تبليغاتX
اندیشه پویا

اندیشه پویا

شخصی_خبری_تحلیلی

تقدیر رییس شورای نظارت بر صدا و سیما از برنامه پیدا و پنهان

حسین مظفر؛رییس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما از برنامه های رادیو گفت و گو به خصوص برنامه پیدا و پنهان تقدیر کردند.

"شبکه‌ی رادیویی گفتگو" به دلیل تولید و پخش برنامه‌های فاخر، با محوریت چهار مشخصه‌ی اخلاق، امید، دین و آگاهی، از سوی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما تقدیر شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ایصدا،رییس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما طی نامه‌ای به مهندس ضرغامی، رییس رسانه ملی عنوان کرد: بر اساس گزارش کارشناسان واحد نظارت این حوزه، شبکه‌ی رادیویی گفتگو در دوره‌ی جدید فعالیت‌های خود با تولید و پخش برنامه‌های فاخر براساس چهار محور اخلاق، امید، دین و آگاهی، ساعات غنی و پرباری را برای شنوندگان این شبکه رقم زده است.

حسین مظفر درادامه برنامه‌های "خارج ازمتن"،" نهال شوق"، "گفتگوی روز" چهارشنبه‌ها ، "پیدا و پنهان" و "دین و دولت" شبکه‌ی رادیویی گفتگو را به علت استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای، نیروهای متعهد و دلسوز و ویژگی‌های برجسته، شایسته‌ی تقدیر دانست.
گفتنی است، مهم‌ترین ویژگی‌های برنامه‌های برگزیده‌ی رادیو گفتگو به این ترتیب اعلام شده است:
1- تعمیق معرفت مخاطبان نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی
2- تبیین و معرفی سیاست‌ها و ترفندهای نظام سلطه در عرصه‌های گوناگون
3- ارتقاء شاخت و آگاهی مخاطبین نسبت به تفکرات التقاطی و شبه روشنفکری جریانات وابسته‌ی فرهنگی در حوزه‌های سینما، موسیقی و....
4- ایجاد امید در بین شنوندگان با محوریت گسترش فرهنگ انتظار
5- تبیین تعارض‌ها و ناهماهنگی‌های نظام‌های لیبرال و سعی در شناساندن صحیح تئوری ولایت فقیه
6- اهتمام به جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم
7- نقد صحیح و منطقی تحرکات رسانه‌ای دشمنان در حوزه‌ی جنگ نرم.

پاورقی:نخست اینکه از حسن توجه حاج حسین آقای مظفر به نوبه خودم تشکر می کنم و برای ایشان آرزوی طول عمر و سلامتی دارم.

دوم اینکه؛برنامه پیدا و پنهان با توجه به رهنمودها و راهنمایی های آقای نوروزی،مدیر شبکه رادیویی گفت و گو و مجموعه عوامل این برنامه سعی دارد زوایای پیدا و پنهان رخدادهای فرهنگی،میراث فرهنگی و گردشگری کشور را بیش از پیش بررسی کند که امیدوارم در این مسیر درست حرکت کرده باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 15:33  توسط پویادبیری مهر  | 

امشب در رادیو گفت و گو؛وزارت گردشگری تاسیس می شود؟

در دومین برنامه پیدا و پنهان رادیو گفت و گو در سال جدید به بررسی موضوع تاسیس وزارت گردشگری می پردازیم.در این برنامه با دکتر امیر رضا فرهبد و دکتر مهرداد لاهوتی گفت و گو می کنم.امشب موج اف ام ردیف ۱۰۳.۵ مگاهرتز.
برچسب‌ها: پویا دبیری مهر, امیر رضا فرهبد, وزارت گردشگری, رادیو گفت و گو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:5  توسط پویادبیری مهر  | 

اولین برنامه رادیویی در سال 91

در سال جدید و در ادامه برنامه های سال گذشته رادیو گفت و گو، امشب به صورت زنده و مستقیم و در قالب برنامه "پیدا و پنهان" که به موضوع میراث فرهنگی و گردشگری می پردازد،روی موج 103.5 مگاهرتز هستم.این اولین برنامه رادیویی من در سال 91 است.


