انتخابات عادلانه از نظر وزیر کشور
یک روز پس از انتخابات در کنفرانس خبری وزیر کشور که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد از وزیر کشور پرسیدم که آیا عدم صدور کارت برای 2500 ناظر یکی از جریانات سیاسی به منزله ناعادلانه بودن برگزاری انتخابات نیست؟
و اینکه اساسا" انتخابات عادلانه از نظر شما چه ویژگی هایی دارد؟ که وی در پاسخ با رد این موضوع به شمارش معیارهای برگزاری عادلانه انتخابات اخیر پرداخت.
پورمحمدی در این باره گفت ما سعی کردیم ضوابط و مقررات انتخابات را به طور کامل بین همه یکسان اعمال کنیم و مثلا در بحث تبلیغات این موضوع کامل صدق کرد و اگر در پوستر تبلیغاتی جریانی شعار "پروا مکن بشتاب همت چاره ساز است" درج شده بود در پوستری دیگر نیز "شعار همراه شو عزیز" به چشم می خورد.
وی ادامه داد : از سوی دیگر ما در اعمال قانون از به کارگیری روشهای سختگیرانه پیشگیری کرده و قانون را به صورت سهل و روان اجرا کردیم .
پورمحمدی همچنین از دیدار مدیران مسئول جریان اصلاح طلب در روز جاری با خود خبر داد و گفت : مدیران مسئول جریان اصلاح طلب در این دیدار با اعلام اینکه هیچگونه نگرانی از جریان برگزاری انتخابات در استانها ندارند نسبت به نتایج احتمالی حوزه های اخذ رای در تهران ابراز نگرانی کردند و خواستار حضور قوی تر در شعب رای گیری شدند که بنده نیز برای حل تمام شبهه ها درخواست کردم با صدور کارت ویژه وزارت کشور نمایندگان آنها به عنوان بازرسان ما در حوزه های اخذ رای حاضر شوند تا جای هیچگونه نگرانی باقی نباشد.
مصدق به مردم نشان دهید!
روز جمعه انتخابات حساس و سرنوشت ساز دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار
می شود.امسال از سوی وزارت کشور و همچنین از سوی فرمانداری تهران به عنوان خبرنگار ویژه برای پوشش خبری این رویداد مهم انتخاب شده ام.
برخلاف تبلیغات رسانه ای از سوی صدا و سیما و چند مطبوعه خاص واقعیت هایی در جامعه وجود دارد که در گذشته شاهد آن نبوده ایم.
اینکه مردم به دلیل مسائل معیشتی و تنگدستی دیگر فرصتی جهت بررسی و انتخاب نماینده خود در خانه ملت ندارند و از آن مهمتر دیگر رمقی برای آنها نمانده است،به خصوص در این انتخابات که همراه شده است با ایام پایانی سال و خرید نوروز و رفت و روب خانه و کاشانه.
از جهت انتخاب نماینده ای که بتواند در مجلس کار آمد باشد و در حد و اندازه های پارلمان باشد نیز باید گفت که شاید رقم آنهایی که موجود هستند به انگشتان دست هم نمی رسد.
یکی از مسوولان که هفته گذشته با وی خصوصی گفتگو می کردم درپاسخ به سوالی مبنی بر لزوم شرکت در انتخابات پاسخ جالبی داد وگفت:" شما به مردم "مصدق" نشان دهید تا مردم در انتخابات شرکت کنند!وقتی رجل سیاسی مناسب مجلس نیست،باید به زور چند اصلاح طلب دست و پا شکسته وچند اصولگرای صورت زخمی را به مجلس فرستاد."
نمایندگان مجلس از پژوها پایین آمدند
برخی از نمایندگانی که در دوره هفتم مجلس مشغول به کار بودند و در انتخابات دوره هشتم نیز کاندید شده اند برای جلب نظر مردم با وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس و مترو و تاکسی در سطح شهر تردد می کنند.
یک منبع آگاه در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با اندیشه پویا با اعلام این خبر افزود:برای حمل و نقل نمایندگان،اداره ترابری مجلس خودروهای پژو پرشیا و پژو405 را در اختیار آنها قرار داده است،اما برخی از نمایندگان از چندی پیش دیگر از این خودروها استفاده نمی کنند!
اندیشه پویا : ای کاش اینهمه ساده زیستی و قناعت در همه ایام از سوی آقایان و خانم های مجلسی دیدده می شد.

