ميلاد در ميان رقبايش،اين گونه از نظر مدت ساخت رکورددار مي شود. برج ميلاد تنها يک سازه 435متري نيست،اگر چه صحبت درمورد کارکرد مخابراتي وارتباطي آن بسيارسخن گفته اند،امااين پروژه به واسطه مجموعه اي متنوع داراي اهميت فراواني است.
شايدهيچ کس فراموش نکند روزي را که درپايتخت شايعه اي در مورد کج شدن برج ميلاد منتشر شد،درآن روز بسياري ازشهروندان باچشم هاي نگران به اطراف اين سازه عظيم و چشمگيرآمدند تاببينند که آيا قرار است در سال هاي آينده نماد کشورمان باشد،هنوز متولدنشده رو به ويراني خواهد رفت،اما آنان در کمال تعجب ديدند که برج ميلاد در کمال استواري قرار دارد.
در واقع،برج ميلاد به نوعي يکي ازمقاوم ترين و فني ترين سازه هايي است که تا به امروز درتهران قد علم کرده است.
ارتفاع حيرت انگيز اين برج ازسويي و وجود بسياري از ساختمان هاي گوناگون دراطراف آن به اين سازه ويژگي منحصر به فردي داده است.
وجود يک لابي 4طبقه که دو طبقه آن درزيرزمين و دو طبقه آن نيز در بيرون زمين قراردارد،به عنوان پايه هاي برج جذابيت ويژه اي به آن داده است. "سيدرضا ميرصادقي" مديرعامل شرکت يادمان سازه از وجود امکانات فراوان دراين برج خبر مي دهد.
وي از احداث رستوران گردان در بالاي برج و مراکزتجاري در قسمت فوقاني مي گويدومي افزايد:برج ميلادبه سازه اي منحصر به فرد درتهران تبديل خواهد شد.
ازسويي وجوديک هتل پنج ستاره درضلع شمالي وهمچنين مرکز همايش ميلاد در کنارهتل وهمچنين وجودساختمان هاي دوقلوي تجارت بين المللي در شمالي ترين بخش اين مجموعه،ازديگرجاذبه هاي مجموعه ميلاد است. قراراست برج ميلادعصرچهارشنبه17بهمن ماه امسال باچندسال تاخير افتتاح شده و به تدريج ظرف مدت 2سال بخش هاي جنبي آن تکميل شود.
به راستی باید به مدیریت شهری برای مدیریت پروژه ای به این عظمت ، دستمریزاد و خسته نباشید گفت.