برچسب‌ها: رادیو گفت و گو, میراث فرهنگی و گردشگری
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 15:38  توسط پویادبیری مهر  | 

پاسخ جالب بختیار به معشوقه محمدرضا پهلوی

ثريا هنگامي كه ملكه ي ايران بود به اشاره ي شاه اقداماتي براي جلب بعضي از رهبران جبهه ي ملي به منظور همكاري آنها با حكومت جانشين مصدق به عمل آورد . مهمترين نقشي كه ثريا در اين ميان ميتوانست ايفا كند جلب همكاري پسر عمويش شاپور بختيار با دربار و دولت منصوب شاه بود . در كتاب من مرغ طوفانم صفحه ي 11 نوشته اند :

" پس از 28 مرداد 1332 بختيار به زندان افتاد و چندين سال در زندان ماند . روزي ثريا اسفندياري بختياري دختر عموي دكتر بختيار و ملكه ي آنروز ايران به وسيله ي يكي از نزديكان پيغام مهمي براي او به زندان فرستاد به اين مضمون كه در مقابل پذيرفتن وزارت يا هر شغل مناسب ديگر، دست از افكار خود و مخالفت با شاه بردارد و اسباب راحتي بيشتر ملكه را فراهم نمايد . بختيار به پيغام اورنده جوابي داد كه معروف است او گفت : قبول اين سمت ها مجازات خيلي سنگيني براي من است و من ، افكار خود و خون پدرم را با بكارت دختر عمو مصالحه نميكنم ."

كتاب زيباي تنها ص 363


برچسب‌ها: بختیار, ثریا اسفندیاری بختیاری
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:5  توسط پویادبیری مهر  | 

پاسخ جالب بختیار به معشوقه محمدرضا پهلوی

ثريا هنگامي كه ملكه ي ايران بود به اشاره ي شاه اقداماتي براي جلب بعضي از رهبران جبهه ي ملي به منظور همكاري آنها با حكومت جانشين مصدق به عمل آورد . مهمترين نقشي كه ثريا در اين ميان ميتوانست ايفا كند جلب همكاري پسر عمويش شاپور بختيار با دربار و دولت منصوب شاه بود . در كتاب من مرغ طوفانم صفحه ي 11 نوشته اند :

" پس از 28 مرداد 1332 بختيار به زندان افتاد و چندين سال در زندان ماند . روزي ثريا اسفندياري بختياري دختر عموي دكتر بختيار و ملكه ي آنروز ايران به وسيله ي يكي از نزديكان پيغام مهمي براي او به زندان فرستاد به اين مضمون كه در مقابل پذيرفتن وزارت يا هر شغل مناسب ديگر، دست از افكار خود و مخالفت با شاه بردارد و اسباب راحتي بيشتر ملكه را فراهم نمايد . بختيار به پيغام اورنده جوابي داد كه معروف است او گفت : قبول اين سمت ها مجازات خيلي سنگيني براي من است و من ، افكار خود و خون پدرم را با بكارت دختر عمو مصالحه نميكنم ."

كتاب زيباي تنها ص 363


برچسب‌ها: بختیار, ثریا اسفندیاری بختیاری
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:5  توسط پویادبیری مهر  | 

نقد فیلم/خاکستری؛نقطه صفر مرزی مرگ و زندگی

  
یاد دارم که در یک بعد از ظهر ابری،ابراهیم حاتمی کیای چشم عسلی،به من گفت:«همیشه یادت باشد،فیلم خوب فیلمی است که در رختخواب هم نگذارد بخوابی!». مدت ها به جمله این کارگردان نام آشنای سینمای ایران فکر می کردم تا اینکه چند فیلم از این دست دیدم.