چند روز پیش در پی شنیدن خبری از سوی علیرضا،شوهر خواهرم مبنی بر شرکت حسین رضا زاده در تیزری تلویزیونی تصمیم گرفتم پس از مشاهده این تیزر گزارشی را در این خصوص بنویسم.
شب گذشته خودم هم این تیزر را دیدم.دراین تیزر تبلیغاتی رضا زاده خود را همانند مدیر یک بنگاه مسکن نشان می دهد که بر صندلی تکیه زده و با اعداد و ارقام نظر مشتریان را به خریداری ملک در دبی جلب می نماید و در آخر هم با آن لهجه شیرین ترکی اعلام می دارد "اینجانب رضازاده به تمامی ایرانیان توصیه می کنم در دبی ملک خریداری نموده و از طریق املاک رابینسون سرمایه گذاری مطمئن را تجربه کنند!"
حسین رضازاده، قهرمان ایرانی وزنه برداری جهان که از او به عنوان جهان پهلوان یاد می شود و خود را معتقد به برخی ارزشهای انسانی و مذهبی می داند، به تازگی در شبکه های ماهواره ای اقدام به تبلیغ برای یک بنگاه املاک می نماید و از ایرانیان می خواهد با خروج سرمایه هایشان از ایران، در دبی ملک بخرند.
در اینکه رضا زاده کار اقتصادی انجام دهد حرفی نیست،اما روی سخن با کسانی است که از وی بتی ساختند و روبروی خانه خدا مراسم عقد وی با همسرش را برگزار کردند،گویی رضا زاده از کره ای آمده که آدم های معمولی از آن به دنیا نمی آیند.
اگرچه ورزشکاران وقتی در سطح دنیا به جایگاه قهرمانی می رسند، به دلیل شناخت مردم از آنها سوژه مناسبی برای شرکتهای بین المللی تبلیغاتی و تبلیغات برای کالاها و محصولات می شوند و از این مسیر به کسب ثروتهایی هنگفت می پردازند، اما برای قهرمانی که اعتبار جهانی خود را با نام حضرت ابوالفضل(ع) عجین کرده و علقه هایی از روحیات ایرانی و اسلامی را به نمایش در می آورد و مقامات عالی نظام هم با پیام فرستادن برای او مایه می گذارند، این نوع شیوه تبلیغاتی و شرکت در تیزر خرید املاک توسط ایرانیان در کشور امارات متحده عربی آن هم در شبکه ای که بر خلاف بسیاری شبکه های لس آنجلسی حرمت روزهای عزا را هم نگاه نمی دارد، جای شگفتی و سئوالات فراوان دارد.
تبلیغ برای سرمایه گذاری در کشوری که اکنون به واسطه ادعای ارضی نسبت به سه جزیره ایرانی جزء کشورهای متخاصم نسبت به منافع ملی ایرانیان در سطح دنیا محسوب می گردد و از هر فرصتی برای بیان این ادعای کذب استفاده می نماید، قطعا در شان یک قهرمان ملی ایران نیست.
در ایران قهرمانان و پهلوانان زیادی وجود دارند که با استفاده از امکانات کشور و حمایتهای نظام و البته تلاش مجدانه خود به جایی رسیده و کرسیهای جهانی را از آن خود می نمایند، ولی معلوم نیست برخی نظیر این ورزشکار چگونه حاضر می شوند برای کسب اندک درآمدی اعتبار خود و ارزشهای یک ملت را به بازی بگیرند.
رضازاده علاوه بر جوایز هنگفت و انواع خودروها و انبوه سکه هایی که در این مدت به عناوین مختلف گرفته، در ایران هم برای بطریهای آب معدنی و قرعه کشی بانک ملت و تبلیغ یک کارخانه سازنده رب گوجه تبلیغات انجام داده، اما این نوع تبلیغ نشان داد عطش کسی که به رغم دارا بودن عنوان ملی، برای مصاحبه با رسانه ها هم تقاضای پول می کند، می تواند منافع کشور را هم زیر پا بگذارد و او را در حد ابزار چند دلال بین المللی تنزل دهد.
به نظر می رسد مسوولان باید در افکار و رفتار خود در مواجه با یک ورزشکار عادی تجدید نظر کنند.