از جمله فیلم های به زعم من،"روح آزار" فیلم خاکستری" The Grey است که تلاقی است میان تلاش برای بقا و مرگ.گرگ های این فیلم نشانه ای هستند از سختی ها و عذاب های این دنیایی که هر آیینه زوزه کشان ظاهر می شوند و انسان بی درنگ باید با آنها بجنگد و در غیر این صورت کشته خواهد شد و به پایان زندگی خواهد رسید.از همین روست که Liam Neeson بازیگر نقش اول این فیلم در بیان زیباترین و کلیدی ترین جمله این فیلم می گوید:« گریه و زاری کافیه،پس مثل همه جنگجوهایی که می شناسم،در این روز یا زندگی کن یا بمیر.»

داستان فیلم چیست؟

فیلم "خاکستری"  The Grey به شیوه ای بی رحمانه نشان می دهد که گرگ ها عقیده و نظر خاصی را دنبال نمی کنند. وقتی حمله می کنند، پای هیچ خصومت شخصی ای در میان نیست. این حیوانات طی چندین هزار سال گذشته یاد گرفته اند چطور در سرمای کشنده ی مناطق ترسناکی چون مدار قطب شمال بی آنکه پوشش یا سلاحی داشته باشند، زنده بمانند. البته آنها کاملاً هم بی سلاح نیستند، چنگال و دندان دارند. بیاید از خودمان بپرسیم حتی اگر اسلحه هم داشته باشیم، چقدر می توانیم در مقابل چنگ و دندان آنها مقاومت کنیم؟

در این فیلم گروهی از کارکنان شرکت نفت فرصت این را پیدا می کنند تا سؤال ما را پاسخ دهند. آنها در یکی از جایگاه های استخراج نفت در قطب شمال کار می کنند. جملاتی که "آت وی"  Ottway با بازی Liam Neeson در سکانس افتتاحیه ی فیلم برای توصیف این محل به زبان می آورد، آنرا به نمونه ای از دوزخ تشبیه می کند که ساکنین آن "انسانهایی هستند که شایستگی زیستن در میان نوع بشر را ندارند". شغل آنها از آن دست مشاغلی است که معمولاً دو دسته از افراد به دنبال آن می روند: کسانی که شدیداً به درآمد بالا نیاز دارند، و آنهایی که به دلایلی می خواهند از اجتماع دور باشند و اوقات بیکاری خود را به خوابیدن یا نوشیدن بگذارنند. یکی از صحنه های ابتدای فیلم که در آن با آت وی و چند شخصیت دیگر آشنا می شویم، در کافه ای شلوغ و به وضوح ارزان فروش می گذرد.

آت وی تیرانداز ماهری است که در شرکت نفت، مسئولیت کشتن گرگ ها را بر عهده دارد.آت وی و چند نفر دیگر از کارکنان سوار هواپیمای کوچکی می شوند و قصد دارند از منطقه خارج شوند، اما هواپیما سقوط می کند. اکثر سرنشینان کشته می شوند. هفت نفر زنده مانده اند. آنها امیدوارند گروه نجات پیدایشان کند، اما آلاسکا منطقه ی وسیعی ست و هواپیمای کوچک آنها خیلی زود زیر برف دفن می شود. یکی ازافراد گروه برای قضای حاجت چند قدمی از بقیه دور می شود و همین جاست که گرگ های گرسنه به او حمله می کنند.

آت وی نسبت به بقیه باتجربه تر است و رهبری گروه را به عهده می گیرد. طبق گفته ی او تنها در صورتی امکان زنده ماندن دارند که پایین تر از خط رویش درختان  قدم بردارند. البته به نظر من گرگ ها بدشان نمی آید لابلای درختان آدم را شکار کنند، اما با اینحال فکر می کنم اگر من هم بودم از آت وی پیروی می کردم.

گروه در میان سرمای جانسوز منطقه سفر مشقّت بار خود را آغاز می کنند، به زحمت میان برف ها گام بر می دارند، از خوراکی های اندکی که از داخل هواپیما برداشته اند تغذیه می کنند، و با رسیدن شب آتشی روشن می کنند که خودشان هم خوب می دانند توجه گرگ ها را جلب خواهد کرد. برای دور نگه داشتن گرگ ها گرداگرد خود حلقه ای از آتش برپا می کنند. در میان تاریکی شب، انعکاس نور شعله ها در چشم های خیره و گرسنه ی گرگ ها دیده می شود.

فرصتی دست می دهد تا مردها به گفتگو بنشینند، و این فیلم که جو کارناهان Joe Carnahan آن را ساخته و فیلمنامه ی آن را هم خودش با کمک Mackenzie Jeffers نوشته است، برای هر کدام از این افراد، شخصیتی منحصر به فرد قائل می شود. قرار نیست مخاطب آنها را تنها به عنوان گروهی قربانی تلقی کند. آشنایی ما با آت وی نسبت به بقیه عمیق تر است. متوجه می شویم که روز قبل از پرواز تا مرز خودکشی پیش رفته است، اما حالا که با خطر جدی مرگ روبرو شده، تمام سعی خود را می کند تا زنده بماند.

داستان فیلم The Grey روند منطقی بی رحمانه ای در پیش می گیرد. تعداد گرگ ها از انسان ها بیشتر است. انسان ها تفنگ دارند، سلاح گرگ ها صبوری و بردباری آنهاست، وضعیت جوّی هم که وحشتناک آزار دهنده است. نگاهم به پرده ی سینما بود و هر لحظه بیشتر وحشت می کردم. فیلم بایستی با پایانی خوش به انجام می رسید، غیر از این است؟ اگر "پایان خوش" در میان نبود، حداقل بایستی به شکلی مخاطب را تسکین می داد.

تلاقی عشق و ایمان در سکانس هایی از فیلم دیده می شود و به نظر می رسد هدف کارگردان نیز به تصویر کشیدن اینست.در جایی از فیلم آت وی که تنها مانده است رو به آسمان می کند و به خداوند ناسزا می گوید و در عین حال از او خواهش می کند و التماس می کند که اگر هست خود را نشان دهد و او را یاری کند.نتیجه ای حاصل نمی شود اما نیروی اراده او در مواجهه با گرگ ها بی شک نتیجه درخواست او از خداوند است.

نکته:در سال 2007، سارا پلین (فرماندار وقت ایالت آلاسکا) از قانون پیشنهادی «سازمان نظارت بر امور آبزیان و جانوران وحشی آلاسکا» / Alaska Department of Fish and Game پشتیبانی کرد. طبق این قانون، شکار گرگ ها از داخل هلیکوپتر مجاز شناخته شده و مقامات آن را به عنوان بخشی از برنامه ی کنترل شکار گوزن های شمالی توسط حیوانات درنده ضروری دانستند. هدف این برنامه رشد جمعیت گوزن های شمالی در راستای حفظ منابع تغذیه ی ساکنین آلاسکا بود. در ماه مارس 2007، فرمانداری پالین اعلام کرد خلبان ها و تیرانداز ها به ازای کشتن هر گرگ مبلغ 150 دلار جایزه ی نقدی دریافت می کنند. این موضوع اعتراض فعالان حقوق حیوانات را برانگیخت. آنها موضوع را به دادگاه حقوقی کشانده و در نهایت پیروز شدند. آنها موفق نشدند شکار هوایی را متوقف سازند، اما یکی از قضات ایالتی دولت را وادار ساخت تا از پرداخت جایزه ی نقدی خودداری کند.


برچسب‌ها: خاکستری, The GREY
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 21:28  توسط پویادبیری مهر  | 

به این اسامی در تهران رای دهید+جدول

اسامی کاندیداهای اصلح و متخصص نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی
برای ارایه رای در حوزه های انتخابیه تهران،ری و شمیرانات

اسامی کاندیدا حوزه فعالیت
علی مطهری سیاسی-فرهنگی
احمد توکلی سیاسی-اقتصادی
مرتضی آقا تهرانی سیاسی-فرهنگی
علیرضا زاکانی سیاسی-اقتصادی
الهام امین زاده سیاسی-حقوقی
محمد رضا باهنر سیاسی-اقتصادی
حسین فدایی سیاسی-فرهنگی
علیرضا مرندی آموزشی-سلامت
حسین مظفر سیاسی_آموزشی
علیرضا دهقان ورزش-رسانه
مرتضی غرقی رسانه- بین الملل
بیژن نوباوه وطن رسانه-فرهنگی
بهنام ملکی سیاسی-فرهنگی
محسن کازرونی سیاسی-فرهنگی
ابراهیم انصاریان سیاسی-اقتصادی