گرگان؛ شهری آرام




اواخر هفته گذشته برای یک سفر سیاحتی به گرگان؛مرکز استان گلستان رفتم.تا کنون به این شهر نرفته بودم اما به دلیل خویشاوندی با گرگانی ها،تعریف این شهر آرام را شنیده بودم و در ذهن داشتم که روزی به این دیار سفر کنم.
با وجود اینکه زمان محدودی در این شهر بودم اما بخش های مهم و تفریحی شهر مثل ناهار خوران که گل سرسبد تفرجگاه های شهر گرگان است را دیدم و البته به النگدره و جنگل سروش ومجموعه طاهری و روستای زیارت هم رفتم.
در توصیف این شهر می توان گفت آرامش حاکم به همراه آب و هوایی مطبوع و مردمانی صمیمی و خونگرم از جمله مهمترین ویژگی هایی است که به چشم می آید.
اقامتم در این سفر در هتل سرمايه گذاري ايرانگردي و جهانگردي ناهار خوران گرگان بود که سبب شد با جواد شکیب زاده؛مدیر این مجموعه که همزمان رئیس جامعه هتل داران استان گلستان نیز هست مصاحبه ای داشته باشم.
خبر مهمی که در این گفتگو عنوان شد ساخت هتلی 4 ستاره با بودجه ای بالغ بر 10 میلیارد تومان در ناهار خوران گرگان بود که تا 3 سال آینده و در صورت تامین منابع مالی به بهره برداری می رسد.
خیلی علافه مند بودم که سفرنامه ای راجع به گرگان به رشته تحریر در آورم اما به دلیل گمبود وقت نشد.در سفر بعدی حتما به این کار می پردازم.
گفتگو با شکیب زاده را نیز در قالب گفتگو هفته آینده در روزنامه"ابرار اقتصادی "و "اعتماد"به چاپ می رسانم.
دیدار با هاشمی

روز گذشته به همراه مسوولان گروه نشریات ابرار برای دیدار با آیت ا... هاشمی رفسنجانی به کاخ مرمر رفتم.
هاشمی را مثل همیشه سر حال و شاداب دیدم. رفسنجانی در سخنانی با اشاره به موضوع تحریم گفت:اینها در نهایت کار خودشان را کردند ولی ما همچنان در راستای سیایت های نظام حرکت خواهیم کرد.
هاشمی کنایه ای هم به رد صلاحیت ها زد و گفت:اینها (شورای نگهبان)با خط سرخ خودشان برخی از انقلابیون را هم رد صلاحیت کردند که مایه تاسف است.
دیدار دیروزمان نزدیک به 2 ساعت به طول انجامید.توجه به این نکته که هاشمی از مهمترین ستون های انقلاب است لزوم توجه به سخنان و هشدار های وی را بیش از پیش مطرح می کند.
3ثبت یک رکورد:
صدور3 قطعنامه در 2 سال
در چهارمين قطعنامهاي كه عليه برنامهي صلح آميز هستهيي كشورمان در شوراي امنيت و تحت فشارهاي آمريكا و معدود متحدان اروپايياش به تصويب رسيد، شورا براي سومين بار تحريمهايي را عليه جمهوري اسلامي ايران تصويب كرد.
حاصل سیاست خارجی دولت نهم در 2 سال و نیم گذشته صدور 3 قطعنامه علیه فعالیت های هسته ای ایران است.
با این وجود برخی در صدد هستند صدور قطعنامه را چیزی مثل تهدید های تلویزیون های فارسی زبان جلوه دهند.
حال باید دید تا 2 سال آینده روند صدور قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد بر علیه ایرا به کجا می رسد!
معاون وزیر کم حرف
دیروز در همایشی حضور پیدا کردم که در خصوص حقوق مصرف کنندگان برگزار شده بود.چند لحظه ای از نشستنم روی صندلی نگذشته بود که دکتر بازرگانی؛معاون امور مجلس و استانهای وزارت بازرگانی آمد و در کنارم نشست.
گوشی موبایل یکی از دوستان زنگ خورد و دکتر بازرگانی گفت:شما خبرنگار ها هنوز فرهنگ استفاده از تلفن همراه را یاد نگرفتید!من هم گفتم من و شما خیلی چیز ها را یاد نگرفتیم!
در 45 دقیقه ای که کنار وی بودم فرصت را مغتنم شمردم و در خصوص موضوعات مختلفی با هم صحبت کردیم.انتخابات مجلس یکی از اینها بود.بازرگانی شاید بدون اغراق از کم مصاحبه ترین مسوولان کشور است؛اما در همین فرصت ترتیب یک نشست خبری را تا قبل از عید دادم.بازرگانی هم قبول کرد.