برچسب‌ها: نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی, به چه کسانی رای دهیم
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 5:25  توسط پویادبیری مهر  | 

بازی در زمین خارجی ها به بهانه نمایشگاه گردشگری

پنجمین نمایشگاه گردشگری و هتلداری در حالی به پایان رسید که تبلیغات محیطی آن، دقیقا به جای بیلبوردهای یک بانک خاص گنجانده شده بود و ناخواسته خبر از دست‌های پنهانی در ماجرایی می‌داد که گویا، برای حمایت از بخش خصوصی هدف ‌گذاری شده است.

پنجمین نمایشگاه بین‌المللی خدمات و تجهیزات صنعت گردشگری و هتلداری، نه تنها برگزاری یکی از چندین نمایشگاه‌های بین‌المللی کاذبی است که از سوی شبه دولتیان برگزار می‌شود، بلکه پوششی است برای پنهان کردن ضعف‌های برخی از مدیران وابسته؛ نمایشگاهی برای رونق دادن به گردشگری که گویا رویکردش خروج توریست از کشور است!

به عبارت بهتر، با تبلیغ تورهای خارجی به کمک آژانس‌های گوناگون حاضر در نمایشگاه و گردشگری و تلاش شرکت‌های هواپیمایی و هتلداری خارجی برای جذب گردشگران ایرانی، گو اینکه به دنبال این مهم هم بودیم که گردشگران را به خارج از کشور بفرستیم؛ تا جایی که بیش از سی دفتر خدمات مسافرتی فعال در خروج مسافر از کشور، چندین ایرلاین خارجی و شرکت‌های خدمات هتلداری ایرانی و خارجی در پنجمین نمایشگاه هتلداری و گردشگری ایران غرفه‌ای را اجاره کردند تا بروشور تورهای خارجی خود را به بازدیدکنندگان نمایشگاه ارایه کنند و در این میان، برخی از غرفه‌داران مسابقاتی برگزار کردند که جایزه‌اش، سفر یک هفته‌ای به تایلند و یا یک کشور خارجی دیگر بود.

چیزی شبیه حرکت تبلیغاتی برخی دیگر از آژانس‌های مسافرتی وطنی که اصل را بر معرفی جاذبه‌های گردشگری کشورهایی چون مالزی، تایلند، بلغارستان گذاشته بودند و در کل، کاری به گردشگری داخلی نداشتند؛ نمایشگاه گردشگری ایران که تبلیغ برای جاذبه‌های ایرانی در آن بسیار کمرنگ بود!

این در حالی است که برخی فعالان و کار‌شناسان گردشگری بر این باورند که برگزاری نمایشگاه‌هایی از این دست، آن هم در ایام نزدیک به نوروز، تنها برای تبلیغ تورهای خارجی است؛ ادعایی که در فعالیت‌های جهت‌دار غرفه‌داران برای جذب بازدید کننده و ارایه اقلام تبلیغاتی هم به چشم می‌خورد.

از سوی دیگر، شرکت‌های برند هتلداری دیگری نیز در این نمایشگاه بودند و خدمات هتلداری خود را معرفی کردند. همچنین دفا‌تر هواپیمایی مالزی و امارت و ترکیه که همیشه پای ثابت چنین نمایشگاه‌هایی هستند، با نمایش فیلم جاذبه‌های کشور خود، با برپایی مسابقه مربوط به بناهای تاریخی کشورشان، همه تلاش خود را به کار گرفتند تا بازدید کنندگان ایرانی را برای سفر به کشور خود ترغیب کنند.