گفتگو با عماد افروغ؛اینبار صمیمی
نمایندگان مجلس نزدیک انتخابات خیلی صمیمی و دوست داشتنی می شوند و تلفن ها را به خوبی جواب می دهند و تعامل خیلی خوبی با روزنامه نگاران دارند.
البته این موضوع به صورت عام است و در مورد عماد افروغ،رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس صدق نمی کند.محض اطلاع ذکر کردم.
هفته گذشته در جمعی با حضور دکتر خوش چهره؛نماینده مردم تهران در مجلس هفتم،دکتر حسن سبحانی؛نماینده مردم دامغان در مجلس هفتم،سعید ابوطالب؛نماینده مردم تهران در مجلس و عمتد افروغ نماینده مردم تهران در مجلس به گفتگویی انتخاباتی پرداختیم.
فهوای گفتگو حول محور ائتلاف جدید اصولگرایان به نام ائتلاف اصولگرایان مستقل بود که در آن 10 کاندید حضور دارند.چهره های رسانه ای نیز در این مجموعه هستند.
اما بعد از پایان جلسه با دکتر افروغ چند کلامی راجع به سیاست و سیاست ورزی وی گفتگو کردم.افروغ دل پری داشت و خیلی هم صحبت برای گفتن!برخی را گفت که خیلی محرمانه بود و برخی را هم نگفت تا در دلش بماند.
اینکه در این سالها چه کشیده است و چه تهمت ها که به وی نزده اند.
گفت که دیگر به عالم سیاست بازگشت نخواهد داشت و به قلم ورزی و نویسندگی و معلمی دانشگاه روز را شب و شب را به فجر می کند.
كنايههای سنتوري

فيلم علي سنتوري، ساخته داريوش مهرجویي كه در روزهاي اخیر به صورت يك پروژه برنامهريزي شده از سوي باند های مافیا، درسراسر كشور به صورت قاچاق پخش شده حاوي نكات بسيار مهمي است كه مهرجویي با بازي گرفتن از بازيگران اين فيلم در فهواي فيلم، به اهداف خود رسيده است.
اينكه ممنوعيتها در اين كشور سبب بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي نظير اعتياد است واينكه نبود تفريح وشاديهاي پيش پا افتاده براي جوانان ايراني آنها را ناچار به پيروي از تفريحات نامتناسب با فرهنگ وگستره ديني ایرانی ميكند، چند گام ابتدايي اين فيلم است.
آنجا كه روحاني براي جاري كردن خطبه عقد به چادر ساخته شده از سوي زوج متقاضي ميرود واز شكل وشمايل و نبود پدر و مادر آنها اظهار تعجب ميكند و با انگشت خود به سنتور علي ميزند، همه وهمه زيركي كارگردان و نويسنده است كه بدون شك ميخواهد پيش قراولان ديني را نيز در این نکبت كه در ادامه فيلم براي آنها به وجود ميآيد سهيم كند.
در سكانسي از فيلم گلشيفته فراهاني با پسر جوان كه همسر جديد وي است در كنار جويي از آب درحال قدم زدن است وآنجاست كه سفره دل را باز ميكند وبه زمين وزمان لعنت می فرستد وكنايه ميزند:«تو اين مملكت نه ميشه تفريح كرد، نه ميشه پيشرفت كرد باید چه طور زندگي كرد؟ تمام مجوزهاي كنسرت علي بدبخت را لغو كردند و اجازه ندادن كه براي چندرقاز پول درآوردن كنسرت بذاره؟خوب اونم رفته و معتاد شده.»
از منظر مخاطب شناسي فيلمهايي از اين دست كمتر با اقبال عمومي مواجه مي شود، چرا كه به خصوص در جامعه ايراني مردم به دلایلی بیشتر به دنبال هجويات و فيلمهايي نظير كلاغپرو عاشق و ... هستند اما براي خانواده نخبگان جامعه ساخت چنين فيلمي ميتواند تلنگري براي تفكر هر چه بيشتر آنها باشد وشايد به همين دليل از اكران عمومي « علي سنتوري» جلوگير شد!
البته علی سنتوری می توانست بسیار کوتاه تر از اینها باشد،شاید بهترین زمان برای پایان فیلم،سکانس باشد که علی در خرابه در حال سرخ کردن سوسیس ها است و به هم کیشان خود لقمه های غذا را می رساند.آنجاست که فیلم تاثیر نهایی خود روی مخاطب را گذاشته است و آنرا در خلسه ای احساسی به فکر فرو برده است.
خلاصه داستان
علی بلورچی فرزند حاج آقا بلورچی یكی از كسبه قدیمی وصاحب نام صنف بلور و شیشه است. حاج آقا بلورچی كه در زمان كودكی و نوجوانی سختی های زیادی را متحمل شده است تحت تاثیر عقدههای آن دوران، پسرانش را آن طوركه خود می خواهد تربیت میكند. حامد پسر بزرگترحاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر پادو باشد در نهایت ادامه دهنده راه او باشد. علی پسر دوم حاج آقا است كه از بچگی با ساز كهنه ای كه متعلق به دایی مرحومش بوده انس گرفته وقصد داشته تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه دهد اما با مخالفت مادر مواجه شده وبه اجبار در رشته بازرگانی درس می خواند.
علی عصیان زده از شرایط حاكم در خانه درس و خانه پدری را رها كرده و از خانواده جدا می شود. علی به همراه دوستش "تمایل" یك گروه موسیقی تشكیل می دهد و با اجرا در جشن ها و مناسبات مختلف گذران زندگی می كند و به خاطر تبحرش در نواختن سنتور به علی سنتوری معروف می شود. علی به تدریج در پی معاشرت با دوستان و كارهای شبانه روزی هر از چند گاهی سراغ مواد مخدر ومشروب میرود ولی این استفاده تفننی از مواد مخدر به صورت عادت درمیآید. طی مراسمی كه اجرای موسیقی آن با علی سنتوری است دختری به نام هانیه مجذوب هنر علی شده و این آشنایی به ازدواج آنها منجر می شود. این اتفاقها برای مدت كوتاهی به زندگی علی نشاطی تازه می بخشد و حتی او را تشویق به فعالیت بیشتر می كند. علی كه حالا زندگی مستقلی تشكیل داده كماكان به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد تا به خیال خود شرایط روحی اش را تقویت كند ولی پس از مدتی به خاطر اوضاع نامناسب مالی و رفتارهای بی ثبات ناشی از مصرف مواد مخدر بین او وهانیه مشكلات زیادی پدید می آید تا اینكه هانیه به تنگ آمده و به قهر از خانه علی می رود. علی كه به خاطر آلوده شدن به مواد مخدر كمتر امكان كار برایش فراهم می شود فرصتی می یابد تا به همراه دوستش تمایل اجرای برنامه موسیقی یك مراسم عروسی را انجام دهد.
در اثنای عروسی و اجرای موسیقی میان خانواده داماد و برخی از اقوام و آشنایان آنها كه اختلاف فامیلی داشتند درگیری شدیدی پیش میآید كه منجر به زد و خورد بین مهمانان می شود و در این بین وسایل و آلات موسیقی علی به كلی آسیب دیده و خود وی هم از ناحیه دست به شدت مضروب می شود. آسیب دیدگی شدید علی و عدم توانایی او در ساز زدن تنها امكان پول درآوردن او را از بین می برد. صاحب خانه هم عذر او را می خواهد و علی با مقداری خرت و پرت، آواره وسرگردان شده وبالاخره درگوشهای از یك پارك جنگلی چادر میزند در این دوران با بی خانمانها و معتادان و محشور می شود و چون درمانده و نیازمند است برای پول درآوردن به هر كاری تن می دهد. زندگی درمیان مشتی معتاد و آواره در حاشیه شهر علی را خمودهتر شكستهتر و آلودهتر میكند. یك شب كه علی در میان معتادان و بی خانمان ها مشغول تریاككشی است و میخواهد از این طریق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند، ماموران نیروی انتظامی سر رسیده و همه آنان را دستگیر می كنند. علی به مركز ترك اعتیاد فرستاده می شود و مسوولان این مركز متوجه اختلالات روحی او شده و سعی در برقراری ارتباط با علی از طریق روان درمانی دارند محیط مناسب و شرایط درمانی آنجا به علی كمك می كند تا بهبودی نسبی بیابد تا اینكه با خرید یك سنتور توسط روانشناس مركز برای علی، او فرصت و انگیزهای می یابد تا دوباره موسیقی را از سر بگیرد.