سایه سنگین ماساژورهای تایلندی

در حالی ‌که برخی نگرانی‌ها از خروج بیش از اندازه ارز به مقصد برخی کشورهای حتی بدنام در بین توریست‌های دنیا از یک سو و بیم ورود بیماری‌ها به کشور از سوی دیگر می‌رود، از حضور پر رنگ ماساژورهای تایلندی در پنجمین نمایشگاه گردشگری و هتلداری ایران، نمی‌توان به راحتی گذشت؛ ماساژورهای زن و مردی که برای ترغیب افراد کنجکاو به بازدید از کشورشان، به مشت‌ومال رایگان بازدیدکنندگان متوسل شدند.

نیروهای متبحر تایلندی که در همین تهران خودمان هم، با پرداخت ۴۶ هزار تومان و رزرو یک جلسه ماساژ، آماده خدمت رسانی(!) هستند و پاکت قرمز رنگ حاوی یک شمع و یک مجسمه کوچکی از یکی از خدایان مکتب بودا را به عنوان اشانتیون به مراجعان اهدا می‌کنند.

اما همه اینها در شرایطی رخ می‌دهد که چند سالی است، بخش خصوصی را با وعده و وعیدهای گوناگون، به حضور در زمینه گردشگری ترغیب کرده‌، اما هیچ حمایتی از آنها نکرده‌ایم؛ از‌‌ همان سال‌هایی که حتی وعده ساخت هزاران سرویس‌ بهداشتی را هم از قلم نینداختیم تا زمانی که به بهانه‌های گوناگون، حتی کویرگردی در مرنجاب را هم مشکل ساز خواندیم و این کوچکترین راه ارتزاق را بر آنها بستیم؛ گویا یادمان رفت اگر آفتی هم هست، دلیل نمی‌شود که به بهانه آن، آتش به خرمن بکشیم!

حالا مانده‌ایم که این نمایشگاه‌ها قرار است چه گرهی از گردشگری رو به موت در کشورمان باز کند؟ به راستی از آن همه شعار توسعه گردشگری در کشور، به دنبال چه بودیم؛ صادرات گردشگر؟!

منبع:تابناک


برچسب‌ها: نمایشگاه گردشگری, بانک گردشگری
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 2:27  توسط پویادبیری مهر  | 

اقتدار گرایی ایرانی؛اتمسفر ایرانی

عصر یک روز زمستانی در ساندویچی تازه تاسیس خیابان پاستور در حالی که اولین گاز را به چیزبرگرعصرانه ام زدم،آخرین پاراگراف کتابِ "اقتدار گرایی ایرانی در عهد قاجار" به قلم استاد ارجمند دکتر محمود سریع القلم را هم خواندم.آنجا که می نویسد:«در اواخر قاجاریه،کشف نفت در ایران زمینه های دولتی تر شدن اقتصاد را فراهم کرد و مانع از شکل گیری بخش خصوصیِ قدرتمند در مقابل دولتی ناظر و ناظم گردید.نفت اقتدارگرایی ایرانی را تقویت کرد.»

نفسی چاق کردم و بدون خوردن نوشابه همزمان به هضم همبرگر و بخش بعدی این پاراگراف پرداختم،جایی که نویسنده این کتاب نوشته است:«بن بست های فکری و سیاسی و شرایط آشوب زده دوره محمد علی شاه و احمد شاه در اواخر قاجاریه به موازات دخالت گسترده بیگانگان در امور داخلی ایران از موانع شکل گیری اجماع داخلی و اصلاح خلیقات ایرانی بود.این بن بست های به ظهور نظامیان،کودتای آنها و اقتــدارگرایی رضا خان در سال 1299 انجامید.پس از فراز و نشیب های فراوان اواخر قاجار در خروج از اقتدارگرایی،اکنون فرهنگ،اقتصاد و سیاست ایرانی وارد دوره پهلوی شد اما ماهیت و محتوای اقتدارگرایی در نظام سیاسی و فرهنگ عمومی باقی مانده و تداوم یافت.»

کتاب را بَستم و نگاهی به جلد انگوری رنگ آن کردم و در دلم صد بار تشکر از اخوی ارجمندم-دکتر امیر- کردم که این کتاب ارزشمند و البته مختصر و مفید را به من معرفی کرد.نیم نگاهی به ته مانده همبرگر کردم و صورت حسابی که شاگرد ساندویچی آورد.8500 تومان.نگاهی به پشت جلد کتاب کردم،نوشته بود:«7500 تومان،نشرفرزان روز.»هزار تومان از قیمت کتاب بیشتر شد این همبرگر.سریع ذهنم به این پاراگراف کتاب معطوف شد که دکتر سریع القلم به زیبایی دلایل جوگیری و جو پذیری و تفاوت جو سازی و جو پذیری را توضیح می دهد در بیان یکی از دلایل آن می نویسد:«چندین علت برای این مساله میتوان ذکر کرد.ابتدا اینکه چون اقتدار گرایی به طور مستمر در تاریخ ایران مانع از رشد و استعداد افراد بوده،رقابت را میان آنان با قواعد و قوانین روشن از میان برده است.»

اینجا به ذهنم رسید که رقابت میان یک همبرگر با یک تولید اندیشه در قالب کتاب،چه رقابت نفسگیری داشته است در این سال های نه خیلی دور و دوره های قاجار،پهلوی و جمهوری اسلامی و اکنون دو هیچ به نفع شکم است،چه آنکه قیمتش هم هزار تومان گران تر از این کتاب و جالب آنکه بازار تقاضا برای این خوردنی فراهم شده است و چه کسانی که گرسنه تن اند و بی هیچ دغدغه احساس تشنگی و گرسنگی روح و ذهن را در خود ندارند.

اقتدارگرایی ایران به روایت نویسنده گویی شکل اتمسفر گونه ای دارد که دور تا دور فرهنگ،سیاست،اقتصاد و اخلاق مدنی مردم ایران را گرفته است. دکتر سریع القلم در این کتاب 235 صفحه ای واژه ای را بدون دلیل به کار نبرده است و به واقع "سریع القلم" نگاشته.اقتدارگرایی ایران در پنچ فصل به رشته تحریر در آمده و محور اصلی آن بر چرایی اندیشه ای و نظری نظام اقتدارگرایی در ایران است که با روایتی نظری-تاریخی به بررسی دوره های 7 پادشاه قاجار نیز پرداخته است و در فصل چهارم بررسی مقایسه ای صورت گرفته و در فصل پنجم نتیجه گیری همراه با آسیب شناسی و تک مضراب هایی از پیشنهادهای اصلاحی،کتاب را ختم می کند.

اقتدارگرایی ایرانی همانطور که خود دکتر سریع القم در ابتدای کتاب روایت می کند،ادامه پژوهش های وی در حوزه فرهنگ و توسعه است و کتاب"فرهنگ سیاسی" وی که سال گذشته آن را خواندم مقدمه ای است نظری بر این کتاب.به تازگی ماهنامه "مهرنامه" نیز به سردبیری محمد قوچانی پرونده ای را راجع به این کتاب تهیه کرده است و گفت و گویی مبسوط با نگارنده این کتاب انجام شده است که خواندن هر دوی اینها را توصیه می کنم.


برچسب‌ها: دکتر محمود سریع القلم, اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار, کتاب جدید محمود سریع القلم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 3:19  توسط پویادبیری مهر  | 

اندیشه پویا رفع فیلتــر شد

از عجایت روزگار است،رفع فیلــتر در آستانه انتخابات!طی ۵ سال گذشته در این وبلاگ،به "مختصر نویسی" روی آورده بودم،متاسفانه سه بار وبلاگ فیلتر شد که آخرین آن مربوط به بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود و به دلیل فضای نامساعد و گندیده سایبری و سیاسی اجتماعی آن مقطع و دلایل شخصی تصمیم گرفتم که تا دو سال در اندیشه پویا ننویسم،اما اکنون که "اندیشه پویا" از فیلتر در آمده است،دوباره به دوستان و مخاطبانم درود میفرستم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد.امید که نیک باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 3:17  توسط پویادبیری مهر  |